سوال های مرتبط

مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۳
بعد ۱۰ دقیقه اومدن بردنم اتاق عمل
پرسنل اتاق عمل فوق العاده خوش برخورد و مهربون بودن هی باهام صحبت میکردن ک من استرسم کم بشه( اینم بگم تو این حین من فقط گریه میکردم چون دخترم تکون نمیخورد و همش میگفتم یه چیزیش شده😔) یکم گذشت گفتن میخوایم بی حسی بزنیم منی که فکر میکردم این لحظه تا مرز سکته میرم اصلا استرس نداشتم ،یکم ترسیده بودم ولی چون خیلی نگران بودم میخواستم سریع بزنه عمل شروع بشه
یکم گذشت گفتن میخوایم بی حسی بزنیم منی که فکر میکردم این لحظه تا مرز سکته میرم اصلا استرس نداشتم ،یکم ترسیده بودم ولی چون خیلی نگران بودم میخواستم سریع بزنه عمل شروع بشه
اولین باری که امپول و زد به کمرم من ناخودگاه خودمو سفت کردم یه حس بدی داشتم همش دوس داشتم زودتر دربیاره ک اونام میگفتن وقتی سفت میکنی ما نمیتونیم جاشو پیدا کنیم خودتو شل بگیر منم نمیتونستم خلاصه به هر سختی بود خودمو شل کردم اونام یه بار دیگه امپولو زدن تا اوکی شد
منو سریع خوابوندن و یهو‌ پاهام داغ شد بعد من چون استرس داشتم پاهام یخ کرده بود وقتی داغ شد حس خیلیییی خوبی بهم داد ،خلاصه بهم سرم اینا وصل کردن و گفتن هروقت خودت گفتی شروع میکنیم ک من میدونستم دروغه😅 شروع کردن به بتادین زدن که من دیدم متوجه میشم انگار پاهام خواب رفته بود زیاد چیزی نمیفهمیدم ولی میدونستم دارن چیکار میکنن به دکترم گفتم من متوجه میشم دارید چیکار میکنید گفت نگران نباش هنوز عمل و شروع نمیکنیم ت



فرزندپروری/سزارین/زایمان/طبیعی
مامان ابوالفضلم💙 مامان ابوالفضلم💙 روزهای ابتدایی تولد
#پارت ۲
بعد همسرم دیدم که تا پشت اتاق عمل راهیم کرد که استرسم خیلیی کم شدم رسیدیم به یه جا که چند تا اتاق داشت و یه راه روی دراز از ویلچر گفتن که پیاده شم و آروم دراز بکشم روی تخت سوند هم دستم بود کل هواسم به اون بود😂
یه مرد تختم رو کشوند برد اتاق عمل یه اتاق کوچیک بود با لامپهای بزرررگ اونجام استرس گرفتم که اگه برقا بره چی 🥴😂
بعد تخت هارو چسبود به هم گفت که آروم کمرم رو بلند کنم برم روی اون یکی تخت یعنی تخت اتاق عمل یه تخت باریک و بلند بود با یه زیر سری سفت مشکی بعد چند لحظه که کیسه سوند رو سفت گرفته بود از استرس انگار قرار بود بدزدن🙂😂
دکتر بیهوشی اومد همه مهریون و خوش رو سلام احوالپرسی کردیم من همش میترسیدم موقع آمپول زدن بترسم آمپول دوباره بهم بزنن ولی یه پرستار خیلی مهربونه داریم داد گفت هر موقع درد اومد فقط دست منو فشار بده آمپول رو به کمرم زدن اصلا درد نداشت فقط موقع زدن حس می‌کنی یه چیز ده کیلویی رو محکم چسبوندن به کمرت اندازه یههه کوچولو که حتی شاید حس هم نکنی میسوزه ولی اون لحظه انقد استرس داری که اصلا متوجه ش نمیشی
مامان 🩵🩶💙محمدرضا مامان 🩵🩶💙محمدرضا ۱۷ ماهگی
آنژیوکت رو بد جا زد و اولش از آرنج دستمو نمیتونستم خم کنم ، بعدشم که خم میشد خون برمیگشت تو سرم🤕
بعدش سوند رو آوردن، سوند هیچ دردی نداشت فقط یه سوزش کوچولو و یه حس بد که همش فکر میکنی میخواد دراد😑🤕
ساعت یه ربع به یازده با ویلچر اومدن ، بردنم اتاق عمل ، مامانم و خواهرم و خواهر شوهر موندن تو اتاق و ازم خدافظی کردن🥹 و همسرم تا در اتاق عمل اومد🥺 هیچ استرسی نداشتم ، شب نخوابیده بودم چون داشتم آشپزی میکردم برا چند روز ، حسابی خوابم میومد😴جلو در اتاق عمل هم باز فشارمو و ضربانمو چک کردن و چند تا سوال پرسیدن ، بعدش بردن اتاق عمل شماره ۱۱ ، نشستم رو تخت ، تا دکتر خودم بیاد ، دکتر بی حسی گفت خم شو جلو ، آمپول بی حسی رو زد به کمرم درد نداشت ولی باز یه حس خاصی داشت ، یه فشاری به کمرم میومد که یکم‌ ناخوشایند بود ، بلافاصله کمک کردن دراز بکشم و پاهام داغ شدن و دیگه نتونستم تکونشون بدم! دکترم اومد ، اول شروع کرد جای عملو ضدعفونی کردن و بهم‌گفت که نترسم داره ضدعفونی میکنه و متوجه میشم، بعدش گفت که میخوام عمل شروع کنم آماده ای؟ گفتم یس😁😎 از سقف نور چراغ یه جوری بود که دیده میشد دکتر داره چیکار میکنه😮😵‍💫
مامان دلانا فندق طلا مامان دلانا فندق طلا ۵ ماهگی
واسم سرم وصل کردن و سوند .سوند اینقدر میگفتن داد میزنی و جیغ اصلا درد نداشت از امپول سرماخوردگی هم دردش کمتر بود فقط باید خودت شل بگیری زانوهات خم کنی و یکم پاهات باز کنی .هرچند که میگن بستگی به طرف داره دستش خوب باشه یانه .
دکترم ایلخاص زاده بود یعنی بهترین دکتر بودم از نظرم باوجودی که فقط برای عمل انتخابش کرده بودم اما خدا خیرش بده .
خوابیدم سرم تخت اتاق عمل کل بدنم استریل کردن و خانم دکتر مهربونم اومد بوسم کرد و دستم گرفت و بهم محبت کرد .خیلی دلم آروم شد چون خیلی مهربون.
بعدش پرده کشیدن و دستگاه بهم وصل کردن .
دکتر بیهوشی بهترین دکتر بود اومد و میخوام یه امپول بی حسی بزنم اینقدر دستش خوب بود اصلا حسش نکردم .امپول زد فوری پاهام بی حس شد نمیدونم چی شد ۲ ثانیه نشد بچم نشونم دادن
امیدوارم این حس خیلی خوب بود نصیب همه چشم انتظار بشه .
لطفا برای عمل سزارین بهترین بیمارستان و بهترین دکتر انتخاب کنید
تو اتاق عمل گفتم پمپ درد میخوام و زنگ زدن به شوهرم برام آورد
تو اتاق ریکاوری بودم که پمپ درد رسید و برام وصل کردن و دردم بهتر شد
تو اتاق ریکاوری فشارم رفت بالا اما پرستارهای مهربونم خیلی کمکم کردن و فشارم اومد پایین
تو اتاق ریکاوری ۴ بار اینا شکمم ماساژ دادن و خودتون سفت نگیرید تا اذیت نشین