۶ پاسخ

خوش به حالت خوش به سعادتت بزار بره بابا عصابت راحته من که هیشکی رو ندارم از دستشون پیر شدم یکسره ور دل منن و اذیت میکنن خواب ندارن بخدا پسر من از ۷ صبح بیدار میشه تا ده شب چشم رو هم نمیزاره پسر کوچکمم که هنوز یک سالش نشده در طول روز روی هم رفته یک ساعتم نمیخابه

خیلی بد اینجوری بچه چند تربیتی میشه درست بعضی از مادرها میگن خوبه فلان اینا ولی بنظرم روش تربیت ها فرق میکنه
مثلا من بعدظهر چندساعت خونه مامانم اگ بود لهجه صحبت کردن بچه خیلی فرق کرده بود به غیراز کارهای دیگه که عادتش میدن سرسفره غذا نخوره هرموقع بخواد میتونه غذا بخوره همیشه میتونه باگوشی بازی بکنی و داداشم که حرف زشت نشونش میداد

خوشبحالت دختر من ی دیقه هم ازم جدا نمیشه مرتب درحال خرابکاریه

پسر منم گاها اینجوریه ولی برای خواب نه
پنجشنبه ها چون همسرم می‌ره فوتبال پسرم شام می‌ره پایین
چندروزه خیلی می‌رفت شوهرم گفت دیگه فقط پنجشنبه ها
ولی اون تا درمونو میزنه هی میگه بیا خونمون

وااای مثل پسر من همش بهونه مادرشوهرم میگیره هرکار دلش میخواد اونجا میکنه حتی احساس میکنم اون بیشتر از من دوست داره انقدر حرص میخورم از دستش

عین دختر منه انقد من لجم میگیره دلم میخواد بزنمش😒

سوال های مرتبط

مامان دخترای نازم مامان دخترای نازم ۵ سالگی
مامانا واقعا درمونده شوم نمیدونم چکار کنم و کجا برم. الان اومدیم ناهار کوفت کنیم سوپ گذاشتم شوهرم گفت کن نمی‌خورم آبدوغ خیار درست کردم واسه او دخترا هم دیگه سوپ نخورد از غذای شوهرم ریخم براشون که دختر گوچیکم شروع کرد اذیت کاری دستاشو می‌کرد تو کاسه می‌ریخت بیرون بماند شوهر پاشد رفت بیرون از خونه که شد روز قیامت اینقد دختر کوچیکم گریه کرد تمام وسایل داخل بوفه رو ریخت زمین شیشه هاشو میخواست بیاره بندازه زمین که منم از کوره در رفتمو گرفتم ی کتک حسابی بهش زدم.. با همون جیقو گریه شروع کرد در کابینت‌ها رو ب هم زد در حموم و تمام پشیها رو انداخت تو خونه گوشی منو هزار بار زد درو دیوار و..... که زنگ زدم شوهرم اومد دوتا و تو این گرما با متور برد بیرون.. الان نشستیم ب حال خودم گریه میکنم.. آخه این بچه چرا اینقد لجبازه.. خدا شاهده الان همش دعا میکنم ی زنبور نیشش بزنه شاید آروم بشه شاید اینقد بهانه نگیره. واسه بیرون... اصلا از زندگی بیزارم کرده ی بچه لجون ی دنده لجباز..... الان 2سالو نیمشه تا کی اینجوره.. هر چی بیاد جلو دستش پرت میکنه هرچی هم با زبون خوش باهاش حرف میزنم بی فایده.. مجبور میشم بزنمش؟ کسی بچش اینجور بوده تا چند سالگی خوب میشه
مامان نفسم و پسرم💚 مامان نفسم و پسرم💚 ۱۲ ماهگی
سلام خانوما من با مادرشوهرم اینا توی یه ساختمونم بعد دخترم هرروز میگه برم چون از نوزادیش مادرشوهرم هرروز میبردش عادت کرده اینم بعد دوتا نکته هست هم اینکه دخترمن بخاطر مشکل رفلاکس دکتر گفته باید ۵ یا ۶ وعده بخوره چون تو هروعده حجم خیلی کمی میتونه بخوره یه رژیمی هم داره که نباید خیلی چیزا رو بخوره و چون وزنش کمه باید چیزاش اجرا بشه
خلاصه وقتی میره اونجا اینقدر دیر میاد که یکی از وعده های غذاش حذف میشه
بعد الانم مدتیه ریه دخترم حساس شده بخصوص شبا خیلی سرفه میکنه و مادرشوهرم نزدیک اذان مغرب اسپند دود میکنه اینقدر زیاد که بعد از دوساعت در خونه رو باز کنی باز بو میاد و ایم برای ریه ی دخترم بده سرفه هاش ببشتر میشه
الان من نمیدونم کی بزارم بره خونه ی اونا اگر قبل ناهار بره که دیگه ناهار نمیاد اونجا میخوره من باید تنها ناهار بخورم که خیلی سختمه اگر بعد ناهار بره که تازه عصر میبرنش بالا پشت بوم و سه چهارساعت بعد میاد و وعده های غذاش حذف میشه و به اسپند دود کردن هم میخوره
امشب یکم پیش گذاشتم بره باز بوی اسپند میومد میترسم باز سرفه هاش شدید بشه
چیکار کنم بنظرتون؟