اون بچشم مال شوهرخواهرش بود
فقط گفتم خدا کمک کنه به خواهرت خیلی ریلکس گفت اره سخته بچش بود خب ولی از یه طرفم بچه راحت شد از دست اون زندگی من کم کم احساس میکردم بیماری روانی داره این زن.
گفتم کاش شما بری الان علی میاد٫ زود پاشد برق لبشو تمدید کرد و وسایلشو برداشت رفت.
شبش بهش پیام دادم که دیگه نمیخواد بیای مرسی.حالم بد بود نمیدونستم چمه همش میگفتم کاش اصلا نمیومد خونمون نمیشناختمش اخه خیلییی با وقار بود اولش😢
یاد خودم افتادم حتی به یاد اوردن اون روزام برام زجر اوره دقیقا منم اونموقع باردار بودم که خواهرم و شوهرم بهم خیانت کردن خیلی روزای سختی بود😔
میدونم سوالم بی ربطه ولی چقدر این لباس ها قشنگن ، حضوری خریدین یا اینترنتی؟ از کجا ؟
چرا حس میکنم رمان میخونم ؟!!!!باورم نمیشه دارم ی داستان واقعی رو میشنوم
سلام گلم درخواست دوستی و قبول میکنید؟
وااای باورم نمیشه چه ادمایی پیدا میشن اخه به خاهر خودت 😭😭 اون بچه هم مال شوهر خواهره بوده ینی؟ بقیش زودار بزار عزیزم
درخاستمو قبول میکنی؟؟
داستان خودته عزیزم. کاملا واقعی؟
من جات بودم بعد اینکه از دستشویی اومدم ازش حرف میکشیدم صداشو ضبط میکردمو. میفرستادم ب. خاهر بیچارش
واااای یعنی ادم به خاهر خودشم خیانت میکنه؟چ کثیف
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.