دختر جاریم ۲۰ بهمن بدنیا اومد
انقد نازه ماشاالله
بنده خدا جاریم سزارین شده
اصلا نمیتونه تکون بخوره
بعد من کاملا درکش میکنم اولین بچشه بدنش پاره شده
و تا ۴۰ روز طول می‌کشه تا بدنش یکم جون بگیره،
بعد اونروز پدرشوهر پرو و خاله زنک من میگه
مرضیه تو طبیعی زایمان کردی طبیعی خوبه
فائزه تنبله نمیتونه حتی بچشو بغل کنه همش دراز کش افتاده ، انقد بهم برخورد پشت جاریم اونجوری گفت
بعد مثلا از من داره تعریف می‌کنه
میگه تو زرنگی تو فرزی
اینجوری میگه ک مثلا من خر شم
بعد توقع داشت منم همراهیش کنم پشت جاریم حرف بزنم
منم گفتم قدرت بدنی هر کسی فرق داره ، خداروشکر هم خودش هم بچش سالمه
منم اینجوری ضعیف بودم
طول می‌کشه یک ماه تا سرپا شه
هی اومد پشتش بد گفت سگ شدم دیگه گفتم اینا چ رو دارن، پیش اون راجب من بد میگن
پیش من راجب اون بد میگن
گفتم بریم گمشین بابا الکی از آدم تعریف نکنید
مهم اینه قدر دانه عروساتون باشید
عروساتونو رو چشماتون نگه دارید ، چون جفت پسرات عین سگ وحشی و بداخلاقن
شما ایراد دارین ، از عروس عیبو ایراد نگیرید
اونم جاری بنده خدامم ک زائو،تازه زایمان کرده
انقد عصبی شدما پشتش اونجوری گفت اشغال
عکس بیمارستان
ک چهار ساعت بود زایمان کرده بود 🧿💗😘

تصویر
۱۰ پاسخ

عزیزم 😍😍😍 دوتاشونم جیگرن
چه پدرشوهر فضولی

ای خداااا شبیه مامانشه
چقد دلم بوی نی نی خواست🤤😍

خوداااا چ گوگولی مرد و چه به این گ.ه خوریا چقد خاله زنکه اسم نی نی گیه

نی نی شبیه مامانشه

ای جانم مبارک باشه به جاریت بگو انجیر خیس شده بخوره ..آب آناناس کموپ گلابی سیب زودی خوب میشه ان شاءالله

ماشالا بهش واقعا همینه‌بدن‌با بدن فرق داره
مثلا من خودم سزارین بودم همون روز که سر پا شدم
روز سومم مسافرت رفتم
هم بدن مهمه هم دست دکتر سبک باشه

بعد با من دوستم طبیعی بود نمیتونست راحت بشینه اینقدر اذیت بود

ای جونم جفتشون و خدا حفظ کنه 🥰
آفرین به شما ❤️

کاش همه مثل شما بودن دنیا گلستون میشد آفرین به این همه درک وشعور

ماشاالله به جوجه هاتون

ماشاالله دوتا خوشمزه تو عکس میبینم بوی نی نی تا اینجا اومد😍

سوال های مرتبط

مامان ضحی(ضحا) مامان ضحی(ضحا) ۵ سالگی
سلام مامانا
امروز دخترم تو کلاسشون جشن بود بعد ب بچه ی دیگه کش‌مو پاپیونی دخترم ازش گرفته بود میگفت مال خودمه دخترم هم ازش گرفته بود ک نه این مال منه اون دختره زد زیر گریه ک من اینو میخوام ی دفعه مادر بزرگش و مامانش اومدن تو سینه منو دخترم ک بده بهش گناه داره گریه میکنه من اصلا دخالت نکردم ک ب دخترم بگم بده بهش گناه داره خب دختر منم گناه داره اخه ......
خلاصه مامانش کش مو رو از دخترم گرفت رفت شکلایتی اورد داد دست دخترم اونم داد ب دختر خودش دختر منم گریه اش گرقت منم بلند گفتم مامان این مال تو بود برو بهش بگو بهم بده مال خودمه بعد دخترم ی کم بهونه کرد منم ب صورت اعتراض ک بدونن ناراحت شدم دخترم رو تو بغل گرفتم گفتم برو ازش بگیر گریه نکن برو حقت رو بگیر ....
دخترم رفت جلو ب ی خانمی گفت خاله این کشمو منو گرفته ازش میگیری برام خیلی دلم سوخت اونجا بلند شدم دست دخترم گرفتم رفتم پیششون گفتم خاله این مال تو نیست مال ضحا بوده گفت دوسش دارم گفتم خب ضحا هم کش‌موش رو دوست میخواد مال خودش باشه این کار درستی نیستی وسیله های مرد رو ب زور ازشون بگیری مامانش ازش گرفتش داد دستم منم همون جا دادم دست دخترم و بوسش کردم وسایلام برداشتم رفتم بیرون دیگه مراسم کلاس تموم بود .....
شما بودین چکار میکردین تو این موقعیت گذشت میکردین یا نه حقتون رو میگرفتین؟؟؟؟
مامان شاهزاده کوچولو مامان شاهزاده کوچولو ۵ سالگی
سلام خانما امروز اولین روز برد پسرمو بردم مهد چهارسالشه مربیش کلی چیز گفت بگیر منم گرفتم بردم خوراکی میوه چیزا که برا مهد لازم بود کلن یه میلیون شد رفتم دنبالش مربیش گفت به پسرت بگو دوستاشو نزنه خوب پسرم تا کسی دست روش بلند نکنه نمیزنه که هیچی نگفتم به مربی گفتم باش میگم بهش بعد میخواستم بیارمش خونه نمیومد به زور آوردمش جیغ میزد رفت او اتاق در میخواست ببنده من نیام خورد به یه دختربچه مربی رفت بغلش کرد بوس کرد منم پسرمو آوردم بیرون بهش گفتم برو از مربی معذرت خواهی کن بگو دیگه تکرار نمیشه رفت گفت مربی گفت مامان این دختر بچه رو دخترش خیلی حساسه آخه منم گفتم همه رو باهاشون حساسن گفت ن اینا یه جور دیگه حساسن هیچی نگفتم اومدم یکم عصبی شدم اولش که پسرم من روز اولش بود باید مربی درک می‌کرد بعدشم اگه اون رو بچش حساسه من هستم اومدم بیرون پسرم گفت دوستم منو زده الان چیکار کنم لطفا بهم بگید من ماهی دو میلیون میدم یکم بچم اجتماعی بشه آروم بشه ن اینکه ازش ایراد بگیرن بچس خوب بنظرتون مهدشو عوَض کنم یا با مربی حرف بزنم چیکار کنم لطفا کمکم کنید
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت دوم

تجربه خود من
رزا به شدت تو کلاس ها کم حرف بود
و نمیتونین از حقش دفاع کنه

یه روز تو کلاس ژیمناستیک، من شنیدم که مربی گفت همه این حرکت رو زدن؟ و رزا بلند گفت نه من نرفتم؛
( رزا کلا بچه خجالتی ای هست، ژنتیکیه من خودمم بچگی خجالتی بودم)
من بعد از. کلاس این رفتار رو بزرگ کردم و گفتم واقعا خیلی عالی بوده
به پدرش هم شب گفتم و اونم تشویقش کرد

از اون جلسه به بعد رزا انقد سر کلاس حرف میزنه که مغز مربی رو میخوره😅
همش نظر میده
و من واقعا خوشحالم که کمکش کردم

باید قبول کنیم که یک سری اخلاقیات ذاتی هستن مثلا دختر دوم من بسیار اجتماعی هست و قطعا نیازی نداره من اصلا کمکش کنم
ولی من چون خودم بچه خجالتی ای بودم و قبل رفتن ب مهمانی همش استرس داشتم الان رزا رو بهتر درک میکنم
اگه بچتون از جمع استرس میگیره حتما بهش کمک کنید چون با کمی کمک خوب میشه

رزا قبلا از مهمونی رفتن و مهمون اومدن خونمون بدش میومد!
ولی الان دیگه انقد که از آداب اجتماعی براش گفتم و با عروسک اش شبیه سازی کردیم مهمونی هارو و همچنین سعی کردم تو جمع بهش توجه کنم نه اینکه رهاش کنم
الان مدام با من چونه میزنه که چرا مهمون دعوت نمیکنی!!