مامانا شما هم اینکه یکی پیشتون باشه بیزارین یا من اینجوریم فقط دوس دارم تنها با شوهرم و دخترم باشم
الان مثلا مامانم اومده پیشم ولی از رفتارش متنفرم هر کی میاد به دیدن بچه برمیداره بچه رو میده به طرف اونم بوسمالیو تفمالیش میکنه هی میگم بچه رو نمیبوسن نده بچه‌رو برگشته میگه انقدر حساس نباش بچتو دوس دارن میبوسن خب
بابا من نمیخوام کسی بچمو ببوسه برگشته بهم میگه یجوری صحبت میکنی که انگار چندسال نازایی داشتی الان رو بچت حساسی

یا از این متنفرم که بچم گریه میکنه نمیزارم بغلم بگیرم یا زود میاد از دستم میگیره یا میگه بغلت نگیر بغلی میشه میگم من دوس دارم بغلی بشه بچم الان بمنداحتیاج داره میگه که نهههه تو از الان داری برنامه میچینی در آینده دست به سیاهوسفید نزنی همش بچه به بغل بیای مهمونی

انقدر سرم داد میکشه که بچه بغلم بودنی حتی اجازه نمیده آروغشو بگیرم میگه بذار بخوابه خودش آروغ میزنه یا بزور به بچم قطره کولیکد میده میگه بغلت نگیر این قطره خودش آروغ بچتو میگیره

رسما دیگه اعصاب نمونده برام
قبل اینم مادرشوهرم همین بلاهارو سرم میاورد تا بچه گریه میکرد کاسه داغتراز آش میشد فورا بچمو از دستم میگرف میگف بذار بذارم رو پام

۱۰ پاسخ

این مشکلاتو همه دارن بابا 😊 عزیزم زیاد خودت رو ناراحت نکن
ولی آروغشو میگیرن‌ دیگه به آروغش چیکار داره
مادرتم چند روز دیگه می‌ره خودتی و بچت

😂😂😂😂😂

خوب عزیزم ۱۶ روزه زایمان کردی محترمانه ازش تشکر کن بگو دیگه خودم از عهده کارام برمیام

روی پا خوابیدن بچه به مراتب اسیبش بیشتره تا اینکه بچه رو بغل کنی 🤦🏻‍♀️
چون شرطی میشه بچه برای خوابیدن به محرک بیرونی مثل تکون خوردن و اینجوری عادت میکنه

عزیزم این روزها روزهای طلایی عمر کوچولوته 🩷 با تمام وجود بهش عشق بورز و از بغلی شدنش نترس . بچه با بغل کردن بغلی نمیشه دید از ارتفاع براش جذابه یعنی راه رفتن و بغل کردن اون هم نه توی این سن 🤦🏻‍♀️ سن های بالای یکسال ...
اگر گریه میکنه حتما زود بهش جواب بده و در دسترسش باش چون حس نا امنی میگیره
زود به زود عوضش کن هر وقت نیاز داره و اروغش رو بگیر
هر بچه ای متفاوته یکی ربع ساعته یکی هم نیم ساعت طول می‌کشه تا آروغ بزنه
از شل شدن شکمش مشخصه که دیگه کافیه یا باید ادامه بدی
با مادرت هم نجنگ می‌دونم خیلی سخته دقیقا مشخصات مادر و مادرشوهر منو دارن 🥴🫠 ولی بگو این بچه منه و من ترجیح میدم اینجوری بزرگش کنم حتی اگر درست نباشه اینطور آروم ترم

مگفتی تادیروزراضی نبودی میگفتی پی پی بچتونمیشورم الان دم ب دیقه بغلته ب منم دستورمیدی

بگو دیگه وقت رفتنه خودم میتونم از پسش بر بیام با یه خدافظی خوشحالمون کن

وای مامانت چرا شبیه مادرشوهرا رفتار میکنه :///
من که اصلا حق دخالت به هیچ کدوم‌نمیدم

وااای😬😬😬

حق داری،
شما باید صاحب اختیار باشی نه اون.
قراره کمکی باشه نه تصمیم گیر.
نمیدونم باید چیکار کنی
از شوهرت نمیتونی کمک بگیری؟
یه راه حلی پیدا کنین باهم

سوال های مرتبط

مامان کوروش کبیر🤴 مامان کوروش کبیر🤴 ۳ ماهگی
به این پی بردم بچه رو هر جور عادت بدی اونجوری بزرگ میشه ،از روز اول که دختر بچه رو بغلی کرد ،الان نمیشه گذاشتش زمین زمینو و زمانو بهم میدوزه ،از اونور سر شیر خشک با شوهرم درگیرم هی میگه شبا شیر خشک بده ،برای راحتی خودت ،منم میگم شیر خشک نمیدم 😂 عین بچه ها لج ولجبازی ،منم گفتم پس من کلن شیر خودمو نمیدم شیر خشک هم خودت درست کن بده من میخوابم 😂 از اونور مامانم هی میگه بچه لای پاش سوخته واسه همین گریه میکنه ،بچه رو باز بزار ،میگم مادر من باز بزارم عادت میکنه دیگه نمیشه جایی رفت ،یا یکم بزرگتر شد چهار دسته پا رفت همه جا رو به گند میکشع الان کوچیکه نمیتونه تکون بخوره ،یا بچه یکم گریه میکنه میگه حتما شیرت کمه سیر نمیشه پاشو شیر خشک بده، از اونور به دخترم میگم انقد نبوس بچه رو سیستم ایمنی بچه ضعیفه خدایی نکرده مریض میشه اصلن انگار به دیوار میگم ،سر بچه ی اول تنها بودم راحت هیشکی نبود دخالت کنه ،الان سر این از یه طرف اینا از یه طرف کمبود خواب روانم بهم ریخته😫😫🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ یعنی اینا منو عمودی و افقی ...اییدن