🌸🌸🌸🌸
خیلی قشنگ مینویسی 🥲♥
منم روز انتقال خیلی استرس داشتم امیدبخدا رفتم سمت بیمارستان یه بسته قراربود انتقال بدن ۳تاجنین داخلش بود وقتی رفتم روی تخت جنین شناس ک اومد گفت دوتا تو فرایند ذوب از بین رفتن یدونه داریم ک برات انتقال میدیم انگاری اب سرد ریختم روووم گفتم ۳تا احتمال بارداریش بیشتربود یدونه چی ... من وقتی استرسی میشم زیاد سرفه میکنم انقدی سرفه کردم ک از روی تخت بلندم کردن دیدم همه پچ پچ میکنن با این سرفه هاش نمیگیرع و این حرفا ولی من باخدا قرار گذاشته بودم..
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.