دیروز بدترین و وحشتناک ترین روز عمرم بود
داشتیم از یه جا برمی‌گشتیم مسیر دو طرفه بود دخترم بغلم نشسته بود همسرم رانندگی میکرد
یهو یه ۲۰۶دراومد سبقت
من فقط پرت شدن خودمو به عقب فهمیدم
فقط داد میزدم دخترم دخترم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭
ماشینه اومد کوبید به ما ما تو لاین برگشت بودیم
همسرم پاهاش ضرب دیده دندش شکسته
من کتفم دراومده پام ضرب دیده
خدای من معبود بی همتای من فقط سجده میکنم به درکاهت خدایا من هزاران بار در هر ثانیه تورو شکر میکنم که فقط دخترم چیزیش نشد 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

معبود من شکرت الله من شکرت
خدای مهربانم شکرت 😭😭😭😭😭😭😭😭😭


من با دخترم پرت شدیم صندلی عقب فقط اون لحظه گفتم مردم داد میزدم دخترم
دخترم بغلم محکم گرفتم
خیلی وحشتناک بود بدترین صحنه عمرم بود وقتی با شدتتتتتتت پرت شدیم
امروز مرخص شدیم
فقط یه عمر نوکری خدارو میکنم بابت دخترم

خدای من عاشقتم خدای من نوکرتم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

۱۳ پاسخ

عزیزم خداروهزار بار شکر که به خیر گذشته خدا فرشته کوچولوتو حفظ کرده .انشالله شماو همسرتون هرچه زودتر خوب بشید

الهی شکر

خدااااروشکرررر فقط میشه همینوگفت🥺🥺🥺

خدارو شکر به خير گذشته بازم

وای خدایا شکرتتتتت

خداروشکرررر😥، در پناه خدا باشین🌸

خداروشکر چیزیت
ن نشد

عزیزم خداروشکر صدقه بده یا خروس قربونی کن

خدا را شکر که به خیر گذشته خدا خیلی بزرگه ان شاءالله شما و همسرتان زودتر خوب بشین

خدارا شکر عزیزم شاکر بودن به درگاه خدا بهترین نوع بندکی

عزیزم خداروشکر بخیر گذشت
حتما صدقه بدین

عزیزم خدارو هزار مرتبه شکررررر
خدا به خودتو شوهرت سلامتی بده

الهی شکر الان بهترین عزیزم ?
خدا همیشه فرشته ها رو میفرسته که مواظب بچه ها باشن

سوال های مرتبط

مامان پسرک خوشتیپ مامان پسرک خوشتیپ ۲ سالگی
مامان گندم مامان گندم ۲ سالگی
خیلی روانم بهم ریخته من خر گفتم امروز بریم بیرون یکم روحیم باز شه رفتیم تو پاساژی دخترم گریه میکرد که خودم از پله برقی برم من گوش نکردم بغلش کردم گفتم میفتی مادر شوهر احمقم وقتی آمدم پایین آمد بزور دست دخترم گرفت گفت بده ببرمش من هنوز آمد رو پله اول که شبیب به طبقه پایین بود پای دخترم بزاره دوتاشون افتادن خدا رحم من کرد که دخترم خودش گرفته بود پرت نشد پایین به هزار تا جیغ داد مادر شوهرم دخترم کشیدم 😔بعد از روی عصبانیت از خر بازی مادر شوهرم آروم پشت دخترم زدم که نگاه با لج بازی تو الان بدبخت میشدم یک مردی آمد انقد حرف زد به من چرا با بچه اینطور رفتار می‌کنی هر خانمی اونجا بود روشون به من کج کردن آخه نمی‌دونن من چی میکشم جراعت ندارم تنها جای برم دم در آمار میگیره صبح به صبح به بهونه الکی میاد خونمون که بچم سیخ کنه که بیا بریم خونمون بیرونم میریم همش هر چی دخترم بگه میاد مخصوص دستش میگیره انجام میده یا زود میاد برمیدارع میگه بخر اینم یک دختر لوسی شده کارش با گریه از ظهر حالم خیلی بده مغزم انگار یکی کوبیده اگه بلایی سرش میومد از طرفی حرفهای اون آقا 😔
مامان مهرسا مامان مهرسا ۲ سالگی
مامانا شما بودید چه عکس العملی نشون میدادید
خواستم برم دستشویی دخترم جیغ و داد که باهات میام شوهرمم خواب بود
حمام و دستشویی مون یکیه
اگه تنهاش میذاشتم و میرفتم میدونم که کلی کارای خطرناک میکرد ناچارا بردمش و گذاشتم تو حموم گفتم بازی کن و پشتت به من کن
یه کم با شیر حموم ور رفت یه دفعه وقتی که من مشغول شستن خودم شدم و دیگه عذر میخوام دستم کثیف بود شروع کرد تمام اشیای توی حموم و دستشویی رو میزد تو سرم و میخندید
منم کاری ازم برنمیومد داد زدم و ازش میگرفتم و میخواستم ادامه بدم یه دفعه مثلا صندلی حموم میزد تو سرم
ناچارا طوری که دستم بهش نخوره به کمک آرنج با بدبختی از دسشویی بردمش بیرون برگشتم ادامه کارم دیدم عروسکش اورد پرت کرد تو دسشویی
در رو بستم دستم بشورم دیدم از نرده همه چی رو پرت کرد پایین و آشغال دونی رو انداخت زمین و درش باز شد
منم دستم شستم با یه حالت جنون آمیزی زدمش از عصبانیت داشتم منفجر میشدم عروسکش که خیلی دوست داشت پرت کردم
چند بار دیگه از لج کارای این مدلی میکرد و من میزدمش اونم فقط میخندید و گاهی به کم گریه میکرد
آخرش دیگه بی خیال شدم و فقط باهاش قهر کردم
الانم از اینکه زدمش از عذاب وجدان دارم میمیرم