۲۰ پاسخ

چ تجربه ی خوبییی.امیدوارم همه ی مادرا تجربه خوبی از بهترین روز زندگیشون داشته باشن:🌟❤

اما بعد تزریق اسپاینال،تهوع گرفتم یکم بالا اوردم ولی بعدش زیر پنج دقیقه پسرم دنیا اومد و همه چی شیرین شد برام👼🏻💖
کلا روند جراحی هیچ ترس و دردی نداشت…ترس من برای قبل از شروع عمل بود که چون نمیدونستم قراره چی بشه انقدر ترسیده بودم…
ماساژ رحمی تو بی حسی بود و هیچی نفهمیدم
من پمپ درد نگرفتم اصلا نیازی هم نداشتم،کلا دو تا شیاف برام گذاشتن و تمام…
اولین راه رفتن خیلی راحت تر از چیزی بود که فک میکردم،دردی مثل درد پریود داشتم فقط…
فقط من تا دوسه روز بعد عمل سردرد و گردن درد های وحشتناکی داشتم که مقصر خودم بودم تو تایم ملاقات خیلی حرف زدم🤣نباید تکون میخوردم و حرف میزدم😅
الان که ده روز گذشته،هیچ عوارضی مثل کمر درد و … ندارم خداروشکر…💫
کشیدن بخیه دردی نداشت و انقد بخیه هام تمیز و خوبه که ردی ازش نمونده 🫠🥹
کلا دست دکترم عالی بود… فردای عملم کلی عکس گرفتم و رفتم حموم و به زندگی عادی برگشتم البته استراحت میکردم بااین که درد نداشتم.
امیدوارم همتون تجربه خوبی داشته باشید حالا انتخابتون هرچی که هست…

عزیزم عکاس بردی؟ ازش اگر راضی بودی شمارش بزار

کدوم بیمارستان بودین؟

مبارک باشه قدمش

عزیزممم الهی پا قدمش پر از خیر باشه😍 ببخشید دکترتون چقدر دستمزد گرفت واسه سزارین؟

خداروشکر 😍🤍دقیقا منم زایمان اولم سزارین ب شدت راضی بودم درد خاصی هم نداشتم از روز بعد عمل بخیه هامم جذبی بود و راحت
اینسری هم همون بیمارستان و همون دکتر خودمو انتخاب کردم انشالله ک اتفاق خاصی نیوفته و بتونم همین تهران زایمان کنم 🥲

عزیزم مبارک باشه ،چرا پمپ نگرفتین؟من میترسم نگیرم خیلی درد داشته باشم نمیدونم بگیرم یا ن

انشالا ب سلامنی دستت راستت سر من

سزارین خیلی بهتره راحت تره منم امروز سزارین شدم اونجا بعد چند ساعت درد طبیعی به ارامش رسیدم رفتم تو بهشت

کدوم بیمارستان رفتین شما ببخشید سوال میکنم؟🙏

.

سزارین برای من وحشتناک ترین بود تا چند روز نمی‌تونستم درست و حسابی راه برم از درد شدید
و تا الآنم هر از گاهی درد میگیره جای بخیه هام هیچوقت نمیخام تجربش کنم
من بیهوش شدم و ماساژ رحمی هم وقتی به هوش اومدم شروع شد و مردم و زنده شدم

مبارکه عزیزم ان شاالله خوش قدم باشه😍
من خیلی خیلی نگرانم به حدی که بخوابم خواب زایمان میبینم استرس دارم خیلی🥲🥲

خیلی ممنون عزیزم که تجربت رو به اشتراک گذاشتی واقعا یه دل گرمی بود برامن 💙💙
قدم نورسیدت هم مبارک باشه عزیزم❤️❤️
انشالله که همیشه سالم سلامت باشی گلم

چه عالی خداروشکر😍😍

الهی شکر عزیزم ،خیلی خوشحال شدم تجربه ت و خوندم

مبارک باشه عزیزم.منم دقیقا همینطوری عالی گذشت سزارینم.حتی سر درد هم نگرفتم.تا یک هفته هم منتظر اون درد وحشتناکه بودم که بقیه میگفتن ولی اصلا اونجوری نبود.
من حتی استرسم نداشتم اون موقع،انقدر خوشحال و خوش و خرم رفتم بستری شدم و از خودم کلی عکس و فیلم گرفتم که نگو😂
ان‌شاءالله که این زایمانمم مثل قبلی بگذره

دقیقا سزارین خیلی خوبه ولی بعد دوماه من الان شکمم از حالت سری خارج شده و کمی جای بخیه ها درد میکنه

تبریک میگم قدم پسرت مبارکتون باشه منم انتخابم سزارین هست ان شالله که برا منم خوب و خوش باشه شما چند هفته زایمان کردین؟

سوال های مرتبط

مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی (۵)
یکدفعه گفت اتاق عمل رو زود آماده کنید آماده اش کنید برای عمل
در عرض دو سه دقیقه سرم و ازم جدا کردن و بهم سوند وصل کردن و منو گذاشتم رو تخت اتاق عمل و من آنقدر همه چی سریع اتفاق افتاد که فقط هاج و واج نگاهشون میکردم و میگفتم بچه ام خوبه ؟ و جوابی نمیشنیدم
تا برسیم اتاق عمل مردم و زنده شدم
دوباره دکتر بیهوشی بهم بی حسی زد و چند دقیقه بعد با صدای گریه پناه منم گریه کردم و خداروشکر کردم
نتیجه اینکه اگه مثل من به نیت اپیدورال دارید میرید طبیعی بدونید احتمال داره اصلا بهتون اپیدورال نزنن و یا اینکه مثل من در نهایت سزارین بشید
از ۱۰ نفری که اومده بودن اون روز برای طبیعی فقط ۲ نفر واقعا طبیعی زایمان کردن بقیه مثل من سزارین شدن
تجربه ام از بیمارستانم این بود که واقعا راضی بودم یکی از ماماهاش یه ذره بی اعصاب بود ولی هم دکتر شیفتش دکتر الهام نیکخواه و هم بقیه پرسنل بیمارستان و هم رسیدگی خیلی خوب بود و برای طبیعی یه اتاق مخصوص برای درد و زایمان بهم داده بودن
مامان جوجه طلاییا🐣 مامان جوجه طلاییا🐣 ۵ ماهگی
مامان نیلا🐥 مامان نیلا🐥 ۱۱ ماهگی
خب پارت دو داستان سزارین
وارد اتاق عمل شدم نگم که چه استرسی داشتم و مثل بید میلرزیدم منو تحویل اتاق عمل دادن مستقیم رفتم رو تخت اتاق عمل نشستم آمپول بی حسی به کمرم زدن و اصلااااا هیچی حس نکردم واقعا خیلی خوب بود و اصلا درد نداره نگران نباشید
آروم کمکم کردن خوابیدم دستامو بستن پرده رو کشیدن و دکترم کارو شروع کرد همش حس میکردم دکترم داره با شکمم کشتی میگیره 😅 یعنی فشار رو حس میکنید ولی به هیچ وجه متوجه درد نمیشید
دخترم به دنیا اومد آوردن نشونم دادن و بردنش کاراشو انجام بدن
دکتر منم داشت بخیه میزد و من همینجوری داشتم میلرزیدم بهم آمپول زدن لرزشام رفت و عملم تموم شد بردنم ریکاوری تو ریکاوری یه بار ماما شکممو فشار داد یه بار دکتر که بی‌حس بودم متوجه نشدم بعد که حسم رفت ماما اومد گف باید ماساژ بدم منم سفت‌ دستشو گرفتم و نمیذاشتم چون خیلی ترسیده بودم اما آروم فشار داد و خیلی درد نداشت
موقع تحویل به بخش هم دوباره پرستاری که اومده بود منو تحویل بگیره فشار داد که اونم درد نداشت البته درد داشتااا ولی قابل تحمل بود
پارت بعدی رو هم سعی میکنم زود بذارم از لحظه ای که وارد بخش شدم
مامان دونه(نلین)👶 مامان دونه(نلین)👶 ۵ ماهگی
زایمان پر چالشم #پارت دهم
از اتاق عمل که اومدم همه خونوادم منتظر بودن و کنارم بودن اما نی نی نبود منم که نمیتونستم حرف بزنم تا اینکه شنیدم بچه تا ۱ساعت زیر اکسیژنه...همسرم اومد کنارم گفت خدا خیلی بهمون رحم کرد...نی نی مدفوع کرده بوده و گفتند خیلی خطرناک بوده اما چون تازه این اتفاق افتاده مشکلی نیست و برای احتیاط بچه ۱ساعو زیر اکسیزن هست...بعد ۱ساعت بچه رو ا وردن و پرستار اومد واسه شیردهی که خداروشکر ظاهرا اغوز داشتم ...این بود ماجرای زایمان پر چالش من
در کل از سزارین راضی ام از دکترم خیلی راضی بودم و خداروشکر میکنم که بهمون رحم کرد و اتفاق بدتری نیوفتاد....همسرم گفت تو که اتاق عمل بودی هرچی منتظر شدیم خبری نشد تا اینکا پرستار اومد گفت بچه مدفوع کرده و همه خونوادم خیلی نگران شده بودن و ترسیدن..مادرم کلی گریه کرده بود همسرم به شدت ترسیده بود..و من از همه جا بی خبر بودم چون هیچی به من نگفتن تو اتاق عمل هبچی نگفتن که من بفهمم ...همه چی اوکی به نظر میرسید..به جز اون تعداد مردی که اونحا بود و من کلی معذب بودم که لخت بودم پیش اونا و خیلی خیلی حس بدی داشتم
#فرزند پروری#زایمان#سزارین#عمل
#اتاق عمل