امروز بچم تو بغلم بود .شوهرم کلی کتکم زد. خیلی عذاب وجدان دارم که این بچه رو به این دنیا اوردم و اینجوری بخاد کتک خوردن مامانشو ببینه. اصلا تازگیا انقد از من و خانوادم بدش میاد. نمیدونم چه دعایی به خوردش دادن توی این دوماه خیلی عوض شده و جونش درمیاد برا باباش که تاالان کلی ضرر بهش زده. یه دفعه باباش براش عزیز شده .و سر اون تا حالا چندبار منو کتک زده. الان که من این بچه رو بیچاره کردم و گناهش پای منه دارم به این فکر میکنم یه روز که تنها بودیم تو خونه گاز رو باز بزارم دوتامون بدون درد بمیریم راحت بشیم واز شوهرم و خانوادش راحت بشم. خانوادش هم همیشه هرروز پشت سر هم میان خونمون نمیزارن استراحت کنم شبا که کلا بیدارم تا ۶ نمیخابه بچه. کلا آرامش رو ازم گرفتن. فردا ماهگرد دوماهگی بچم....مامانش بمیره. چقد جیغ کشید و ترسید تو بغلم. خودمم بچه بودم تو بغل مامانم بابام مامانمو کتک میزده. چرا باید برا بچم هم تکرار بشه. خدایا منو بکش. کل بدنم درد میکنه انقد زد. بهش میگم چراانقد به مامانم بی احترامی میکنی و فحش ناموسی میدی بهش بیچاره با قرض سیسمونی برا بچه گرفته. برگشته میگه همرو پس بده بهش

۱۵ پاسخ

الهی دستش بشکنه خیر نبینه خدا به زمین گرم بزندش الهی و تو و بچتو نجات بده از دستش

وااای یاخدا الهی دستش بشکنه بی غیرت

خدا لعنتش کنه 🥺

چقدر اعصابم خورد شد چه آدم بی غیرتی

الهی بمیرم😔😔😔😔😭😭😭کاش راه چاره ای پیداکنی

خدا لعنتش کنه الهی اعصابم خورد شد😔طلاق بگیر ازش اینجور مردا اصلا درست نمیشن بدتر میشن🥲

اون روانی ومشکل داره ن تو بهتره کلا باهاش بحث نکنی وراجب خانواده تخمیش حرف نزنی نمیدونم چی بگم خدا صبرت بده

من دوماهه دارم غصه میخورم که بچه سینه نمیگیره و شیرم کم.. انقد این مدت خودش و خانوادش بهم طعنه زدن بخاطر شیر

خدا همچی مردارو لعنت کنه ....
فقط به زبون بگیرش و اصلا دهن به دهن نزار
بزار هرچقدر دلش میخواد فحش بده و شما یک گوشت در و گوش دیگت دروازه باشه
فقط به خودت و بچت اهمیت بده
با فحش و توهین شوهرت اعتبار و شخصیت خونوادت کم نمیشه

شکایت کن بپزشک قانونی برو پرونده درست کن براش

تف توذات همچین مردایی

دورت بگردم الهی 😔دردت بجونممم

اعصابمو خراب کردییییییی خیر نبینه ولش کن محل بش نده

تف بر صورت خودش و خانواده اش

🥺🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۶ ماهگی
مامان آرسام مامان آرسام ۲ ماهگی
در مورد پست قبلیم. دیدم بچه رو اماده کرد و رفتن بیرون. بعد زنگ زد بیا کلی بحث کردم گفتم نمیام .گیر داد بیا شیشه شیر بچه رو بده بخوره شیر. رفتم .هیچ حرفی باهاش نزدم رفت تو خیابون من و بچه تو ماشین. رفت پوشک و شیرخشک برا بچه خرید .با یه کیک کوچیک برا ماهگرد بچه. اخه ماه قبل شب ماهگردش کیک خریدم و عکس گرفتم. برگشتیم خونه .من برا خودم چایی درست کردم برا اونم تو فلاکس گذاشتم جلوش ولی نخورد. منم مشغول شام شدم چون شدید گرسنه ام بود .برگشت گفت من نمیخورم و گرفت کناره بچه خوابید. الان چندساعت میگذره. خونه سکوت و قهر ازش میباره. جو خونه خیلی سنگین... شام رو درست کردم ولی خودمم نخوردم سرم شدید درد میکنه از کتک هایی که امروز خوردم و کلی زد توی سر و گوشم و بدنم. انقد گریه کردم چشام درد گرفته. انگار آقااااا توقع داشت با خرید کیک که برا عکس گرفتن ماهگرد بچه اس شروع کنم خوش و بِش باهاش. کلا همیشه بعده دعوا اصلا معذرت خواهی نمیکنه .اوایل عروسی فقط معذرت خواهی میکرد و از دلم درمیاورد. ای کاش هنوز بچه نداشتم امروز جمع میکردم میرفتم خونه مامانم حداقل یکم میترسوندمش. چیکار کنم خدایا .من میخاستم خوشبخت بشم نه اینکه الان بجای اینکه با بچه حالم بهتر بشه بدتر شده
مامان تیام🧸🤍 مامان تیام🧸🤍 ۱۰ ماهگی
مامان 💙آرتین

👶🏻 مامان 💙آرتین 👶🏻 ۳ ماهگی
خانمِ دوست شوهرم هررر موقععععع‌ هرموقع‌ میاد خونمون یا میریم خونشون هی بچمو از بغلم میگیره خیلی حس بدی بهم دست میده هی آه میکشه انگاری وقتی بچم بغلشه ، بغلشم میره خیلی بی قراری میکنه بچم ولی هی بالا پایین میکنش تا ساکت بشه دل و روده اش میاد تو دهنش پسرم یا میگه بده من راهش ببرم، بده من اروغشو بگیرم تو یاد نداری 😐 با اینکه خودش بچه نداره به من میگه یاد نداری که من ۳تا بچه بعد از خودمو داداشامو همش مامانم به من میسپردشون‌ فقط شیرشون میداد بعد این به من میگه یاد نداری😐😐😂، همش میگه بده بدده بغل من ، میخوام پوشکشو عوض کنم میگه بده من عوض کنم 😐 اخه من نمیخوام تو جای خصوصی بچه منو ببینی کیو باید ببینم ؟؟ 😐 دیگه امشب یه تشر کوچیک بهش زدم 😐 تا بلکه بفهمه هی میاد از بغلم میگیرتش بچمم هی گریه میکنه بغلش نمیده بغل خودم مثل این بچهای لج بازه خیلی رو مخمه یا حامله بودم میگفت هرموقع بچت لگد زد بگو دستمو بزارم روی شکمت، دائم خودش دستشو میزاشت روی شکمم خیلی بدم میومد حس بدی بهم دست میداد از این حرکتش چیزیم بهش نمیگفتم میگفتم ناراحت نشه یوقت الانم که بچم به دنیا اومده اینطوریه رفتارش

یینی نمیزاره طفلی بچم یک ثانیه بغل خودم باشه نمیزاره بعد شیر اروغشو خودم بگیرم همشو بالا میاره شیری رو که خورده

چیکارش کنم؟؟ کم از خانواده شوهرم داشتم رو اعصابم بودن اینم اضافه شد🙄 هی هر هفته میگه میام خونتون در هفته دو بار سه بار میان خیلی پروع بخدا انقدر از صبح اذیت میکنه بچم حوصله خودمم ندارم اینا هم میان تا ۱ ،۲ شب میشینن من چرت میزنم نشسته 😐 شوهرم مظلومه هربار میگن میایم میگه باشه بیاین چندبار بهش میگم‌از الکی بگو خونه نیستیم میگه زشته دیگه گفتن میان