۳ پاسخ

عزیزم ببین مشکل اصلیش چیه اون رو حل کن
پسر من مشکلش صدای بلند مربی بود و هر دفعه یک بهانه میگرف ولی من بازم میبردمش بعد یک ماه گفت نمیرم یکبار نیم ساعت جلو در کلاس بودم بازم نرفت بردمش پیش باباش بعد رفتم هم با مدیر هم مربی صحبت کردم مدیر هم بعد صحبت من و شنیدن بهانه های پسرم متوجه شد چون با مربی ارتباط نگرفته اینجوریه خودش گفت قبول دارم مربی مقتدرانه صحبت میکنه باهاش صحبت کرد ک تشویق کردن رو بیشتر کنه و به من گفت یک کادو کوچیک بگیر بیار ک مربی بهش بده تا زودتر باهاش ارتباط بگیره بعد این داستان درست شد
شما هم ببین اول از همه سعی کن با یکی از بچه های کلاس دوست بشه تو راه برگشت اگه راهتون با همکلاسی هاش یکی هست توی مسیر باهم برید تا پسرت با بچه ها ارتباط بگیره
بچه برای اینکه تو مهد بمونه باید ۱.محیط رو دوست داشته باشه۲با مربی ارتباط بگیره ۳با بچه ها ارتباط بگیره

پسر منم ی چند روزی اذیت کرد، صبح گریه میکرد که نمیرم. ولی خب کم کم بهتر شد، الآنم همش صبح به من میگه من میرم تو تنها میشی گفتم عیب نداره تا من واسط غذا بزارم اومدی، خیلی هم تحویل نگیر حرفاشونو بزار بال و پر نده به افکارش کم کم درست میشه

از الان باج بگیر بارش نیار
نترس بالاخره عادت میکنه
یکی زودتر یکی دیرتر
ولی اینکه برای مدرسه موندن تبلت بگیره تا اخر عمر باج بگیر بار میاد

سوال های مرتبط

مامان حسین و سبحان مامان حسین و سبحان ۱۶ ماهگی
مامانا من دو تا بچه دارم یکی پنج سالشه یکی از چهار ماهشه هر روز تو خونه از صبح تا شب با بچه ها تنهام شوهرم ظهر میاد و باز می‌ره تا شب ساعت ۱۰ میاد دلم میخواد هر روز برم خونه مامانم پلی ناراحت میشن میگن بچه هات اذیت میکنند دیگه نمیرم هفته ای یکبار میرم و خونه مادر شوهر و خواهر شوهر هم کلا نه چون اصلا بهم رو نمی‌دن و بچه هامو اذیت میکنند فرق می‌زارم منم نمیرم کلا موندم تو خونه کاهی گریه میکنم از تنهایی کاش لااقل خونه ام ویلایی بود حیاطی چیزی داشتم البته آپارتمان حیاط داره ۴۰ متر ولی بازم تنهام الان باز گریه کردم از تنهایی دلم خیلی گرفته مادرم خیلی سنگ دره میگم بیام اونجا میگه نه بمون بچه هات بزرگ کن نمی‌خواد برا خواهرم فردا خاستکار میاد میگم مامان بزار الان بیام کمکت کنم مگه نمیگی کار دارم میگه نه نیا بمون بچه هات بزرگ کن یه خواهر هم دارم دو سال دیگه قراره کنکور بده به خاطر اون بابام و مامانم میگن زود زود نیا پسرت نمیزاره خواهرش درست بخونه خیلی دلم می‌شکنه از خرفاشون تو تنهایی گریه میکنم شما بگید من کجا برم خیلی تنها میمونم کاهی ماه ها میشه تو خونه میمونم میترسم افسرده شدم که فکر کنم شدم پسرمم خیلی شلوغه خیلی بیش از حد اذیتم می‌کنه