پارت دوم
طبق توصیه دکترم از روز ترخیصم گن استفاده کردم با اینکه درد داشت وقتی که شکممو میکشیدم بالا اما خیلییی به کم کردن ورم شکمم کمک کرد و خط بخیه و شکمم هم بهم نچسبید تحرک هم خیلی اسون کرد برام ، فقط هم تغذیه ام مایعات و انواع ابگوشت بود فقط دو بار هوس ماکارونی کردمو خوردم ، باز هم میگم اگه میخوایید زود حالتون رو به بهبودی بره فقط و فقط تحرک من از روز سوم کامل سر پا بودم تمامه مراقبتای نیلارو هم خودم همراه همسر و مادرم رفتم حتی همون روز سوم کلاس شیردهی رفتم با بخیه کامل خرید میرفتم و پیاده روی تو پارک داشتم جوری که کسی باور نمیکرد که جراحی داشتم و نصفشو مدیونه گنمم تنها سختی که داشتم وقت بلند شدن از روی تخت بود که فشار کمی بهم وارد میشد ، باز هم خودتون رو هیچ وقت با کسی مقایسه نکنید ، درد داشتید حتما از شیاف استفاده کنید و خیلی مراقب خودتون باشید اگه با استراحت راحتید حتما استراحتتون بیشتر باشه اگه تحرک دوسدارید هم پیاده رویتون زیاد باشه ، در هر حال امیدوارم همه تجربه های خوبی رو داشته باشید و گلبرگ های زندگیتون رو با سلامت کامل بغل بگیرید ، به امید روزهای روشن💗

۶ پاسخ

شکم دو تیکه واقعیه؟ بعد زایمان یانه

عزیزم میشه عکس گن رو بزارید

مبارکت باشه عزیزم ❤️
میشه عکس گن بزاری

مدل گنت چیه

عزیزم گنت چه مدلی بود؟

عزیزم چند روز بعد از سزارین گن استفاده کردی؟؟

سوال های مرتبط

مامان نیلا🦢✨️ مامان نیلا🦢✨️ ۱ ماهگی
سلام خوشگلا بعد از مدت ها ، قرار بود تاپیک تجربه سزارینمو بزارم اما به دلیل شرایط موجود امکانش نبود، خب خب اول از همه عزیزان من از انتخاب نوع زایمانم به شدت راضی بودم انتخاب خودم طبیعی بود اما چون همسرم مخالف بود سز شدم و ازش واقعا ممنونم چون به شدت تجربه شیرین و اسونی برام بود ، برای خانمای کرمانی : دکترم خانم زینب میرکهنوج بودن که ازشون خیلی ممنونم بابت علم و دانششون به شدت راضی بودم از عمل و بخیه جراحی، بیمارستانمم سیدالشهدا بود با مشورت دکترم، از کادر درمان خیلی راضی بودم همه مهربون و تو هر شرایطی کمک حال بودن ، با اینکه تحمل دردم بالاست اما از پمپ درد استفاده کردم که خیلی در ارامش و کنترل دردم موثر بود و فقط هم دو نوبت ازش استفاده کردم اگر تحمل درد پایینی دارید حتما بهتون توصیه میکنم ، بعد از اینکه اجازه خوردن و تحرک داشتید فقط و فقط مایعات و ژله مصرف کنید من فقط آب ، دمنوش بابونه و چای و نبات و نسکافه و ژله مصرف کردم تا زمان ترخیص نه سردرد داشتم نه عوارض شایع سزارین ، حتما سعی کنید صاف راه برید که راه رفتن رو براتون اسونتر میکنه به هیچ عنوان خم راه نرید که فشار به بخیه بیاد ، پارت دوم تاپیک بعد
مامان بشه🤍✨ مامان بشه🤍✨ ۶ ماهگی
خوب اینم از تجربه زایمان طبیعی من با چند روز تاخیر 😁
وقت داشتم ولی تنبلیم اومد بیام بنویسم.

خوب من از دو هفته تقریبا قبل زایمانم دردای کاربن شروع شده بود تقریبا بیشتر وقتا درد پریودی داشتم که اذیتم میکرد ولی عادت کرده بودم بهش .من از ۳۵ هفته پیاده روی رو شروع کردم که به نظرم خیلی تاثیر داشت توی راحتی زایمانم😉
تقریبا هر روز پیاده روی میکردم بیشتر روزا روزی دو ساعت میشد
خیلی هم سخت بود چون بر نی نیم پایین بود و قشنگ فشار می آورد به مثانه😵‍💫 ولی وقتی به این فکر میکردم که روی زایمانم تاثیر داره توانمو جمع میکردم و تا جایی که می‌تونستم ادامه دادم.
هرشب درد پریودی رو داشتم تا اینکه شب آخر بازم همون دردا بود و خستگی پیاده روی اینم بگم من ورزش جدول و پله و چمپاتمه راه رفتن هم داشتم که بنظرم ایناهم خیلی تاثیر داشت🤌
صبح که پاشدم حس کردم دردم نسبت به روزای قبل بیشتره وقتی هم رفتم سرویس یه لک قهوه ایی دیدم که دلم ریخت فهمیدم جدی جدی انگار زایمانم نزدیکه 😄ولی بازم توجه نکردم با همسر جان بازم ساعت نو صبح پاشیدیم رفتیم پیاده روی که تلاشهای آخرم بزنم😅
خودم انقد اذیت بودم که دعا دعا میکردم که دیگه آخرش باشه ولی از یه طرف هم اصلا به زایمان نمیتونستم فکر کنم 😂🤦
صبح حدود چهل پنجاه دقیقه پیاده روی کردم که تو اون مدت بازم درد داشتم ولی کم
دیدم اینطور نمیشه هنوز اصلا معاینه نشدم بودم کنجکاو بودم ببینم چند سانتم به ماما همراهم پیام دادم و رفتم مطب معاینه کرد انقدی درد نداشت چون کامل شل گرفته بودم اینجا رفتار ماما هم خیلی مهم بود با مهربونی انجام داد و سعی می‌کرد حواس منو پرت کنه 🤭
گفت کلا یک سانتم سر بچه هم درشته سرشم کامل تو لگنه ولی دهانه رحمم کامل نرم نشده هنو🙃
مامان هانا🩷 مامان هانا🩷 ۵ ماهگی
زایمان سزارین
پارت آخر
بچها من تجربه زایمان طبیعی نداشتم ولی اگه میخوایید از درد طبیعی فرار کنید و سزارین بشید باید بگم اینم همونه و دردای خودشو داره پس برای فرار از درد نوع زایمانتون رو انتخاب نکنید.
.
خلاصه بار اول که میخوای راه بری برای من وحشتناک بود یعنی انگار دوش آب رو باز کردن رو سرم خیس عرق بودم از درد و سوزش جای بخیه ها
انگار فلفل ریخته بودن رو زخمم از تخت که اومدم پایین دیگه نه میتونستم سرپا باشم نه میتونستم بشینم نه میتونستم برگردم رو تخت مجبور بودم که ادامه بدم و این خیلی خیلی سخت بود اما تاب آوردم
تا سرویس بهداشتی رفتم و با اینکه پمپ درد داشتم شیاف گذاشتم و با همون مشقای که رفته بودم برگشتم و رو تخت خوابیدم.
اما بار دوم راحت تر بود یعنی درد بار اول از ۱۰۰درصد ۹۰درصد بود بار دوم ۷۰ درصد بار سوم ۵۰ درصد....هربار کم میشد از دردش
تا آخرشب شب که باید شکمم کار میکرد و نکرده بود...شیاف و شربت و میوه خوردم تا شکمم کار کنه ولی میترسیدم که موقع مدفوع هم درد داشته باشم اما نداشت و خیلی راحت بودم حتی وقتی شکمم کار کرد دردام یکم سبک تر شد و سرحال ترشدم....ساعت ۱ شب بود مرخص شدم.
ممنون از همتون دوستان اگه سوال داشتید بپرسید تا جواب میدم😘
مامان محمد مسیحا 💙 مامان محمد مسیحا 💙 ۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین در بیمارستان تریتا پارت ۶...

وقتی ملاقاتی هام رفتن کمک پرستار اومد کمکم کرد که بلند شم اولین بلند شدن سخت بود یکم و قسمت سخت ماجرا به نظرم همین بود ولی بازم نه به اون سختی که نشه تحمل کرد یا انجام داد منو برد سمت دستشویی کارامو انجام داد پد بهداشتی بهم داد از این شورت های توری پام کرد کمکم کرد بلند شدم رفتم سمت تخت به مامانم گفتن تا برام شکم بند بعد زایمان سزارین بگیرن تا برام ببندن مامانم رفت گرفت آورد اونو بستم یکم هم اون دردم رو کمتر کرد بهم گفتن موقعی که میخام بلند شم ببندم اونو و واقعا وقتی میخاستم بلند شم راه برم اونو میبستم دردم کم که بود کمتر میشد یادم رفت بگم سوند هم دراوردنی اذیت نشدم خیلی فقط یکم سوزش بود...اولین بار فقط بلند شدنی اذیت شدم بعد دیگه خودم به کمک مامانم هر دو ساعت از تخت میومدم پایین راه میرفتم تا خون لخته نشه و هرچی بیشتر راه میرفتم سرپا تر میشدم...توی بیمارستان من کلا چهارتا شیاف استفاده کردم که همون کفایت میکرد پمپ درد هم که بود مسکن هم فقط همون اول بهم داده بودن دیگه ندادن...پسرم که ظهر دستشویی کرده بود منم وقتی ملاقاتی هام رفتن یه لیوان چایی آوردن برام با به شربت شیرین که توش گلابی بود دوتا هم خرما دادن که اول خرما رو خوردم اولین چیزی که خوردم بعد چایی رو مامانم با عسلی که داده بودن شیرین کرد داد بعد یکی دو ساعت هم همون شربتی که خودشون دادن رو خوردم مامانم به بابام سپرده بود که برام آب هندوانه بگیره که توش خاکشیر باشه با کمپوت گلابی اوناهم تاثیر داشتن برای اینکه برم دستشویی غروب رفتم دستشویی که بهم گفته بودن دستشویی برم میتونم شام بخورم...