۳ پاسخ

خداروشکر عزیزم❤️
الهی هیچ مادری این سختی هارو نکشه
همیشه کنار هم سالم و سلامت و شاد باشید به حق امام رضا

چه دعای قشنگی..برا منم دعا کن دلم آشوبه به خدا ایمان دارم معجزشو بیش از حد تصورم زودتر میبینم

الهی شکرت ایخدا

سوال های مرتبط

مامان 💓پرنسس بابا💓 مامان 💓پرنسس بابا💓 ۹ ماهگی
امروز چله منو دخترمه
چهل روزه که میتونم بغلش بگیرم چهل روزه که ی آدم جدید شدم من کجا و دختر ی سال پیش کجا ؟تو ای چهل روز احساسات زیادی رو تجربه کردم شوق ،ذوق ، ترس، ناامیدی، خستگی و درموندگی، خوشحالی، از داشتنش خوشحال شدم از بغل گرفتنش ذوق کردم از پریدن شیر تو گلوش ترسیدم از ناتوانی برای آروم کردنش ناامید شدم از خودم عصبی شدم ولی همیشه عاشق این دختر بودم همیشه و هرلحظه خدارو بابت داشتنش شکر کردم و فهمیدم من مادر بودن رو بلد نبودم ولی تموم این چهل روز سعی کردم یاد بگیرم مادر باشم براش کافی باشم و همیشه به این فکر کردم که این کوچولو فقط منو داره و من بخاطرش باید قوی باشم و کم نیارم همیشه برای هردومون از خداصبر خواستم.آرزوی من قشنگترین آرزویی بود که خدا برآورده کرد هرچقدر بابتش خدارو شکرکنم کمه، خدايا ممنون بابت این معجزه کوچیک، خدايا هرکی چشم انتظاره دامنش سبز بشه خدايا به من و همه مامانای که بلد نیستن مادر بودن رو صبر و توان بده تامادر بهتری برای بچه هامون باشیم و خدايا به همه کوچولوها تنی سالم و عاقبتی خوش بده
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
مامان آوا و آریا مامان آوا و آریا ۸ ماهگی
میخوام یه اعترافی بکنم🥹
همیشه از بچگی عاشق دختر بچه ها بودم وقتی ازدواج کردم تو فکرم فقط این بود دختر دار بشم همسرم هم بی نهایت عاشق دخترا بود حامله شدم آرزوم اول سلامتی بچم و دوم این بود بچم دختر بشه و خدا آرزومو برآورده کرد همیشه می گفتم دختر یه چیز دیگست و پسر هیچ وقت اندازه دختر شیرین نمیشه دومین بارداریم منتظر دختر بودم نه اینکه از پسر بدم بیادا ولی بیشتر تمایلم به دختر بود وقتی فهمیدم بچم پسره واسم جالب بودا ولی بازم حس می کردم مثل دختر نمیشه ولی حالا که پسرم دوماهشه میمیرم براششش اصلا یه جوری شیرینه که شرمنده افکار گذشتم میشم آخه چرا فکر می کردم پسر شیرین نمیشه؟😭خدا شاهده همون اندازه شیرینه.خدایا منو ببخش واسه افکار مسخرم خدایا شکرت به خاطر نعمتی که بهم دادی هم دخترم هم پسرم عزیز ترین دارایی این دنیا هستن برام الهی خدا به همه آرزو دارا فرزند سالم بده خلاصه که دختر و پسر نداره بچه خیلی شیرینه و خدا بهتر صلاح ما آدما رو میدونه که بهمون دختر بده یا پسر
مامان هانا مامان هانا ۱ ماهگی
آخر پیدا شد. با یه قیمت‌های فضایی امام خداروشکر ک پیدا شد...
روز دوم دوز دارو جدید
روز سوم دارو جدید..
چرا جواب نمیده چرا نمیشه ببینمش.. گقتن مادر بیاد داخل ببینه بچشو
نمیتونستم ببینمش پاهام یاری نمی‌کرد برم داخل. اما رفتم
سالن بزرگی بود تا رسیدم کنارش حالم بد شد و دیگه هیچی نفهمیدم..
فشارم 16 و چشمانی پر اشک خدایا چرا مناون شب با حال بد فقط خاستم برم پیش امام رضا.. رفتم..داد زدم جیغ کشیدم بچمو از تو میخام خدایا امام رضا شفاعت بچمو از تو میخام. چرا چرا نشون نمیدی هستی چرا نشون نمیدی هستی تا ب همه بگم چقد بزرگی امام رضا نوکترم
امام رضا داغ دیدی دیدی چقد سخته منو امتحان نکن
...
دیگه نتونستم برم بیمارستان. سینه هام پر شیر یود میدویدم برای بچه های بقیه خانومایی ک اونجا بودن. با بازی از غصه.ولی با عشق تا ب جونشون بشینه.
چند روز گذشت و دوباره دارو جدید هر بار داخل اتاق میشدم با حال بد میومدم بیرون بچمو تو اون حال میدیدم..
تکمیل نشدن ریه عفونت ریه حال بد و بی حالی مشکوک ب به بیماری مغزی و قلبی... آخ خدای من.
1 هقته گذشت و دکترا گفتن خیلی بهتره اکسیژن کم میکنیم تا جواب بده.. اما دوباره افت اکسیژن و...
چرا تموم نمیشه خدایا این روزا.. حرف هر روزم خدایا بسه منو امتحان نکن. 3 برج 5 اعزام شدیم و شد 9 روز انگار 9 سال بود اونجا بودیم.. سخت بود امما چون مامانم باهام بود حالم قابل تحمیل بود. کاش هزارساله بشه.
روز نهم دکتر گف معجزه شده بچه بدون اکسیژن باید شیر بخوره اما با سون. 🥹 خوشحال یودم وای خدایا شکرت دیدی شد دیدی خدا صداتو شنید..
و در آخر روز 14 برج 5 مرخص شدیم با حال خوب و معجزه معجزههههههه امام رضا دخترم شفاعت کرد یا امام رضا قربونت بشم تو چقد خوبی تو چقد بزرگی و من بهت شک داشتم 🥺