۷ پاسخ

هیچی نخور دکترم گفت باعث مدفوع نوزاد میشه فقط ورزش کن پیاده روی پله نوردی رابطه بدون جلوگیری

توپ بزرگا بخر روش بپر بپر کن
کپسول گل مغربی بخر بزار داخل واژن
راه پله برو
تو پله یه پا بالا یه پا پایین به پای بالایی فشار بیار باز برعکس
رابطه بدون جلوگیری
خرما بخور سیب هرشب بخور
بشین رو زمین دوتا کف پاهاتو به هم بچسبون بعد به چپ برو به راست برو
پیاده روی کم کم بکن

عزیزم من دوتا تجربه زایماان طبیعی داشتم اولی من پیاده روی زیاد کرده بودم تحرک زیادداشتم اصلا درد نداشتم اخراش فقط درحد دلپیچه بود ک بازم اصلا غیرقابل تحمل نبود خیلی عادی بود یهو ک خونریزی کردم رفتم بیمارستان ک یهو گف 7 سانتی و ده دیقه بعدشم زایمان کردم همچی خیلیییی خوب بود سرهمون دومیم گفتم طبیعی میارم تحرکم خیلی کم بود و اینک با ی ذره درد رفتم بیمارستان گفتن دوسانتی باید بستری بشی منم چون میخاستم بچم بهمن ماهی بشه بستری شدم و توی دوسانت بهم قرص فشار دادن ببین دردا ب قدریییی زیاد شد ک من سر ده سانت بچه اولم انقد درد نداشتم لامصب امپول فشار بدترین چیز ممکنه من مرگ و جلو چشمام دیدم تا زایمان کردم و تا فیه الخالدون جرم دادن وبخیه زدن از خدا بی خبرا فقط الان ب همه میگم ک خودتون تحرک زیاد بکنید توخونه درد بکشید هرموقع لکه بینی زیاد دیدی درحد خونریزی اون موقع برید بیمارستان ک یکم بعدش زایمان کنی اونام امپول فشار نزنن دگ درد زایمان طبیعی خودش خیلی کمه باامپول وقرص زیادمیشه نمیدونم دکترای الان هم تشویق میکنن ب طبیعی ولی هم یکارایی میکنن طرف ب گ و ه خوردن بیفته نباید امپول و قرص بزنن نباید وقتی زیر 5,6 سانت و بستری کنن ولی چی بگم دگ

من خودم زایمان طبیعی داشتم خیلی خیلی خیلی هم رازی بودم ورزیش نکردم فقد پیاده روی کردم از هفته 38به بعد همه اش با آب گرم داغ حموم میکردم هروز پیاده روی که 2ساعت میکردم قشنگ موقع دسشویی هم میرفتم همه اش آب داغ به واژنم میگیرفتم چون کمک میکد دهانه رحمم نرم بشه بعدش موقع زایمان من اصلا اصلا درد نداشتم درهدی درد داشتم انگار در هدی سردرد کمرم درد میکرد کیسه آبمم پاره نشده بود فقد دسشویی رفتم یکم لک خونی دیدم گفتم چیزی نیست حالا رفتم حموم اومدم نشستم فلم نگاه میکردم یهویی حیس کردم شکمم انقباض داره شوهرم صداکردم گفتم انجوری شدم بعد خاله ام مهمون بود اومد گفت زایمان میکنی گفتم من دردی ندارم که گفت میریم بیمارستان گفتم نه تا خاله ام لباسش عوض کرد که بریم بیمارستان من نتونستم بلند شم فکر کردم بلند شم یه چیزی میوفته بعد همون موقع خاله ام نگاه کرد گفت بچه داره میاد زود وسیله اینا اوردن زایمان کردم موقع که سربچم اومد بعد کیسه آبم پاره شد به بیمارستان نتونستم برم چون میرفتم تو راه زایمان میکردم فقد موقع که جفتم بیرون کرد شکمم خاله ام فشار داد یکم دردم اومد دیگه اصلا دردی نداشتم خدایش نمیدونم چرا شاید خداوند حواسش بهم بوده خلاصه نه بخیه خوردم نه سزا شدم
دردهم نکشیدم ولی میگن بچه اول خیلی سخته میگن اول کیسه آب پاره میشه نمیدونم من چرا درد نخوردم کیسه آبم پاره نشد تا موقع بچم دنیا اومدن من که خیلی راضی استم از طبیعی موقع زایمان کردم همون موقع بلند کرد شوهرم دوش گرفتم بچم شیر دادم صبح شد رفتم بیمارستان واکسن زد بقیه کاراش انجام دادم حالمم خیلی خوب بود خداروشکر هزار بار

من یه چیزی بگم و فرار کنم .
دکتر من برای بچه اول گفت بهم که زیاد خودتو خسته نکن موقعش بسه میاد ، نه که اینکارا تاثیر ندارن اما طبیعیت بدن هر کسی متفاوته .

و من واقعا اون زمان هیچکاری نکردم و دخترم هم ۳۸ هفته و ۴ روز به دنیا اومد .

پیاده روی میکردم دو سه روز مونده بود به زایمانم گلگاوزبان و زعفران خوردم ولی به سختی زاییدم😆

سلاگ عزیزم من چیز خاصی نخوردم ولی چون خونم طبقه سومه کلا پله خیلی بالا پایین میشدم و از ۲۰ هفته کلاسامو شروع کردم و از ۳۴ هفته کلاسای ویژرو داشتم وواقعا زایمانم خوب بود

سوال های مرتبط