۷ پاسخ

خدا پشت وپناه همه بچه ها و مامانا باشه

آخی خداروشکککر عزیزم خدا حفظش کنه براتون
انشالله قسمت همه چشم انتظارا
چقد خوبه اخرش خوب باشه همه بالا پایینای زندگی

عزیزم بمونین برای هم

خداروشکر عزیزم خدا نگهدار کوچولوی نازت. باشه

عزیزم
خداروشکر
انشاالله زیر سایه پدرمادرش باشه

🥹🥹🥹🥹خداروشکر عزیزم

خدا برات حفظش کنه ایشالا

سوال های مرتبط

مامان شاهان💙 مامان شاهان💙 ۱۳ ماهگی
شاهان عزیزم :

سال قبل روز ۱۳ شهريور ماه ۱۴۰۴ همین روز در اتاق زایمان در انتظار به دنیا اومدن شیرین ترین اتفاق زندگیم بودم .
با به دنیا اومدنت زندگیم رنگ و بوی تازه ایی گرفت ،روز به روز بیشتر عاشقت میشدم و تو شیرین تر میشدی .
تو رو از خدا خواستمت، آرزوی من بودی که برآورده شدی با خدا عهد بستم اگه بچه دار شدم هر روز بابت به دنیا اومدنش خدا رو شکر کنم .
لحظه ایی که به دنیا اومدی و تو رو کنار صورتم گذاشتن ،نرمی صورتت و گرمای وجودت بهم قوت قلب داد برای ادامه زندگی .
با ارزش ترین هدیه از طرف خدا بودی برامون ،من و بابایی عاشقتیم.
قول میدم تا لحظه آخر عمرم ،مواظبت باشم .من برای خوشحالی تو دنیا رو هم زیر و رو میکنم ،تو فقط بخند .
امیدوارم بتونم خیلی خوب تربیتت کنم که در آینده همسر و پدر خوبی باشی .

امروز روز ۱۳ شهريور ماه ۱۴۰۵ یک ساله شدی .یک سال از مادر شدنم میگذره میدونم دلم خیلی برای اون روز ها تنگ میشه 🥺
با تو مادر شدن رو تجربه کردم ببخش اگه روز ها و شب هایی بود که از فشار و خستگی کارهای خونه و رسیدن به تو یجاهایی عصبانی شدم و سرت داد زدم ولی اینو بدون عشق من نسبت به تو بی نهایت و زیباست 🫀

یک ساله شدنت مبارک پاره تن من 🎉🎈🎈🎈🎈
مامان پسر قشنگم مامان پسر قشنگم ۱ سالگی
یک سال گذشت
پارسال مثل این موقع انقباض داشتم
درد ها می‌گرفت و ول میکرد
سخت بود و شیرین و یه حس عجیب
بارداری نسبتا سخت و در از استرسی داشتم هر بار که میرفتم چکاپ دکتر یه ایرادی روی بچه میزاشت و اشک منو در می‌آورد
ولی در آخر در روز ۱۷ بهمن ماه خدا یکی از فرشته هاش رو بهم هدیه داد
یه پسر صبور و آروم
آرامش این بچه زبان زد فامیله
هیچ وقت بهونه گیری نکرد گریه نکرد
کولیک ‌و رفلاکس و زردی نداشت
یه بچه ای بود که هر کسی میدید تعجب میکرد که چقدر آرومه
خدایا شکرت
همه سختی های حاملگی رو با دادن پسر قشنگم جبران کرد برام
از خدا می‌خوام که هرکسی چشم انتظاره دامنش سبز بشه و خدا می‌دونه فرشته مثل پسر من بده بهش
من تو این یکسال کنار پسرم عشق کردم
بهترین روز هامو تجربه کردم
خدایا شکرت بابت پسر قشنگم
خدایا شکرت که منو لایق مادر بودن دونستی
این یک سال خیلی شیرین بود لحظه لحظش لذتبخش بود برام
آقا پسر قشنگم
قربون صورت ماهت
قربون چشمای قشنگت
نور و امید خونمون
تولدت مبارک 🎂
مامان نی نی مامان نی نی ۲ سالگی
پارسال همین ساعت ها بود که برای خودم سوپ درست کرده بودم و آناناس و آب و خوراکی جمع کرده بودم آخرین تایمی که می‌تونستم برم برای زایمان طبیعی دو روز دیگه بود ولی الان یه مقدار درد می‌گرفت ول میکرد که تایم که گرفتم هر پنج دقیقه یکبار بود تقریبا
ولی دردم خیلی قابل تحمل بود
به شوهرم گفتم درسته دردش بچه بازی است اما تایماش خیلی نزدیک بهم است یه سر بریم بیمارستان معاینه بشم فوقش بر میگردیم در کل هم نمی‌خواستم به مامانم بگم که میرم میخواستم هروقت زایمان کردم زنگ بزنم و خبر بدم
ولی رفتن همانا و معاینه همانا و پاره شدن کیسه آب همانا
و موندگار شدیم
صبح ساعت تقریبا ۷ و نیم بود که زایمان کردم

اون دفتری هم که دستمه نکاتی که تو کلاسا گفته بودن نوشته بودم به خیال اینکه میتونم بخونم اون موقع
که بعدها یادم اومد یکی از ورزش هایی که تو دفترم نوشت بودم دقیقا مشکلی بود که سر زایمان بهش برخوردم و اگه ماما همراهم بهم اون ورزشها رو میداد شاید کمکی میکرد ...


ولی در کل مشکلات من از بعد زایمان شروع شد🤧🤧
مامان نویان مامان نویان ۲ سالگی
پارسال اینموقه داخل بیمارستان بود و نویان رو به دنیا اورده بودم چه حال عجیبی داشتم از یه طرف بخاطر بیهوشی گیج و گنگ بودم از یه طرف نویان رو میدیدم و چقدر ذوق میکردم بهترین حس دنیا رو اون ساعت ها داشتم با اینکه کلی درد داشتم اما خوشحالیم بیشتر از درد خودشو نشون میداد امشب یکسال از اونشب میگذره و چقدر دلم تنگه برای ثانیه به ثانیه اون روز و شبا با اینهمه سختی که این یکسال کشیدم اما بازم خیلی زود گذشت انگار به یه چشم بهم زدن نویان یکسالش شد. بزرگ شدنشون شیرینه اما تموم شدن دوران نوزادیشون غمگینه من هنوزم خیلی وقتا میگم کاش برگردیم عقب کاش دوباره ۹ ماهه بشم دوباره نویانو بدنیا بیارم دوباره بدن کوچولوشو بغل کنم خیلی شیرین بود اون لحظه ها خدارو شکر میکنم برای اینکه بهم‌ لطف کردم و این حس و حال رو بهم هدیه داد مادر شدن واقعا عجیب ترین و شیرین ترین اتفاق دنیاست .. انشالله که خدا دامن تمام زنان دنیا رو که منتظر مادر شدن هستن سبز کنه و این حس زیبا رو بهشون هدیه بده🙏🏻
مامان تیام✨ مامان تیام✨ ۲ سالگی
یکسال از روزی که به این دنیا اومدی و زندگی رو برامون یه رنگی دیگه کردی میگذره 🌈🥺🤩

وقتی ماه های اخر بارداریم بود همش تند تند مجبور بودم برم دستشوی اخرین شبی که توی وجودم بودی دم دم های صبح از خواب ناز بیدار شدم که برم دستشوی وقتی داشتم برمیگشتم به اتاق خواب یه لحظه پشیمون شدم و رفتم پنجره پذیرای رو باز کردم همونجا توی پزیرای دراز کشیدیم نمیدونم چجوری خوابم برد که یهو احساس کردم لباسم خیس شد ساعت ۶ صبح بود سریع خودمو به دستشوی رسوندم و شوهرمو صدا زدم و با ترس و لهره به ماما همراهم زنگ زدیم و گفت عجله نکن ولی دیگه وسیله هاتو اماده کن برو بیمارستان منم یه دوش گرفتم و یه فلاکس دمنوش زعفران و بقیه وسایل برداشیتم و راهی بیمارستان شدیم بعد از معاینه گفتن ۲ فینگرم و کارای بستری رو انجام دادین و تیام قشنگم ۶ عصر با زایمان طبیعی بدنیا اومد💫💐

🌹مرور خاطرات با همه ی سختی هاش برام شیرین ترینه 🌹 ایشالا دامن همه ی کسای که چشم به راحن سبز بشه💚