۵ پاسخ

خدارو شکر که گذشت گلم
من بچم جلو چشمام تموم کرد گفتن نفس نمیکشه تموم کرده سرتا پا رنگش سیاه بود جلوی چشمان احیاش کردن گفتن اکیدی نیست ولی خدا بزرگه

به خودت استرس وارد نکن گلم گذشته رو بزار توی گذشته
انشالله که از این به بعد براش هیچ اتفاقی نیوفته خوشبختیشو ببینی عزیزم

اره واقعا خدابابچه هیچکسوامتحان نکنه نمیدونم خدادرون من چی دید که باداغ دوتا دخترام امتحانم کرد یه دختریکسال ودوماهه ام پارسال فوت کرد یه دختر۴ساله ام امسال خیلی سخته برام شدم مثل مرده متحرک

الهی آمین ایشالله دیگه هیچوقت برات پیش نیاد
خوشیشو و سلامتیشو ببینی 🙏🥲

عزییییزم.. خداروشکر که گذشت... و بچت بغلته
با یادآوری گذشته خودتو عذاب نده. خوشحال باش که آخرش خوب بوده

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۲ ماهگی
آخر پیدا شد. با یه قیمت‌های فضایی امام خداروشکر ک پیدا شد...
روز دوم دوز دارو جدید
روز سوم دارو جدید..
چرا جواب نمیده چرا نمیشه ببینمش.. گقتن مادر بیاد داخل ببینه بچشو
نمیتونستم ببینمش پاهام یاری نمی‌کرد برم داخل. اما رفتم
سالن بزرگی بود تا رسیدم کنارش حالم بد شد و دیگه هیچی نفهمیدم..
فشارم 16 و چشمانی پر اشک خدایا چرا مناون شب با حال بد فقط خاستم برم پیش امام رضا.. رفتم..داد زدم جیغ کشیدم بچمو از تو میخام خدایا امام رضا شفاعت بچمو از تو میخام. چرا چرا نشون نمیدی هستی چرا نشون نمیدی هستی تا ب همه بگم چقد بزرگی امام رضا نوکترم
امام رضا داغ دیدی دیدی چقد سخته منو امتحان نکن
...
دیگه نتونستم برم بیمارستان. سینه هام پر شیر یود میدویدم برای بچه های بقیه خانومایی ک اونجا بودن. با بازی از غصه.ولی با عشق تا ب جونشون بشینه.
چند روز گذشت و دوباره دارو جدید هر بار داخل اتاق میشدم با حال بد میومدم بیرون بچمو تو اون حال میدیدم..
تکمیل نشدن ریه عفونت ریه حال بد و بی حالی مشکوک ب به بیماری مغزی و قلبی... آخ خدای من.
1 هقته گذشت و دکترا گفتن خیلی بهتره اکسیژن کم میکنیم تا جواب بده.. اما دوباره افت اکسیژن و...
چرا تموم نمیشه خدایا این روزا.. حرف هر روزم خدایا بسه منو امتحان نکن. 3 برج 5 اعزام شدیم و شد 9 روز انگار 9 سال بود اونجا بودیم.. سخت بود امما چون مامانم باهام بود حالم قابل تحمیل بود. کاش هزارساله بشه.
روز نهم دکتر گف معجزه شده بچه بدون اکسیژن باید شیر بخوره اما با سون. 🥹 خوشحال یودم وای خدایا شکرت دیدی شد دیدی خدا صداتو شنید..
و در آخر روز 14 برج 5 مرخص شدیم با حال خوب و معجزه معجزههههههه امام رضا دخترم شفاعت کرد یا امام رضا قربونت بشم تو چقد خوبی تو چقد بزرگی و من بهت شک داشتم 🥺
مامان دیار مامان دیار ۳ ماهگی
بعدش رفتم دکتر شیر اپتامیل پرو ناترا داد ک باعث شد رفلاکس بچم شروع بشه تا میخورد فقط بالا میورد اب خالی از گوشه دهنش سرازیر میشد تا اینجا رفلاکسش زیاد خودش نشون نداده بود متوجه شدم صورت بچم ی سری دونه ها زد بچم بی قرارترع بیشتر گریه میکنه در حد ک ته دهنش کبود میشد همه میگفتن هیچ نیست گرمیه فلان گریه هاشم از کولیک دیدم ن دونه ها دارن بیشتر میشن بردم دکتر گفت حساسیت گفتم ن ازمایش ن هچ دکترمیگ حساسیت امکان نداره خودم رفتم ی ازمایش گرفتم ن خونی ن خلطی هچ تو مدفوع نبود گفتم پس نداره اومدم شیرش عوض کردم ببلاک کامفورت دادم ک اینم بخاطر چرب بودن و سبک بودن یکی بچم زود ب زود گشنش میشد و اینکه بالا اوردنش بیشتر بیشتر شد و بیقراری ها گفتم بزار نان اچ ا بدم ک یبار دادم نخورد دوباره اپتامیل دادم دیدم ن بچم نفخ میکنه داغون شد دگ دل زدم دریا رفتم اپتامیل پپتی گرفتم دادم اول اینکه بچم ی ماهگی ۴۳۵۰بود دوماهگی ۵۷۵۰وزن دهیش عالی بود و شاید باورتون نشه بچم از این رو ب اون رو شد بیقراری ها رفت . نفخ رفت . کولیک کم شد و متوجه شدم بیشتر بی قراری بچم بخاطر حساسیت بود ک بدنش میخارید جیع میزد و شیرا بهش نمیساختن من میگفتم کولیک همه بهم میگفتن بچت انقد دکتر نبر بچه دکتری نکن ولی ب حرف هیچکس گوش ندادم بچه کوچیک زبون نداره گناه دارن ۵۰۰ یا ۱ تومن دست مارو ب جایی نمیرسونه ولی مطمئن باش مشکل بچت میفهمی ب شرطی ک ی دکتر خوب بری ن الکی هزینه کنی