سلام مامانا من چالشام با هامین هروز داره بیشتر میشه و گاهی میمونم که حرکت درست چیه.
امروز رفته بودیم خانه بازی داشتن همه بازی میکردن یه پسر بچه ۴ساله داشت با دوتا ماشین بازی میکرد با هیچکسم کاری نداشت.
هامین گیر داد که من اون ماشین میخوام گفتم مامان اون پسر داره بازی میکنه نمیتونی بزور بگیری هیچی دیگه گذشت یهو وسط بازی اون بچه هامین رفت یکی از ماشینارو برداشت با دوتا ماشین دیگه گفت مال منه نمیدم.واقعیتش من دیدم خب نباید اینکارو میکرد ماشین ازش گرفتم گفتم کارت خوب نیست به پسره گفتم بیا عزیزم ماشینو بگیر بازی تموم شد بده بما.هیچی دیگه اون بچه اومد بگیره هامین رفت محکم هولش داد طفلک خورد زمین مامانشم بود من خودم ماشین دادم بهش گفتم عزیزم ببخشید پسر من هنوز کوچولوئه نازش کردم و تمام.از مامانشم عذ خواهی واقعا خانم بود.
از اون لحظه تا وقتی بیایم بیرون منو زد وسیله پرت کرد باونه گرفت داد زد گریه کردو.......
همسرم میگه تو باید ماشین میزاشتی زمین خود اون بچه بیاد برداره هامین فکر کرده تو داری بخاطر اون نادیده میگیریش برای همین عصبی شده.
حالا خدایی من باید چکار کنم تو این لحظه ها؟
مشاوره میگه تا مسئله خیلی جدی نشده ورود نکن ولی خب نمیتونم چون هامین با این اوضاع به همه میخواد زور بگه

تصویر
۸ پاسخ

باید بهش میگفتی عزیزم میدونم دوس داری اون ماشینو داشته باشی همین الان! ولی نمیشه! چون اون آقا پسر داره باهاش بازی میکنه و ما اجازه نداریم بزور بریم ازش بگیریم. هرموقع بازیش تموم شد خودش میاره میده بهمون! باشه پسرم؟ حالا ما بریم فلان جا فلان بازیو بکنیم تااین اقاپسر بازیش تموم بشه. بعد ذهنشو منحرف بکنی و ببریش یجای دیگه

همسرتون درست میگه

شاید داره عوض اون روزایی که مظلوم بود رو درمیاره.باید یکم بیشترصبوری کرد.من برا دخترم اینجوری حس میکنم

پسز منم همینه هر چی میبینه میکه مال منه هزار بار براش توضیح دادم ، ازش بگیرم
اون وسیله رو قشقرق به پا میکنه
راه حلی پیدا کردی بمنم بگو

شما اصلل نباید ورود میکردی.
تا وقتی به کسی یا خودش آسیب جدی نزده پدرو مادرنباید دخادت کنن

مشکل منم هست بخدا نمیتونم هیجا برم پارک میرم با بچها دعوا خونه کسی برم دعوا اصلا دلمو از روزگار سیاه کرده

منم فک میکنم حرف همسرت بهتره،اینجوری انگار هم میفهمه نمیتونه زور بگه هم مستقیما با اون بچه مخاطب نشدی و حس بدی به اون دلیل نمیگیره.
وای اقتضای سنشونه انگار،دختر منم میگه همه چی واسه من فقط
عزیزم...قربون این دنیاشون

پسر منم همینه 🥲پارک میبرم میکه هیچکس سوار تاب ‌سرسره نشه

سوال های مرتبط

مامان علی کوچولو مامان علی کوچولو ۲ سالگی
دیروز یه چیزی تو خانه بازی دیدم حالم بهم خورد سریع پسرمو برداشتم اومدم بیرون
دو تا خواهر پدرشون آورد گذاشت اونحا و رفت ، دختر کوچیک تره 4,5سالی داشت ، همینجور که بازی میکردن دختر کوچیکه گفت دستشویی دارم خواهرش بردش دستشویی من یهو دیدم پشت شلوارش خیس شده
به خانم مسئول اونجا اطلاع دادم، رفت تو دستشویی دنبالشون بعد از چند دقیقه اومد سرجاش نشست ، من همش منتظر بودم زنگ بزنه به پدرش بیاد دنبالش دیدم نزد، بعد از چند دقیقه دیدم دخترا اودن بیرو ن و نشغول بازی شدن دوباره ، رفت تو استخر توپ و شیرجه میزد برای خودش ، منم پسرمو صدا زدم و اومدم بیرون
به خانمه گفتم اینکار اصلا بهداشتی نیست ببین داره تو استخر توپ بازی میکنه ، هول شد گفت زنگ زدم بیان دنبالش ،گفتم چه فایده وقتی همه جا کثیف شد گفت ما هفته ای یکبار این وسایل رو میشوریم😧😧😧😧
خوب آدم نافهم با سلامتی بچه های مردم چرا بازی میکنی
مقصر اون دختره نیست چون بچست یهو کنترل نداشت
ممکنه برای همه بچه ها پیش بیاد ، نقصر اون خانمه بود که فقط پول و مشتری براش مهمه .اولین بار و آخرین بود که دیگه بچمو میبرم اونجا