۵ پاسخ

جوون چ بدنی افرین🤌

اوووفی عزیزم. چه سسکی شدی

چی ساختی آفرین وزنت چند بود چند شدی چه مدت ورزش و رژیم بودی

واقعا باعث افتخار هستید
به نظرتون منم میتونم باشگاه رو شروع کنم تو دوران شیر دهی هستم دخترم نزدیک ۴ ماهش

عجبببب اندامی کیف کردم

سوال های مرتبط

مامان آقا شاهان👶 مامان آقا شاهان👶 ۸ ماهگی
شش ماه پیش، خدا زیباترین هدیه‌ی زندگی‌ام را در آغوشم گذاشت😍😍؛ هدیه‌ای به نام شاهان... 🤍💙💙❤❤
از همان اولین نفس، تمام دنیایم رنگ دیگری گرفت. انگار قلبم از سینه بیرون آمد و در آغوشم آرام گرفت. حالا شش ماه است که با هر لبخندت جان می‌گیرم، با هر نگاهت عاشق‌تر می‌شوم و با هر نفس کشیدنت، هزار بار خدا را شکر می‌کنم.
پسرم...
اگر روزی از من بپرسند بزرگ‌ترین معجزه‌ی زندگی‌ات چه بود، بدون لحظه‌ای فکر کردن، نام تو را می‌آورم. تو آمدی تا به من یاد بدهی عشق، حد و مرز ندارد.
آرزو می‌کنم تمام آسمان، سقف امن روزهایت باشد؛ تمام فرشته‌ها نگهبان لبخندت باشند و خداوند، تمام عمر دستت را رها نکند.
شش ماهه شدی، اما برای من انگار هزار سال است که دوستت دارم... و می‌دانم تا آخرین نفس، این عشق هر روز عمیق‌تر خواهد شد.
شش ماهگی‌ات مبارک، تمام دنیای مامان.
دوستت دارم؛ بی‌انتها، بی‌دلیل و تا همیشه... 💙👶🏻✨



به ماند به یادگاااری از شیش ماهگی قلبممم عشقممم نفسم شاهاان💙💙
❤❤❤۱۴۰۵/۵/۴💙💙
مامان مسیحا مامان مسیحا ۷ ماهگی
آخ مادر بارها در ذهنم گذشت ک کاش تورا ب دنیا تقدیم نمی‌کردم ک زبانم بارها لال ک تو اینچنین درد نکشی مادر درد میکشید و تو بیشتر دردمند بودی حتی برایت سوند م گذاشته بودن دستها و پاهای هم کبود از زور،سرم وقتی انژیوکت در دست و پایت نامیزون میشد و خون از بدنت بیرون میومد و من دوست داشتم با دستانم جان خود را بگیرم ک تو درد نکشی و باز عوض کردن آنژیو و باز گریه تو
چقد آن روزها تاب و تحملم کم‌شده بود الان هم کم است هرکس ب تو آسیبی برسونه بازهم تحملم برایت کم‌میشود و دوست دارم اورا ب قعر جهنم بفرستم ک مبادا تورا برنجاند،مادر بگذریم از روزهای بی شمار دردمندی ،بگذریم از روزهای منحوس رفته
بگذریم از رنج و گریه های کرده از تمام آنها بگذرم ؛حال و تمام روزهای پیش رو زیباست ,زیباترین لحظات،بودنت،خندیدنت،آرامش بودنت،بوییدنت،و تمام وجودت شادیس خداوندا ب درد تمام مادران رنج دیده ات قسم در آن دم ک در حال فروخوردن تمام دردهایشان هستنددگر و زین پس هیچ مادری درد نکشد و هیچ فرزندی دردمند نشود
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۱۱ ماهگی
بابایی شدن بچه در ماههای اول زندگی دختر‌و‌پسر ندارد!
بچه از صبح که چشم باز میکند مادر را میبیند،با مراقبت هایی که ضروری اند ولی از چشم بچه ناخوشایندند!
بچه تمایلی به خوردن دارو و‌شربت و قطره ها ندارد ولی مادر موظف است با زور و بالاجبار انها را به خورد کودک دهد،حتی اگر کودک جیغ بزند و گریه کند
بچه تمایلی به خوردن غذا ندارد ولی مادر مصرانه سعی در دادن غذا به کودک میکند
اینها فقط بخشی از روابط بین مادر و‌فرزندند
تمامی این کارها در ۹۰ درصد روابط مادر فرزندی اتفاق میافتد و‌در نهایت بعد از چندین ساعت گیرو کش مادر و کودک
پدر از سر کار میآید
و کودک برای او جست و‌خیز میکند
چرا؟ چون پدر برای خانه ماندن تازه نفس است و مادر دیگر انرژیش تمام شده
چرا؟ چون پدر یک چهره ی جدید است نسبت به مادری که ۲۴ ساعت در خدمت است
چرا؟ چون پدر برای ارام کردن بچه گاها به اشتباه ممنوعه ها را مجاز میکند و این همان چیزیست که کودک میخواهد
پس طبیعیست که کودک بعد از دیدن پدر در خانه برای او‌جست و‌خیز کند و تمایل بیشتری به او‌نشان دهد تا مادر
بابایی بودن، در خانواده ی سالم ، ربطی به دختر یا پسر بودن ندارد و در ماههای ابتدایی زندگی برای تمام بچه ها این جریان صدق میکند...

پی نوشت؛ این چیزیه که من متوجهش شدم،نمیدونم چقدر موافقش هستید ولی خودم این بوده برداشتم، یک هفته حای پدر و‌مادر تو خونه عوض بشه ، بچه کاملا مامانی میشه و از بابایی بودن در میاد،
در هر صورت روابط بین پدر و بچه خیلی قشنگن و جذاب و شیرین😍🥰سر همه ی باباها که خونواده ی سالمی ساختن و برای حفظش تلاش میکنن سلامت...🌹💫
مامان آنیا مامان آنیا ۱ سالگی
چه بگویم از دلم ..
دلی ک با کوچک ترین سخن میشکند
و با کوچک ترین سخن شاد .
چه بگویم از خودم از منی ک با خودم هم رو راست نیستم نمیدانم حالم خوب است یا نه
کمی که مینگرم پی میبرم که خوشبتم.
پاره ی تنی دارم ک دلیل ادامه ی زندگی من است، همسری دارم ک از خودم به من نزدیک تر است .
بخواهم حقیقت را بگویم همین همسر است که دلم را بیشتر میشکند
با کوچک ترین سخن و بی توجهی از سمت او قلب من لطمه می‌بینید.
دوستش دارم آری اوست که به من میفهماند عشق چیست آدم مغروری که گاه مهربان است و گاه سرد تر از یخ می‌شود .
گاه دستانش را ک میگیرم گرمایش همه درونم را می‌سوزاند و گاه سرمایش به اعماق وجودم نفوذ میکند و این منم که مییمرم!!
عشق چنین است مگر ؟
گاهی با من بد تا میکند مگر میشود با عشق خود چنین بد تا کرد !؟
گاهی برایش مهم نیستم و به چشمان زیبایش نمیایم انگار ک وجود ندارم .
گاهی ...
ولی من با وجود تمام بدی و خوبی هایش دوسش دارم انقدر که نمیتوان وصفش کنم و بگذار این چنین عشق مارا بسوزاند ...



پایان.