سلام سلام به مامان های هفته آخر که کم مونده تو دلیتون رو بغل بگیرید
حس و حالتون چطوره؟
میتونم بگم از الان دلتنگ روزهایی شدم که پسرم تو دلم بود🥺
اتاق عمل لحظه ای عجیب غریب، پر استرس و پر ذوق بود برام🥰
هم ترس عمل داشتم هم ذوق پسرم💙

تجربه من از زایمان سزارین اختیاری
نوبت عملم ۳۰ أم شهریور بود، قرار بود ساعت ۴ و نیم صبح بستری باشم
ساعت ۴:۴۵ صبح رسیدیم بیمارستان
بخش زایمان اول NsT گرفتن،
موقع پذیرش یک تاپ بهمون گفتن بخرین و قبل عمل بپوشید
سوند وصل کردن که ترس و درد نداشت واقعا
ساعت ۷:۱۵ صدام کردن اتاق عمل
ترس بی حسی رو داشتم
ترس برش شکم و بخیه رو داشتم که متوجه بشم
ولی واقعا بی حسی زدن هم زیاد درد نداشت مثل اینکه آمپول عضلانی میزنی
بعد کم کم پاهام داغ و سر شد
پارچه رو کشیدن جلو روم
استرس داشتم که خدایا دکتر برش میزنه نفهمم،
یهو دیدم یه تکونی خوردم و بچم گریه کرد 🥺🥰
هیچی نفهمیدم از برش شکم از عمل و بخیه و ...
وقتی پسرمو آوردن پیشم خیلی احساس خوبی داشتم اصلا گریه نمی‌کردم خوشحال بودم قربون صدقه پسرم میرفتم

ادامه تاپیک♥️

بیمارستان نورنجات -تبریز-دورهمی-فرزندپروری

تصویر
۵ پاسخ

مبارکه عزیزم
بخوشی کنار هم زندگی کنید
زیر سایه پدر مادر بزرگ شه الهی

قدمش مبارک باشه عزیزم .ولی من فهمیدم موقع برش بی هوشم کردن .

میشه بگی چند ساعت قبل ناشتا بودی ،چه چیزای برای بیمارستان لازم داشتی

مبارکه عزیزم ❤️

حین عمل احساس تپش قلب کردم حالت تهوع داشتم و ضربان قلبم بالا رفت
برام چند تا آمپول تزریق کردن حتی من عوق خالی هم میزدم حین عمل ولی درد و ..هیچی احساس نمی‌کردم
بعد اتمام عمل بردنم ریکاوری
بعد پسرمو گذاشتن زیر همون تاپ و باهم بردنمون بخش 😊😊
ورودی بخش پسرمو ازم جدا کردن بردن اتاق نوزاد که کارهاشو انجام بدن و منم بردن اتاق خودم.

نیم ساعت بعد تقریبا پسرمو آوردن پیشم 💙

من پمپ درد نداشتم، ساعت های اول واقعا درد داری و احساس سنگینی و درد در کل شکم داشتم
اولین بار از تخت پایین اومدن درد داشتم
ولی همه درد ها با شیاف کنترل شده هست و از روز دوم ب بعد نسبت روز به روز بهبود پیدا می‌کنی و بهتر میشی
من تبریز با دکتر تجلایی بیمارستان نورنجات عمل شدم
دکتر، پرسنل، کادر اتاق عمل و... واااااقعا فوق العاده خوش اخلاق و صبور بودن واقعا راضی بودم

برگردم عقب انتخابم برای زایمان قطعا سزارین خواهد بود.

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۵ ماهگی
خلاصه تا آماده بشم و دکتر بیاد ساعت های ۴ بعد از ظهر روز ۸ اردیبهشت شد.
رفتم اتاق عمل و دکتر دعوام کرد که تو حتما ورزش نکردی این چه طرز بارداری هست و منم گفتم بخدا از ۲۰ هفته کلاس ورزش میرفتم و واقعا هم همین بود. فعالیت خیلی زیاد داشتم . حتی تو زایشگاه یک سره ورزش میکردم اما خب نشد.
من بی‌حسی از کمر بودم که حقیقتا بی حسی رو که زدن واقعا از آمپول هم دردش کمتر بود ، باورم نمیشد که حتی نفهمیدم دقیقا کی بی حس شدم و سوزن وارد شد 😅
سوند گذاشتن هم درد نداشت برام . سوزش داشت با یک حس عجیب غریب
بعدشم که عمل رو شروع کردن قشنگ می‌فهمیدم برش زدن رو اما مطلقا دردی نداشت.
خلاصه‌ عمل سزارین از آب خوردن هم راحت تره
اما نگم از بعدش
داغون شدم . بخصوص برای پاشدن. وای خیلی وحشتناکه
برای یک دستشویی ساده می‌میرم و زنده میشم.
هرچی که بود خدارو شکر تموم شد و سالمیم♥️
لطفاً اگر تجربه ایی هم برای این درد زیاد شکم و بهبودی سریعتر جای بخیه ها دارید بهم بگید . مرسی ♥️
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان آرنیک مامان آرنیک ۱۰ ماهگی
مامان Artmis 🎀🩷 مامان Artmis 🎀🩷 ۱۵ ماهگی
مامان نلا مامان نلا ۱۷ ماهگی
#تجربه_زایمان
دیروز وقت سزارین داشتم بیمارستان نیکان اقدسیه پیش دکتر لیلا سعیدی
ساعت ۷و نیم صبح رفتیم پذیرش کارا رو انجام دادیم ساعت ۸ و ربع فرستادنم بلوک زایمان
واسم سوند وصل‌کردن تجربه سوند برای من وحشتناک بود
بشدت درد داشت و چندش بود، بعد فرستادنم اتاق عمل آمپول بی حسی اصلا درد نداشت بلافاصله پاهام داغ کرد و‌ سر شدم، عمل رو شروع کردن خیلی استرس داشتم از ترس میلرزیدم اما هیچیو متوجه نشدم شنیده بودم بعضیا موقع عمل حس تیغ کشیدن رو میفهمن اما من حتی اونم متوجه نشدم فقط موقعی ک‌بچه رو‌کشیدن بیرون انگار از دندم کشیدن بیرون ی حس بدی داشتم گفتم آی🥲 سریع نی نیو آوردن چسبوندن ب صورتم و آرامش بهم تزریق شد🥺😍
بعدش بردنم بخش و‌ چون آرامبخش داشتم و سر بودم دردی نداشتم
از سری ک‌در اومدم درد وحشتناکی‌اومد سراغم با پمپ درد و شیاف و‌مسکن هم کنترل نشد
من خیلی درد داشتم و هنوزم دارم. هیچکس مث من نبود
ماساژ شکمی رو ۵ ۶ دفعه انجام دادن حین سری و اصلا درد نداشتم و‌متوجه نشدم و برام خیلی خوب بود اصلا خونریزی ندارم الان از پریودی کمتره خونریزیم
در اخر دکتر سعیدی انقد قشنگ بخیه زده ک انگار ن انگار شکمم باز شده
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۱ ماهگی
مامان الآرا مامان الآرا ۸ ماهگی
پارت (۱)
+زایمان سزارین +
سلام خانما من دوشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۵ زایمان کردم خدا بهم یه فرشته خوشگل سفید و بامزه هدیه داد ان شالله لیاقت هدیه خدا رو داشته باشم ...
از اونجایی که دکترا منو خیلی ترسوندن و گفتن که تخمک نداری و خیلی ضعیفی من بعد از چند ماه اقدام حامله شدم بدون هیچ قرص و دارویی
فقط استرس از خودم دور کردم و خودمو با مواد غذایی طبیعی تقویت کردم
از اینجا بگم براتون که من خیلی از زایمان طبیعی میترسیدم و استرس داشتم و نمی‌خواستم که طبیعی زایمان کنم بالاخره بعد از کلی تلاش نامه سزارین گرفتم . و ۱۵رفتم اتاق عمل با وجود اینکه سزارین هم بودم قبل عمل خیلی خیلی گریه کردم از ترس اتاق عمل و آمپول بی حسی تو کمر حتی از سوند وصل کردن هم میترسدیم ولی خلاف بر تصوراتم اصلا هیچ کدوم از این مراحل ترس و درد نداشتم اصلا اصلا نفهمیدم درد آمپول و سوند رو خیلی راحت بود در که نشکون هم نبود
خلاصه دکتر خیلی خوبی داشتم از اول تا آخر حاملگیم فقط بهم دلداری داد حتی موقعه. عمل هم داشت باهام هی حرف میزد که استرس نداشته باشم
در کل اتاق عمل خیلی خوب بود هیچی متوجه نشدم فقط وسط عمل وقتی می‌خواست بچه رو خارج کنه نمی‌دونم چرا یه دفعه بالا آوردم و یه پرستار خوبی بود سری تمیزم کرد
ادامه در پارت بعدی -------