آخر پیدا شد. با یه قیمت‌های فضایی امام خداروشکر ک پیدا شد...
روز دوم دوز دارو جدید
روز سوم دارو جدید..
چرا جواب نمیده چرا نمیشه ببینمش.. گقتن مادر بیاد داخل ببینه بچشو
نمیتونستم ببینمش پاهام یاری نمی‌کرد برم داخل. اما رفتم
سالن بزرگی بود تا رسیدم کنارش حالم بد شد و دیگه هیچی نفهمیدم..
فشارم 16 و چشمانی پر اشک خدایا چرا مناون شب با حال بد فقط خاستم برم پیش امام رضا.. رفتم..داد زدم جیغ کشیدم بچمو از تو میخام خدایا امام رضا شفاعت بچمو از تو میخام. چرا چرا نشون نمیدی هستی چرا نشون نمیدی هستی تا ب همه بگم چقد بزرگی امام رضا نوکترم
امام رضا داغ دیدی دیدی چقد سخته منو امتحان نکن
...
دیگه نتونستم برم بیمارستان. سینه هام پر شیر یود میدویدم برای بچه های بقیه خانومایی ک اونجا بودن. با بازی از غصه.ولی با عشق تا ب جونشون بشینه.
چند روز گذشت و دوباره دارو جدید هر بار داخل اتاق میشدم با حال بد میومدم بیرون بچمو تو اون حال میدیدم..
تکمیل نشدن ریه عفونت ریه حال بد و بی حالی مشکوک ب به بیماری مغزی و قلبی... آخ خدای من.
1 هقته گذشت و دکترا گفتن خیلی بهتره اکسیژن کم میکنیم تا جواب بده.. اما دوباره افت اکسیژن و...
چرا تموم نمیشه خدایا این روزا.. حرف هر روزم خدایا بسه منو امتحان نکن. 3 برج 5 اعزام شدیم و شد 9 روز انگار 9 سال بود اونجا بودیم.. سخت بود امما چون مامانم باهام بود حالم قابل تحمیل بود. کاش هزارساله بشه.
روز نهم دکتر گف معجزه شده بچه بدون اکسیژن باید شیر بخوره اما با سون. 🥹 خوشحال یودم وای خدایا شکرت دیدی شد دیدی خدا صداتو شنید..
و در آخر روز 14 برج 5 مرخص شدیم با حال خوب و معجزه معجزههههههه امام رضا دخترم شفاعت کرد یا امام رضا قربونت بشم تو چقد خوبی تو چقد بزرگی و من بهت شک داشتم 🥺

تصویر
۱۴ پاسخ

الهی شکر 🥹

خداروشکر

الهی شکر ایشاالله همیشه تن و بدنش سالم باشه هیچوقت پاش به بیمارستان باز نشه❤️

خداروشکر اشکم دراومد

الهی شکر ک حال جفتتون خوبه❤️ امام رضا ضامنش شد

با تک تک کلماتت اشک ریختم خدا هیچ مادریو با بچش امتحان نکنه 😭انشالله به حق جواد تمام مادرا بچشونو بدون دردسر و مریضی بغل بگیرن خدایا شکرت که حال دختر کوچولوت خوبه

یا امام رضا
خداروشکر عزیز دلم با چشمای پر از اشک خوندم🥺❤️

خدایا شکرت الهی همه مامان بچه هاشونو به سلامتی بغل بگیرن

خداروشکررر

الحمدلله خداروشکر ❤

خداروشکر عزیزم

منم تنبلی تخمدان داشتم 🥲رفتم پیش امام رضا گفتم واسطه شو بیایم ۳تایی پابوست و ۳ماه بعد باردار شدم🥺ولی انگار هنوز نطلبیده🥲🥲

قربون امام رضا جانممم😭😍الهی شکر عزیزم خدا برات حفظش کنه🥹

الحمدالللللله

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۱ ماهگی
با تاریخ امروز 1 و ما 2 هفته
اما
باید 2 روزش بود دخترم
هانا ی عزیزم
عزیز دل من دختر قوی و قهرمانم🥺
به علت نارسایی جفت و کم شدن کیسه اب اجبار ب زایمان زود در هفته 34...در روز 3 شنبه تاریخ 4/30 درساعت 4:45 متولدشد.
سخت ترین و تلخ ترین اون روز این بود ک با اون همه سختی زایمان و کُد خوردن من در موقع زایمان این بود ک نتونستم دخترم بغل کنم. یهو گفتن افت تنفسی و بردنش..
دختر کوچولوی من 1900 وزنش بود.
بردنش ان ای سیو.. و بعد از همه ی اتفاقا منو برون اتاق مادران بدون فرزند😔 سخت بود درد داشتم ولی فقط میخاستم دخترم بغل کنم دختری ک آرزوش داشتم بعد 10 سال.. مامانم.. واقعا واقعا مادرا فرشتن همه ی این راه سخت با من بود.. یهو دیدم بدو بدو رفت.. دلم ریخت قلبم وایستاد گفتم اتفاقی افتاده تا ب خودم جنببدم دیدم رفته پایین نیست مامانم نمیتونستم راه برم امام رفتم تا رسیدم پایین قلبم هزار بار وایستاد.. نکنه.... چرا ب من چیزی نگفتن چرا چرا چرا.
بچرو احیا کرده بودن. هیچ وقت حال اون روزامو حتی برای دشمنم نمیخام.
منو ب زور بردن اتاق.. 3 شب بودم و هر س شب بچه احیا شد 3 بار..
آخ خدایا قلبم...
3 برج بچرو اعزام مشهد بیمارستان ولایت. کردن.. پشت سر اون آمبولانس.. آخ قلبم.
تا رسیدیم مشهد هزار بار مردم چون دکتر گفته یود دعا کنین بچه افت پیدا نکنه😔 من گفتم نه دیگه امام رضا طلبیده بچمو..
رسیدیم بچرو سریع بردن داخل آن ای سیو.. در بسته شد موندم با قلبی شکسته.
لیست دارو دادن بریم تهیه کنیم 7 ساعت دنبال داروها و در
مامان جوووجه🐣 مامان جوووجه🐣 ۳ ماهگی
مامان رادمهر❤ مامان رادمهر❤ ۱ ماهگی
پارت #5
خلاصه چند روز گذشت من هر روز بهش سر میزدم بخاطر سرش حتی نمی زاشتن بلندش کنم و شیرش بدم فقط بهم میکفتن شیر بدوش بیار روز ششم بود دکتر اومد گف سزش خیلی بهتر شده امروز با کمک پرستارا شیر سینتو بده اگ خورد و مشکلی نداشت فردا مرخصش میکنیم من اشک تو چشام جمع شده بود گفتم یا امام رضا یا امام حسین خودتون کمکم کنید رفتم پیش پسرم دادن بغلم انگار اون لحظه همه دنیا مال من بود🥹 سینمو گذاشتم دهنش و شروع کرد ب شیر خوردن اون روز گذشت و پسر مو فرداش مرخص کردن ❤️
خلاصه اینم سختی من از زایمان طبیعی الان پسرم خداروشکر خوب شده دکتر بردم سونو کردن خون دفع شده بود و فقط یکم سرش فرم نگرفته ک دکتر گف اینم خوب میشه دستگاه خیلی بده بعضیا صورتشون گوششون یا یکی مث پسر من سرش بود ولی اون دکتر بیمارستان برا من خوب توضیح نداد بعدا خودم و با دکتر دیک فهمیدم ک اگ خون ب جمجمه نرسه و دفع بشه هیچ مشکلی نیس خداروشکر پسر منم بعد از چند روز هم سرش ک شل بود سفت شد هم خونش دفع شد