۳ پاسخ

بریم ببینیم پتج ماهگی چه سورپرایزهایی دارن. تا اینجا که همه امید به ۶ ماهگی دادن. ولی خداایی این عشق نبود مگه میشد تحمل کرد اینهنه سختی رو؟ کلا فراموش کردیم خودمونو. تمام لحظات مختص جوجوهاییم.

ای جانم❤️

ای جونمممممم
مادر بودنت مبارک
خدا برات حفظش کنه 🧿❤️🥰
غلت زدنش مبارک

سوال های مرتبط

مامان قندون و فنجون مامان قندون و فنجون ۵ ماهگی
نزدیک های طلوع خورشید بود که نوزاد من شروع کرد گریه کردن. دختر کوچیکم گریه میکرد. خیلی خیلی گریه میکرد. به هیچ وجه آروم نمیشد. دیگه قاطی کرده بودم. هم افسردگی زایمان بود، هم درد بقیه بود. هم حس میکردم خونهمون خیلی خیلی دلگیره. از اون طرف هم خونهمون ترکیده بود، بد به هم ریخته بود. از اون طرف هم معصومیت دختر اولم واسه اون چیزی که ازش دیدم و این کاری که میکرد منو نامزده بود. از اون طرف هم خونهمون ترکیده بود. بعد به هم ریخته بود. از اون طرف هم معصومیت دختر اولم نابود داشت میکرد از درو. اینم گریه میکرد. من به حدی عصبی بودم به حدی عصبی بودم که هیچ رحمی بهش نکردم. بردم گذاشتم توی اتاق درو بستم تا صدای گریهشو نشنوم برم پوشک بیارم نه اینکه رها کنم بچه رو تا برم پوشک بیارم صدای گریهشو نشنوم توی اتاق تنهاش گذاشتم. بعد وقتی اومدم بالا سرش پوشکش عوض کنم با تمام ناراحتی به خودش گفتم من تو رو نمیخواستم تو برای چی اومدی؟ من از خدا چیزای دیگه خواسته بودم، من از خدا خونه خواسته بودم، من از خدا پول خواسته بودم، خدا اشتباه تو رو به من داده، من تو رو هیچ وقت نمی خواستم. تو اومدی مزاحم زندگی ما باشی، حالا از این به بعد گریه های تو شروع شد، ازت متنفرم، بدبخت شدم با تو، بدبختی من از این به بعد شروع شده. این حرفا رو اصلا نمیدونم چرا میگفتم، واقعا شیطانی انگار بود، واقعا شیطان اومده بود کنارم؟
مامان پناهِ مَخمَل🎀🐣 مامان پناهِ مَخمَل🎀🐣 ۹ ماهگی
روزا تند تند میگذرن
من بزرگ میشم همراه پناه 👼🏻
و این روزمرگی های شیرین شاید تو خاطرم نمونن
اما ثبت میشن تو دلم
وسایل پناه همه جا هست
هر جا یه نشونی کوچولو از خودش داره
تو اتاق ،اشپزخونه،پزیرایی ،حتی حموم
و اینا قند تو دلم اب میکنن🍼
نینی کوچولو من سخت در حال بزرگ شدن و شیطون شدنه
و من سخت در حال مادر بهتری شدن
مطمعنا مادر عالی وجود نداره
و اصلا رسیدن به این نقطه غیر ممکن
و اسیب زنندس
هر کسی به نوبه خودش در حال مادر بهتری شدنه
باید به خودمون افتخار کنیم
که تو این روزای اشوب
تو دل کشمکش های دنیا و زندگی
داریم نینی هامونو عشق میدیم بهشون تا چیزی نفهمن از این چیزا
داریم ذره ذره حال خوب میریزیم تو قلبشون
قطعا بهمون افتخار میکنن
میدونم شما هم مثل من حداقل یک بار هم که شده
به این که «چرا تو این موقعیت بچه دار شدم » فکر کردید
ولی خدای من خدای پناه
بزرگ تر از این حرفاست
حواسش به همه ما هست

خدا که مارو یادش نمیره❤️


پوشک رفلاکس کولیک روزمرگی فرزندپروری دورهمی