سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۵ ماهگی
مامان سلین 🩵♥️یاسین مامان سلین 🩵♥️یاسین ۱۶ ماهگی
سلام مامانا چطورین
بعد چند روز اومدم تجربه زایمان تعریف کنم براتون
من از 36 هفته ورزش شروع کردم پیاده روی .پله بالا پایین کردن. زیر دوش اسکات زدن . حالت گربه گاو .ووووو۳۷ هفته هم تصمیم گرفتم برم بیمارستان دولتی و ماما همراه گرفتم برای خودم
دیگه هرروز ورزش میکردم زیر دوش اسکات میزدم تا 3۸ هفته رفتم معاینه ۱ سانت باز بودم گفت یه هفته وقت داری ۱ روز کامل احساس فشار داشتم ولی درد نداشتم فرداش درد داشتم رفتم گفت ۱ سانتی هنوز دردات بیشتر شد بیا اومدم خونه تا اومدم بخوابم دردم گرفت گفتم اینم بازم کاذب ولش کن رفته رفته دردام بیشتر شد درد داشتم نفس عمیق می‌کشیدم از دهن میدادم بیرون طوری که شکم تکون بخوره دردام تموم میشد اون دو دقیقه رو ورزش میکردم پله چهار دسته پا زیر دوش رفتم اسکات زدم. اسکات یعنی حالت نشسته روی صندلی ولی صندلی در کار نیست
از ساعت ۴ تا ۸ درد کشیدم طوری که می‌گرفت ول میکرد
وقتی درد داشتم نفس عمیق شکمی ولی تموم میشد ورزش میکردم
دیگه زنگ زدم ماما همراه گفت بیا بیمارستان این دیگه درد زایمان
تا رسیدن بیمارستان ساعت ۸ نیم بود
ادامه ...
مامان اقاکیان و ماهان مامان اقاکیان و ماهان ۱۳ ماهگی
پارت سوم #
تا اینکه روزی که سنو ان تی گفته بود فرا رسید و چهل هفته من تموم شد( تاریخ سنو ان تی با پریودیم دقیقا یکی بود ) درد داشتم اما منظم نبود و شدت هم زیاد نبود زنگ ماما همراهم زدم گفت راهکار بده واسه باز شدن دهانه رحم و منظم شدن درد ها که گفت یه قاشق روغن کرچک بریزاب داخل اناناس بخور دمنوش گل گاوزبان بخور دوش ابگرم بگیر اسکات و پله برو همه اینکارو کردم کلی هم پیاده روی کردم بازم دردام منظم نبود حرکتهاشم کمتر حس میکردم رفتم بیمارستان نوارقلب گرفتم زیاد جالب نبود باتوجه ب اینکه قند و کم کاری تیروییدداشتم بستریم کردن و دکتر بخش برام سنو نوشت خلاصه رفتم سنو بدم که دردام قوی تر شده بود اما بازم منظم نبود توی سنو ماهان حرکت نمیکرد دکتره کلی ضربه ب شکمم وارد کرد که خیلی دردم رفت بخوام تعداد ضربه هاشو بگم بیشتر 50 60 تا ضربه وارد کرد که با هر ضربه من یه متر میپریدم هوا درنهایت جواب سنو خوب بود و دکتربخش گفت فعلا بستری بمون تافرداصبح تصمیم بگیریم ختم بارداری بهت بدیم یا نه
مامان 👼اقا مَهدی🩵 مامان 👼اقا مَهدی🩵 ۴ ماهگی
تجربه زایمانم با کلی تاخیر
پارت یک
من از ۳۶هفته شروع کردم پیاده روی نیم ساعت یا یک ساعت کم کم بیشترش کردم رسیدم تا ۳۸هفته روزی ۳الا۵ساعت پیاده میرفتم از خونمون تا بازار بعدش دوباره تو بازار هم هی میچرخیدم
هر روز دوش اب گرم میگرفتم زیر دوش ورزش میکردم و خونه تکونی هر روز بدون استراحت درد میگرفتم از ۳۸هفته دردام شروع شدن دردم میومد و ول میکرد تا یک هفته درد پریودی شدید داشتم و بی حاال بود درد کمر و لگن و رون شکم داشتم بازار هی دردام میومد دلم مخواست زنگ بزنم به شوهرم بریم بیماستان اما تلاش میکردم بیشتر دردام بگیره مرتبتر بشه خلاصه که رسید روزی خواهزشوم دعوتمون کرد شام منم از پیاد روی رفتم خونشون اما خیلی بیحال بودم و درد داشتم همون شب برگشتیم خونه و اسهال شدید گرفتم که هر ربع ساعت میرفتم دسشویی تا اینکه از بس زور میزدم شکمم کامل خالی شد و تا صبح من درد داشتم اما شوهرمو بیدار نکردم نصف شبی بود هم درد زایمان داشتم هم اسهال شدید صبح شد دردام بیشتر شده شوهرم با صدای ناله هام و