اگر بخواید چندتا از واقعیتای بچه داری که تو این مدت فهمیدید رو به کسی که قصد بچه دار شدن داره بگید اون واقعیت ها چیه؟

من دلم میخواد به هرکی میگه من و شوهرم عاشق بچه ایم بگم قبل از تولد، درباره تقسیم کار خیلی شفاف و بی تعارف حرف بزنید. «کمک کردن پدر» عبارت اشتباهیه؛
بچه مسئولیت مشترکه باید با تقسیم وظایف پیش بره و ۲ طرف به اندازه هم گذشت و فداکاری داشته باشن، اگر همسر شما همین الانشم تو هیچ موردی درست حسابی وظیفه ای رو به گردن نمیگیره، خودش یه زنگ خطره
خیلی از دعواها بعد از بچه بخاطر بار ذهنی زیاد، تنهایی و این حسه که «همه‌چیز افتاده گردن من»
هم اطرافمون هم اینجا میبینیم که خیلیا فکر میکنن اگر پدر پوشک عوض میکنه یا گاهی بچه رو میخوابونه، یعنی تقسیم کار خوبه. اما بار اصلی اغلب نامرئیه به نظرم: یادآوری واکسن، وقت دکتر، سایز لباس، خرید پوشک، برنامه ی خواب، غذای فردا، اصلا غذا خورد یا نه؟ میان وعده، دارو، مهد، وسایل بیرون رفتن، قطره چی بدم و کی بدم؟ خوردش یا نه؟ و صدتا تصمیم و کار تکراری و ریز روزانه. همین «مدیریت ذهنی دائمی» میتونه فرساینده‌تر از خود کار فیزیکی بچه داری باشه بماند که خیلی از پدرا فکر میکنن کل فرایند بچه داری خلاصه میشه تو خوابوندن و شیر دادن و تعویض پوشک، بچه م که خودش با خودش بازی میکنه!

باور کنید بچه ‌داری رابطه زن و شوهر رو فقط شیرین‌تر نمیکنه فشارای پنهانش رو بزرگ میکنه
کم‌خوابی، کاهش وقت دونفره، تغییر رابطه جنسی، اختلاف توی استانداردای تربیتی و نابرابری شدید توی قبول مسئولیتا می‌تونه اختلافای حتی جدیدترو جدی تر بسازه که قبل از بچه اصلا دیده نمیشده یا مهم نبوده

پس اگه همسرتون همراه نیست خیلی منطقی تر، واقعی ترو جدی تر بهش فکر کنید

۱۵ پاسخ

باهمه حرفات کاملا موافقم. فقط یک چیزی، پدر بیشتر تایم رو سرکاره، نهایت چند ساعت شب پیش بچه باشه، تو اون چند ساعت چطور میتونه نصف مسئولیت بچه رو گردن بگیره؟ چطور میتونه غذای فرداشو درست کنه، مهد ببره، دکتر ببره و ...؟ یا مثلا خود داروها که یه بخش بچه داری هست رو نمیشه دوتایی انجام ذاد، زمان ها باید دست یک نفر باشه، دونفر دخالت کنن توش قاطی میشه. بیا و قبول کن که در هرررررر صورت چه قبلش صحبت هم کنی چه نه، حتی ببریش محضر تعهد قانونی هم بگیری باااااازم نهایت پدر بتونه ۲۰ درصد مسئولیت رو به عهده بگیره و ۸۰ درصدش رو دوش مادره

خیلی خوب و کامل گفتی
ولی بیایید یکم نسبت به مرد ها کمتر گارد بگیرید
وضعیت اقتصادی داغونه و مردا واقعا زیر فشارن
اگه همسرتون خودش تنهایی داره بار مسئولیت اقتصادی خونه رو به دوش میکشه بحث راجب اینا نامردیه
ی مرد هم با پدر شدن بار فشارش اقتصادیش بیشتر میشه پس باید بیشتر فکر کنه بیشتر کار کنه و بیشتر خسته میشه دقیقا مثل مادر
پول پوشک پوشاک دارو دکتر و.... هزارتا خرج ریز و درشت دیگه
پس اگه گهگاهی پوشک بچه رو عوض کنه و بخوابونه قابل تقدیره از نظر من
چون تو ایران با این شرایط همین که زن و بچشو لنگ یه قرون دوهزار نزاره خودش اوج مردونگیه و خیلیییییی کار شاقیه

آفرین. عالی و دقیق نوشتی.
بچه یه مسئولیت سنگین و تمام عیار به نام مادر شدن رو روی دوش زن میزاره در حالی که در اکثر مواقع، بالغ بر ۹۰ درصد مواقع فقط برای مرد ارمغانش پدر شدنه.
و خوب گاها اجتناب ناپذیره هاا بگم اینم. چون بچه در هر حالت نیازش به مادر خیلی بیشتر از پدره.
ولی خوب مرد های جامعه ما نمیدونن بچه داری جز وظایف پدره نه جز لطف و کمک پدر به مادر در راستای بچه داری

عزیزانم معلومه که تقسیم مسئولیت لزوما ۵۰-۵۰ کردن همه کارا نیست. اگر پدر بخش بزرگی از روز بیرون از خونه و سرِ کاره، طبیعتا کسی که بیشتر با بچه توی خونه س کار مستقیم بیشتری انجام میده.
مسئله‌ای که معمولا مشکل‌سازه این نیست که «چرا بابای بچه ساعت ۱۱ صبح بچه رو حمام نکرد؟» یا چرا قطره اهنش رو امروز نداد ؟
مسئله اینه که وقتی برگشت خونه هم نقش خودش رو صرفا «کمک‌کننده» بدونه و تمام مسئولیت اصلی و فکر کردن درباره بچه روی دوش مادره و از نظر روانی تلاشی برای کم کردن اونهمه خستگی روحی و جسمی نمیکنه
دوتا جمله ی قشنگ
یه پیشنهاد برای اینکه میخوای نیم ساعت ببرمش بیرون؟
یا مثلا پوشک قبل خوابش رو بده من عوض میکنم
من خودم شاغل بودم و الانم دور کارم و به زودی هم برمیگردم سر کار
پس میفهمم مرد وقتی میره سر کار له برمیگرده خونه
ولی من الان اینور قضیه رو هم دارم میبینم که نیازی نیست پدر از وقتی برمیگرده نقش پرستار بازی کنه، همینکه مثلا مسئولیت گرفتن وقتای دکتر بچه رو برعهده بگیره، یا به صورت روتین دو روز در هفته بچه رو ببره پارک، یا روز واکسن بچه همراه باشه، یا مثلا خرید یه سری نیازای بچه رو برعهده بگیره

پدر هم بدونه والدی که از صبح تا شب توی خونه س شیفت کاری داره
نمیگم با اونهمه خستگی بدوئه کلا صفر تا صد بچه داری کنه
ولی اینکه لم بده روی مبل چایی و میوه و شام و دوتا بوس از لپ نی نی و خواب شب و چقد اینجا میبینیم خیلیاشونم به مادر غر میزنن که چیکار مگه میکنی از صبح که میگی خسته م ؟ تهش میشه اینکه فشار روانی مادرو از پا میندازه

وگرنه از اینورم خیلی از خانما خستگی زیاد مرد رو درک نمیکنن که اختلافاتشون تشدید میشه و انتظارات بی جا دارن ازشون

واقعیت ۱: بچه یعنی از خودگذشتگی صد در صد
یعنی ممکنه اگر کمکی نداشته باشی یک روز نتونی یه لیوان آب بخوری
ممکنه از اخرین روزی که تصمیم گرفتی بری یه دوش بگیری ۳ روز گذشته باشه و موقعیتش پیش نیومده باشه
ممکنه مجبور بشی یکسال،کتاب هایی که میخواستی بخونی رو بذاری توی کتابخونه خاک بخورن
ممکنه فقط موقع جمع و جور کردن بتونی یه پادکست گوش بدی
اگر هدف و برنامه داری بهش برس بعد بچه بیار
چون نمیشه با بچه
اگه سرکار میری بدون لههه لههه میشی
وقتی از سرکار میای به جای چرت زدن باید بازی کنی و غذاشو بدی
مدام هیاهوی کارهای عقب افتاده توی ذهته
اگر شغلت جوریه که باید توی خونه هم کمی وقت بذاری باید بتونی از خوابت بزنی
و با همه ی این ها، اون بچه مقصر هیچی نیست
تو اونو به دنیا اوردی
پس صبوری کن، تا اوضاع بهتر بشه

عالی گفتی عزیزم منم تاکید میکنم هر کسی حتی اگه ذره ای افسردگی یامشکل اعصاب داره حتما قبل بچه دار شدن حلش کنه و بعد بچه دار شه بحث تولد یه انسان و بزرگ‌کردن و تحویل اون به جامعه اس خواهشا اگه کسی حس میکنه مشکل داره یا نمیتونه از پسش بربیاد بچه دار نشه

واقعیت اینکه بچه یه موجود بی پناهه که تنها پناه و وابستگیش شما هستید. قطعا این بچه ریخت و پاش و ... داره. نمیتونه مثل شما تمیز و مرتب باشه و این شما هستید که باید منعطف باشید نه اینکه سر کوچکترین مسایل بچه رو بزنید و دعوا کنید بعد هم با حرف چهارنفر مثل خودتون که آره پیش میاد آروم بشید.

زندگی زن و شوهری تون بعد بچه کاکل عوض میشه! همدیگه رو کمتر درک میکنید وقت کمتری برای همدیگه دارید!
حتی رابطه هم با خیال راحت نمیتونید داشته باشید
اینا بدی های بچه نیست هیچ کدوم ما پشیمون نیستیم اما یه واقعیته
یه چیز دیگه هم هست اینه که تین شوهری که الان داری با شوهری که بعد از بچه خواهی داشت کاملاااا فرق میکنه
به چند دلیل یکی اینکه هرجفتتون به خاطر فشار ها کم طاقت و عصبی میشید... دعوا هاتون برای همین بیشتر میشه....
یکی هم اینکه مرد انگاری خیالش از پابند شدن زن راحت میشه کمی..

حرفات کاملا درسته گلم. ولی مامانای دیگه هم به نکته جالبی اشاره کردن. همسرامون اکثرا بیشتر تایم روز رو بیرون از خونه هستن و نمیشه بعضی کارها رو بهشون سپرد ولی از طرفی هم قبول دارم مردهای ایرانی اکثراااا اصلا قابلیت مدیریت ریزه کاری زندگی رو ندارن چون اینجوری بار اومدن. یکیش همسر خودم. ساعت هایی که هست خیییلی مهربون و همراهه ولی باید همه چی رو بهش بگم. فقط و فقط دادن قطره به عهده خودش بود بدون دخالت من. یه مدت انجام داد بعد دیدم داره میس میشه و من هر آخر شب باید یادآوری کنم. اونم دیگه خودم حواسم هست که بدم یا بده.
ولی در مورد سوال اولت.
میگم: داری زیباترین و در عین حال ترسناک ترین تصمیم زندگیت رو میگیری.
دریا برای من همه چیز شده. زیباترین اتفاقی که افتاده تو زندگیم ولی از طرفی این بار مسئولیت و این حد از استرس برای آینده و نیازهاش تو تصوراتمم نبود. همون قدر که این عشق بزرگه پرهزینه هم هست از نظر احساسی و مسیولیت.

ما قبل از بچه داری با خیلی واقعیت ها فکر کردیم کنار اومدیم
یکیش غربت و تنهایی بود و فکر میکردیم با سفر و دوستای مختلف و برنامه‌های مختلف مسئله برامون حل شده اس ولی وقتی دیار اومد چه تو بارداری چه بعدش متوجه شدیم غربت چقدر عمیقه چقدر لایه های مختلفی داره
از فکر کردن به اینکه به دکتر تو زبون دوم چی بگی که دقیق و درست باشه تا دونستن اصطلاحات پزشکی، دونستن روال بچه داری و بهداشت اینجا، دور شدن دوستامون با عوض شدن سبک زندگی ما، اینکه هیچکس جز تو و همسرت بچتون رو بغل نمیگیره و بچه همه جا و تو همه حال همراهتونه حتی تو اورژانس بیمارستان و حال افتضاح.

عزیزم حرفات صحیح ولی من خودم دلم نمیاد همسرمو درگیر کارای بچه هم بکنم چون بیچاره صبح ساعت شش می‌ره شب هشت برمیگرده و حتی همه تلاشمو میکنم که بچه اون تایمی که خونه هست باباشو اذیت نکنه ،این مواردی که شما گفتی یا برای قشر مرفه که دغدغه کارو زندگی ندارن یا هم برای کشور ما فعلا لحاظ نشده

چقدر خوب گفتی
فشار مضاعف و اختلاف توی استاندارد تربیتی

یه چیزی میخواستم بگم کلا یادم رفت
حافظه نمونده برام

قربونت عالیی گفتی

بچه دار شدن تنها تنها مسئولیتش ماله مادره کمتر پدری هست که واقعا بتونه بفهمه مسئولیتش فرزند داشتن چقدر سخته، یه پدر فقط اسمش میشه پدر اما این مادره که باید همه چیزش تغییر کنه، خوابش، تفریحش و .....
یه مادر به تمام جزئیات باید فکر کنه تازه اگه حرفیه بزنه میگن تو چطور میتونی بگی تو مادری و ....
اگر مشکلاتی هست بعد بچه بسیار بسیار پر رنگ تر میشه باید قبلش واقعا حل بشه

خیلی شیرینه
با همه سختی هاش .
یکدونه بیارید لذت ببرید😋🤩🤩🤩😘😘💋

سوال های مرتبط

مامان 👑شاهان 👑 مامان 👑شاهان 👑 ۱ سالگی
مامان‌هایی که بچه‌هاتون کوچیک‌تر از یک سال یا بزرگ‌تر از یک سال هستن، این مطلب مخصوص شماست.

در مورد موبایل و تلویزیون خیلی حرف‌ها زده می‌شه؛ بعضی‌ها می‌گن نگاه کردن بچه به صفحه باعث اوتیسم می‌شه.
اما این درست نیست.
صفحه‌نمایش اوتیسم ایجاد نمی‌کنه، فقط اگر زیاد و طولانی نگاه کنه، ممکنه رفتارهایی شبیه اوتیسم نشون بده.

این یعنی چی؟
مثلاً بچه ۳۰ دقیقه بدون حرکت به صفحه خیره بشه و این کار هر روز و بارها تکرار بشه.

یک مثال ساده:
فرض کن بچه‌ت کلاس اول باشه، ولی به‌جای اینکه داخل کلاس باشه، هر روز بیرون کلاس بشینه.
طبیعیه که درس رو یاد نمی‌گیره.
تماشای زیاد صفحه‌نمایش هم همین‌طوره؛ بچه رو از دنیای واقعی و یادگیری محیطی دور می‌کنه.

نکته مهم اینه که:
اگر شما صفحه‌نمایش رو حذف یا خیلی کم کنید، بچه دوباره به حالت عادی برمی‌گرده.
فقط اگر خیلی زیاد و طولانی دیده باشه و علائم شدید باشن، ممکنه نیاز به چند جلسه کاردرمانی پیدا کنه.

پس نگران نباشید اگر هفته‌ای چند بار، روزی ده دقیقه یا بیست دقیقه بچه‌تون صفحه دیده؛
این باعث آسیب دائمی نمی‌شه.

اما بهترین کار اینه که تا دو سالگی یا اصلاً نبینه، یا خیلی خیلی محدود ببینه.
چون مغز بچه در حال رشد و یادگیریه، و تلویزیون مثل یک دیوار عمل می‌کنه؛ نمی‌ذاره بچه از محیط اطرافش تجربه و یادگیری واقعی بگیره.
مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
https://t.me/babyfood_momybahare


امشب تو استوری های الهه آقایی یه مطلبی رو دیدم که چون خودم تجربه داشتم گفتم براتون بگم …
در مورد حرف زدن بچه ها … اینکه داستانی رو بعد از ما تعریف کنند یا اکر جایی رفتیم حسشون رو بکند و از همه مهم تر اگر مورد آزار قرار گرفتند بیان و بگن …

دختر من یکساله است من از همون ماه اول چون تنها بودم تو بزرگ کردن دخترم براش حرف می‌زدم می‌بردمش جلو پنجره و هر چیزی که می‌دیدم رو تعریف می‌کردم داستان و کتاب زیاد براش می‌خوندم و هر چیزی رو با آهنگ براش تعریف می‌کردم و موقع حمام و تعویض پوشک هی می‌گفتم اعضای مختلف بدنش رو و وسایل آشپز خانه و خانه مثل ماشین ظرف شویی یا کابینت یا هود و … رو براش تعریف می‌کردم که چیه و چه کار بردی داره …

اگر کودک شما در بیان احساسات خودش در بیام آزاری که دیده یا در بیان چیزی که می‌بینه حس می‌کنید ضعیفه از همین فردا براش این شیوه رو پیاده کنید خیلی جواب می‌ده …

برای بچه های زیر ۲ سال سعی کنید خیلی چیز ها رو با آهنگ بگید تاثیر بیشتری داره

#تجربه
مامان پسری مامان پسری ۱۶ ماهگی
نظرتون رو با توجه به خواسته ما بگید...
من بعد کارن دلم نمیخواست بچه دیگه داشته باشم به دو دلیل : اولین دلیلم این بود که کارم رو نمیتونم اونجوری ک میخوام ارتقا بدم و باید چند سالی بمونم تا بزرگ بشن بعد دوباره شروع کنم و دلیل دوم این بود که حس میکردم نمیتونم عشقی ک نسبت به کارن دارم رو تقسیم کنم با بچه دوم و این اذیتم میکرد ک کارن رو اونجوری ک میتونم دوست نداشته باشم یا وقت کم بیارم واسش ، نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه ! من الان کلا بر مدار کارن زندگی میکنم ، هرچی کار میکنم واسه کارن ، همه روزم واسه کارن ، از وقتی یک ماهش بود زبان دوم رو باهاش حرف میزدم و الان یک ماهه دوره خریدم واسش ! مسلما من اگر بچه دومی باشی نه میتونم کار کنم نه انقد واسه پسرم وقت بزارم چون باید تقسیم کنم زمان رو ، برعکس من شوهرم میگفت یکی دیگه بیاریم ولی الان مدتیه میگه دیگه بچه دیگه نمیخوام ، از لحاظ مالی نه ها ، میگه میخوام عمرم رو واسه کارن بزارم و نمیخوام فقط کار کنم که زندگی بچه ها رو تامین کنم ، میگه میخوام تا وقتی هستیم با کارن لذت ببریم و دور دنیا رو بگردیم و فقط فکر آینده بچه نباشیم پس خودمون چی!!! برای همین میگه وسایل کارن مث روروئک و تخت کنار مادر و شیردوش و اینارو بفروش ولی من همه رو نگه داشتم ، حس دودلی دارم ، با تک فرزند ها صحبت کردم نود درصدشون راضی بود ( منظورم بچه های تک فرزنده که الان خودشون بزرگن) برای همین با همسرم تصمیم گرفتیم برای روحیه کارن به فکر یه حیوون خونگی بیفتیم که کارن از لحاظ روحی ساپورت شه ، حالا با مشاور حرف زدم یه چیزایی گفته بیشتر میگفت صبر کن کارن دوسالش شه بعد ، تجربه شما در خصوص بچه دوم چیه؟
مامان مهدی و زهرا مامان مهدی و زهرا ۱۷ ماهگی
این بخشی از کتابیه که گفتم دارم میخونم.
کتاب سه بخش داره بخش اول درباره ویژگی‌های رشدی و تکاملی کودک یک ساله است. بخش دوم درباره خلق و خو و رفتارهاشونه، بخش سوم هم درباره ی رفتارهای درست و غلط بچه است که باید چجور باهاشون برخورد بشه.

این تیکه ای که عکسشو گذاشتم درباره سازگار بودن یا نبودن بچه با محیط، غذا یا چیزهای جدیده.
من خودم فکر میکردم مثلا چون زهرا از خانه بازی میترسه یا مثلا از یه غذایی خوشش نمیاد باید کلا بیخیال بشم.
ولی این مطلب رو که خوندم فهمیدم اگه بچه با آرامش و به مرور (مثلا تو بغل خودم که آرامش داره) مشغول دیدن خانه بازی باشه وقتی داداشش بازی میکنه، یا مثلا غذای جدید رو در معرض دیدش بذارم حتی اگه نخوره، بعد از یه مدت ترغیب میشه امتحانش کنه.
یادم افتاد که درباره پسرم هم این موضوع رو تجربه کردم تو مسئله سلمونی رفتن و اصلاح موهاش 😊 و یا تو مرحله از پوشک گرفتنش... لگن دسشوییش رو میذاشتم فقط ببینه و باهاش انس بگیره و بعضی وقتا همینطوری الکی روش مینشوندمش