۶ پاسخ

من شب بچم تکون نخورد تا صبح
صبح رفتم بهداشت گفت باید بری بیمارستان رفتم بستریم کردن منم نمیدونستم چ خبره خیلی میترسیدم ولی بهم ورزش دادن ۴ ساعنت دهاته رحم باز شد آمپول بی حسی زدن گفتن ۱ ساعت میتونی بخوابی و استراحت کنی بعدش باز بیدارم کرد شروع کردم ورزش کردن ساعت ۱۱بستری شدم ۹ونیم شب پسرم دنیا اومد ۱۱/۱۱شد تازیخ تولدش 😍
درد داشت سخت بود ولی دنیا میاد یادت میره

من خودم خیلی خیلی زایمان سختی داشتم دیگه پرستار و ماما همراهم می‌گفت تا حالا عین تو کسی رو ندیدیم داد و هوار کنه 😂هر کی میومد بخش می‌گفت تو بودی اون همه سر صدا راه انداخته بودی
ولی بعدش واقعا خوب بود خودمم می‌تونستم کارای خودمو انجام بدم

عزیزم بستگی ب هرادمی داره من سرزایمانم ازدوازده شب دردام شروع شدتافرداعصرش شش ونیم بچم بدنیااومدیعنی یک شب وروزدردکشیدم اماجاریم تادردش گرفت رفت بیمارستان خداشاهده من چای دم کرده بودم هنوزنخورده بودم ک زنگ زدن فلانی بچش بدنیااومد😕سوره انشقاق توی ۹ماه زیادبخون الهی ک خداخودش کمک کنه بهمون❤

فقط پیاده روی

تجربه هر مادری با مادر دگ فرق میکنه
یکی مثل من اذیت میشه یکی خیلی آسون زایمان میکنه ت خودت رو مقایسه نکن فکر ذهن و جسمت آماده کن

منم هی دو دل میشم برای طبیعی نمیتونم تصمیم بگیرم
ورزش و پیاده روی میرید شما؟

سوال های مرتبط

مامان دنیز مامان دنیز روزهای ابتدایی تولد