سلام خانوما
امشب اولین شبی هست که پسرم بدون شیرخوابید
تمام این مدت همییشه زیر سینه میخوابید، شبا تا صبح شیرمیخورد، روزا هم ده بار بیشتر می اومد شیر میخورد، دیگه دوماه آخر نمیگه جی جی، قشنگ میگفت مامان سیل بده، بیا بشین سیل بده.... 🥺 امروز از صبح سرشو گرم کردیم، چندبار اومد سمتم همش باخوراکی و ... حواسش رو پرت کردیم
ظهر باباش خوابوندش، حالام هرچی گفت سیل، من رفتم زیر پتو.. باباش کلی ماساژش داد ولی آخر اومد با بغض پشت به پشت من دراز کشید، طاقت نیاوردم، تا صورت ماهش رو ناز کردم چشاش بسته شد 😭 دارم میمیرم
من طاقت نمیارم حالم بده، یعنی دیگه نباید بهش شیر بدم، بچه ام عاشق شیره، وقتایی که خسته و میخواد بخوابه یا حتی وسط بازی میاد شیر میخوره، منم از اول حسابی بوسش میکردم هزااارتا بعد شیرمیدادمش، دلم تنگ میشه 😭 واسه صورت معصوم و نازش واسه شیرخوردنش واسه دراز کشیدن کنارش و شیر خوردنش
چه کار کنم خدایااا 😭
یه چی بگین دلم آروم بشه 😞

۹ پاسخ

من 9 شهریور از ظهرش ندادم شب با گوشی و رو پا خابوندم شبا بیدار میشد زود رو پام میزاشتم اب میدادم خوراکی و زود چشاش بسته میشد روز دوم سوم دیگع از چهارمین روز دیدم پاشنه پام تاول زده رو پاهام هم نزاشتم کنارم میخابید گوشی بازی میکرد و میخابید ولی خداروشکر اصلا گریه ای نکرد ک بغلم هم نگرفتم فقط رو پا و بیرون رفتن،سینه هام حالمو بد کرده بود فقط سه روز اول اصلا ن حموم رفتم ن دست زدم بهش ،شده بود ی تیکه سنگ،از چهارمین روز کم کم نرم شد،و اینکه روزا ک بهونشو میگرفت چند روزی پودر سیر میزدم از کنارمم رد نمیشد از بوش،اینم خیلی کمک بود بهم،الانم ک الانه میاد همش یا بوس میکنه یا بو میکنه و دهنشو کج مبکنه،،،خداروشکر راحت بود برام

منم حالم بد بود به حدی که مریض شدم رفتم دکتر سرم اینا نوشت زیر سرم هق هق گریه میکردم بغلیم پرسید چیشده اینقدر گریه میکنی گفتم پسرمو از شیر گرفتم میگم عیب نداره عوضش خودت راحتر شدی و فلان حس میکردم دارم بچمو عذاب میدم ولی خب بهتر شدم حدودا یه هفته سختته دیگه بعد اون زیاد اهمیت نمیده

دقیقا منم‌حالم‌عین خودته
ولی شب دومیه ک دارم سرشو گرم میکنم ک بدون شیر بخوابه و هنوزز نخوابیده🥲
الان دارم‌ماساژش میدم همینطور اشکام می‌ریزه چقد سخته مادر بودن
دلم واسه هر ثانیه از این لحظه ها تنگ میشه ولی به قول خودت چاره چیه عزیزم
اینم‌یه مرحله از بزرگ شدنشونه🥺

بعد۱۰روزحال هردوتون بهترمیشه منم اینجوری بودم ولی الان میگم کاش زودترمیگرفتم بچم راحت شد

سلام دوست همدردم. من الان دارم گریه میکنم کاملا حس تورو دارم . آنقدر حالم بده . بچم مظلومانه نگاهم کرد و چشماش و بست

عزیز دلم 🥹❤️‍🩹

سلام عزیزم
میدونم خیلی سخته
چه برای شما چه برای کوچولوتون
اما این یک روند رشدی کوچولوتون هست ، نمیدونم روی خوردن غذاش تاثیر داره یا نه اما خب برای وزن و... زیاد تاثیر نمیزاره دیگ توی این سن
و البته خراب شدن دندوناش هم هست
الانم وابسته بیشتر تا واقعا نیاز داشته باشه
به مرور کم کنین
انشالله براتون راحت بگذره

وای تو نوشتی منم اشک ریختم امشب دومین شبی که بچم بدونه می می خوابید تک تک حرفات انگار حرف دل من بود💔

همدردیم منم امروز از شیرگرفتم

سوال های مرتبط