منم همینطور مامان محمد صدرا منم همینطور
انقد خستم که حال ندارم بگم چمه😄🤦🏻♀️
من دو روزه درگیر بودم غذاهای حاضری واسه دخترم درست کردم دو شبه اعصابم خورده ک چرا نتونستم وقت بزارم واسش سوپ و حلیم درست کنم!
امروز عصر خیلی خسته بودم کلی ب شوهرم غر زدم ببرتش خونه پدرشوهرم بااینکه میدونم اونجا مراقبش هستن و بهش میرسن تا میخاست بیاد دنبالش گریه م گرفت گفتم دلم نمیاد تنهایی بره اونجا ! تا جای ماشین هم کلی بوسش کردم معذرت خواستم ک خسته م و نمیکشم دگ واسه بچه داری!
مادر بودن اینطوریه ک اینقدر راجب همه چیز بچه فکر میکنی کلی تلاش میکنی ولی اخرشم حس و حال خودت رو درک نمیکنی و فقط ادامه میدی...
تنها چاره ش اینه زیاد فک نکنی خودتو بزنی به خنگی تا بگذره
راه برگشتی که نداریم
مجبوریم ادامه بدیم 😁💔
هر روز ک چشمام و باز میکنم میگم وای بازم همون کارای تکراری ؟؟؟ بعد از افکارم عذاب وجدان میگیرم و خدارو بابت سلامتی بچم شکر میکنم .. خیلی اذیت شدم بلافاصله بعد زایمان بچم بستری شد و ان ای سیو ۷ روز با بخیه هام بودم اومدیم خونه کولیکش شروع شد و رفلاکس و اگزما و حساسیت پروتعین گاوی .. کم اوردم همین الان داشتم تو اتاق گریه میکردم:) ولی چه میشه کرد .. شکر 🙂
منم واقعا کم آوردم
خونه ام همش بهم ریخته اس هرچقدر جمع میکنم بازم یه کاری هست که باید انجام بدم درست کردن ناهار و شام تمومی نداره
دخترم یه ساعتایی الکی گریه میکنه فقط بغل میخواد دلم برای همسرم میسوزه اصلا براش وقتی نمیزارم
بعضی وقتا که دیگه خسته میشم دلم میخواد بشینم وسط خونه فقط گریه کنم
بعضی روزا از دست دخترم کلافه ام تو بغلمه دارم گریه میکنم ولی به روش میخندم و آرومش میکنم
آخر شبام با عذاب وجدان میخوابم که نه مادر خوبی ام نه همسر خوبی
راستشو بخوای جواب سوالاتو منم نمیدونم ولی فکر میکنم هر مادری برای بچه خودش بهترینه چون همه وجودشو داره صرفش میکنه بخاطر همینه که با یه اخم که به نوزادش میکنه کل شب تا صب میتونه گریه کنه چون فکر میکنه امروز کافی نبوده
عزیزم ازسختی کم نمیاری که اون موقع آدم کم میاره میفهمه که چیزی بلد نیست اون بچه که زبون ندارن بگه چم هست تو باید تشخیص بدی مثلا اگه گرمه لباس سبک کن لباسش تنگه عوض کن لباس راحت تر بپوشه یا دل درد داره کولیک یا رفلاکس داره مراقبت کنی گشنه هست خوابش میاد به سروصدا عادت نداره خیلی کارا
برای من هم خیلی سخته ولی وقتی دخترمو میبینم و بغلش میکنم همهی سختی ها و غمای دنیا از دلم میره
وقتی میخنده انگار همهی سختی هاش با خندههاش از بین میره😍
گاهی وقتا انقدر اذیت میشم فقط خدا خدا میکنم بخوابه. وقتیم خوابید دلتنگش میشم
نمیدونم واقعا مادر بودن یه تناقض بزرگ بین سختی و عشقه که بنظرم قطعا عشقش بیشتره چون اگه نبود هیچ مادری نمیتونست بچهشو بزرگ کنه
کلا این فکر و خیالای متناقض بعد از زایمان ادمو خسته میکنه و به آدم عذاب وجدان میده و همه اش مربوط ب عوارض بعد اززایمانه و دست خود ادم نیس بخاطر هورموناس
مادر شدن بزرگ ترین تناقض زندگی من بود هم براش میمیرم هم بریدم 🥹
بنظرم این سخت ترین امتحان الهی که داریم تجربه میکنیم امیدوارم سربلند ازش بیرون بیایم
من میدونم که بهترینم براش چون با وجود خستگیم و زخمای تنم و روحم بازم اولویت من بود هروقت بهم نیاز داره من حظور دارم هروقت درد داره گریه میکنه باهاش گریه میکنم هروقت خوشحاله حالش خوبه منم آروم میشم پس چیزی کم نمیزارم
من شب که میخوابم با خودم میگمم وایی دیگ نمیکشم کاش صب بیدار نشم باز بیدار میشم و به زندگی ادامه میدم
بچه شیرینه ولی سخته مادر شدن
سخت تر اون اینه که تو غربت باشی و خونوادتم کنارت نباشن و شوهرتم زیاد خونه نباشه و مجبور باشی تنهایی بارشو به دوش بکشی 🥲🥲
منم به شدددددت کم آوردم گاهی پشیمون میشم از اینکه بچه دار شدم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.