سوال های مرتبط

مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
مامان طلا🌸مکرومه باف مامان طلا🌸مکرومه باف ۵ سالگی
سلام مامانا من مادربزرگم دوهفته قبل فوت شد و من خیلی فکرم بهشه اخه من شهر دیگه از خانوادمم هروقت شهرمون میرفتم تنها جایی ک هروقت حوصلم سرمیرف ب مامانم میگفتم خونه مادربزرگم بود میرفتیم انقدم خوشحال میشد عاشق مهمون بود تنها بود ۱۲ سال قبل پدربزرگم فوت شد دوهفته پیش ک رفتم شهرستان برا مراسم مادربزرگم قبر پدربزرگم کنارشه اما من انقد درگیر بود ذهنم اصلا سر قبر پدربزرگم نرفتم حتا یادم رف فاتحه بخونم دیشب خابشو دیدم هیچ حرفی نمیزد اما خیلی ناراحت بود خونشون شلوغ بود و پر رفتو امد همه از کنارش رد میشدن اما هیچکس متوجهش نمیشد و بهش بی توجه بود بیدار شدم خیلی دلم گرف و کلی گریه کردم واقعنم مادربزرگم شکرخدا پرروزی بود و انقد با بقیه رفتو امد داشت این دوهفته همه براش مراسم و ختم و اینا گرفتن پدربزرگم خیلی مظلوم بود کل بچگیم یادمه من صداشو نشنیدم حقوقم نداشتن کارگر بود اما ما میرفتیم یادمه من میدیدمش از سرکوچه بلند میگفتم باباجون برو برام پفک بگیر وگرن راهت نمیدم در خونشونو میبستم اون طفلکم خسته کوفته برمیگشت کلی پفک و خوراکی میخرید میومد تا درو باز کنم براش حالا ازم ناراحته براش فاتحه خوندم تا حقوق بگیریم اگ شد خیرات کنم براش گفتم ازتون خاهش کنم برا جفتشون مادربزرگ و پدربزرگم فاتحه یا صلوات بفرستید فعلا تنها کاری از دسم برمیاده ممنون میشم اگ شد بخونید براشون خیلی دلم گرفته🥺🖤
مامان شهاب و شاهان😊 مامان شهاب و شاهان😊 ۵ سالگی
💕💕
آی قصه قصه قصه

باغچه ی مادربزرگ

یکی بود یکی نبود. مادر بزرگ👵 یه باغچه قشنگ داشت که پراز گل های رنگارنگ بود. از همه ی گل ها زیباتر گل رز بود.

البته گل رز🌹 به خاطر زیبایی اش مغرور شده بود و با بقیه گل ها بدرفتاری می کرد.

یک روز دوتا دختر 👧کوچولو و شیطون که نوه های مادربزرگ 👵بودند به سمت باغچه آمدند. یکی از آن ها دستش را به سمت گل رز 🌹برد تا آن را بچیند، اما خارهای گل در دستش فرو رفت.

دستش را کشید و باعصبانیت گفت: این گل به درد نمی خورد! آخه پر از خار است. مادربزرگ نوه ها را صدا زد آن ها رفتند.

اما گل رز🌹 شروع به گریه کرد. بقیه ی گل ها با تعجب به او نگاه کردند. گل رز🌹گفت: فکر می کردم خیلی قشنگم اما من پر از خارم!

بنفشه🌺 بامهربانی گفت: تو نباید به زیباییت مغرور می شدی. الان هم ناراحت نباش چون خداوند برای هرکاری حکمتی دارد. فایده این خارها این است که از زیبایی تو مراقبت می کنند وگرنه الان چیده شده و پرپرشده بودی!

گل رز🌹 که پی به اشتباهاتش برده بود باشنیدن این حرف خوشحال شد و فهمید که نباید خودش را با دیگران مقایسه کند و هر مخلوقی در دنیا یک خوبی هایی دارد.

بعد هم گل رز🌹 قصه ما خندید و با خنده او بقیه گل ها هم خندیدند و باغچه پر شد از خنده گلها🌸🌺🌹🌻🌼.

امیدواریم این داستان قشنگ را برای بچه ها بخوانید و به آن ها یاد بدهید داشته های خودشان را با دیگران مقایسه نکنند.

#قصه_متنی
•‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌🌸❃ ⃟📕 ⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌