شیرخشک واکسن آپتامیل بارداری زایمان سرترین



امروز یه پست گذاشتم (دوتا تاپیک قبلی) اکثر مامان‌ها هم‌نظر بودن.
با این‌که فکر می‌کنم مسئله رو شفاف بیان کردم ولی انگار برای عزیزانی سوتفاهم پیش اومده. انگار حرف‌های ناگفته‌ای برداشت شده که نمی‌دونم چجوری از یه متن شفاف اینطوری برداشت شده!
پاسخم به این مامان زیبا رو بخونید و نظرتون رو بگید.
خیلی به روحیه‌ی آدم‌ها برمی‌گرده این موضوع.
من شخصا آدمی نبودم که در مقابل نظر مخالف حتی صحبت کنم چون حوصله‌ی بحث نداشتم ولی از وقتی «مادر» بودن رو پذیرفتم، سکوت معنای دیگه‌ای برام داره چون دارم با رفتارم، رفتار پسرم رو می‌سازم.
ما نمی‌خوایم بچه‌ی لوس تحویل جامعه بدیم چون از همه بیشتر خودش آسیب می‌بینه.
این‌که کسی حد و مرز ما رو رعایت کنه یا نه کنترلش دست ما نیست. (درصورت رد شدن از مرزمون درمورد اون رابطه هم باید تصمیم عاقلانه‌ای گرفت)
اما جسارتِ تعیین حد و مرز رو باید داشته باشیم.
بخواهیم یا نخواهیم تو جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که روابط خیلی در هم تنیده هستند و هنوز خیلی تعیین حد و مرز جا نیوفتاده.
ولی من با این رفتارم به پسر/دخترم «جرات‌مندی» رو یاد می‌دم. ✨

تصویر
۴ پاسخ

با جوابت به اون مامان کاملا موافقم منم خودم روی یه سری چیزا خیلی حساسم

من دخترم لاغره و چقدر میفهمم چی میگی تا دو سالگی اینا هرکی میدیدش میگفت چه سبکه چه ریزه چه لاغره
اینکه به بچه چیزی نگیم و تربیتش نکنیم یچیزه اینکه درمورد ظاهرش هی نظر بدیم یچیز دیگس چون خب لاغره چیکارش میشه کرد قطعا کسی بچشو گشنه نمیزاره اون مادر درحدتوانش داره به بچه میرسه خب اینکه بچه نمیخوره یا میخوره ولی تپول نمیشه تقصیر هیچکس نیست با زدن این حرف جز اینکه حال مادرو بعدتر ها بچه بد مبشه هیچ تاثیری نداره
من الان دخترم ۵ سالشه خودش ناراحته که چرا اینقدر لاغره از بسکه همه بهش گفتن لاغری

شبیه دکترای روانشناس حرف میزدی از حرفات صبوری و آرامش تزریق میشه
به من عجول هم نثیحت کن🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

مامان سلمان ازت خوشم میاد 👌🏻

سوال های مرتبط

مامان عشق دلی🩵👦🏻 مامان عشق دلی🩵👦🏻 ۱۶ ماهگی
سلامی دوباره🤍
وقت‌هایی که از روتین یا ساعت خواب‌های پسری حرف می‌زنم یسری مامانا تعجب می‌کنن یا می‌گن این‌کار رو نکن خودمون اذیت میشیم چه برسه به بچه.
پاسخ‌م به این مامان عزیز رو بخونید.
ما باید طبق نیاز بدن بچه‌ها روتینمون رو بچینیم که اونا اذیت نشن و در نهایت ما هم اذیت نشیم.
واقعاااا روتین چیزیه که من رو تو زندگی مادری نجات می‌ده چون اگه یکم به هم بخوره نمی‌فهمم تا شب باید چکار کنم برنامه‌هام به هم میریزه پسرم بی‌قرار می‌شه و خودم حالم بده.
علاوه بر اون یه نکته مهم روانشناسی هم هست اونم اینکه بچه‌ها یکم بزرگتر بشن شروع می‌کنن به عادت ساختن.
اگه روزها روتین نداشته باشه و مثلا ندونه «وقتی مامان بشقابمو برمیداره و دستمو میشوره یعنی میخوایم غذا بخوریم» یا «وقتی از خواب بیدار می‌شم میریم دست صورتمون رو میشوریم و بعدش صبحانه می‌خوریم» بچه خیلی آشفته می‌شه و بداخلاق و عصبی می‌شه چون دوست داره پیش بینی کنه و این پیش بینی باعث آرامش و رشد ذهنی‌ش می‌شه علاوه بر اون ما داریم نظم رو یادش می‌دیم.
مامان نی نی مامان نی نی ۱ سالگی
مامان ماهان مامان ماهان ۱۱ ماهگی
پسرم و همسری خواب بودن و منم یکم کار داشتم که یهو فکرم رفت به خیلی وقت پیش
موقعی که هنوز باردار نبودم
اون موقع ها هیچوقت فکر نمیکردم به همچین جایی برسم
وقتی دوستام رو نگاه میکردم یا خواهر شوهرام و جاریام با خودم فکر میکردم که من هیچوقت نمیتونم مثل اونا مامان خوبی بشم و به اینجا برسم
همیشه میترسیدم و میگفتم من از پسش برنمیام .
فکر نمیکردم از پس زایمان بربیام و میگفتم من همیشه تو حسرت بچه دار شدن میمونم
میترسیدم از بچه شیر دادن، از اینکه لباسشو عوض کنم ، از اینکه مای بیبی عوض کنم ، مهمونی رفتن با بچه کوچیک و یا اینکه وقتی بچه م غذا خور بشه فکر میکردم من هیچوقت مثل مامانای دیگه از پس اینا بر بیام
هیچوقت اون روزایی رو یادم نمیره که با گوش خودم شنیدم خواهر شوهرم به شوهرم تیکه انداخت و گفت اگه بچه دار بشی فعلا که همش داری تلاش میکنی و نمیشه
اون روزاخیلی دلم شکست
ولی الان این منم یه مامان با کلی تجربه های قشنگ
مامان یه پسر بچه ۱۱ ماهه شیطون که کل خونه رو زیر و رو میکنه

بقیه رو تاپیک بعد میزارم
مامان نورِ زندگی🤍 مامان نورِ زندگی🤍 ۱۶ ماهگی
💥 بچه‌ها دعوای شما را “نمی‌شنوند”… “زندگی می‌کنند”

⛔️ خیلی از پدر و مادرها فکر می‌کنند:
«بچه که چیزی نمی‌فهمه… فقط داریم با هم بحث می‌کنیم!»

اما واقعیت اینه:
👶 کودک شاید حرف‌ها رو نفهمه،
ولی *حال خانه را دقیق می‌فهمه.*

حتی از لحن صدا، سکوت‌ها، نگاه‌ها…


❤️ یک اصل مهم در تربیت فرزند:

محبت باید جلوی چشم کودک باشد
اما اختلاف‌ها باید پشت درهای آرامش حل شوند.

نه اینکه اختلاف نداشته باشیم—
❗️اختلاف کاملاً طبیعی است.

پدر و مادر دو انسان با دو دنیا و دو نگاه متفاوت‌اند.


⚖️ مسئله اصلی این نیست که «اختلاف هست یا نه»
مسئله اینه که:

📌 اختلاف را کجا خرج می‌کنیم؟


🚫 بعضی جاها، جای دعوا نیست:
🍂 داخل ماشین، وسط سفر
🍂 جلوی چشم بچه‌ها، حتی “بحث ساده”

چرا؟

چون کودک از این‌ها فقط دعوا نمی‌بیند…
👈 احساس ناامنی یاد می‌گیرد.

🧠 یک حقیقت مهم تربیتی:

بچه‌ها از حرف‌ها تربیت نمی‌شوند…
از «فضای خانه» تربیت می‌شوند.


❤️ اگر می‌خواهیم فرزند آرام داشته باشیم،
اول باید “خانه‌ی آرام” بسازیم… حتی وقتی اختلاف داریم.

این عکسم بمونه یادگار از روزی که
اولین قدماش رو برداشت🌿🥹👶🏻🌸🧡
۱۴۰۵/۲/۳۱






شیرخشک.پوشک.غذا.بازی.رفلاکس.تربیت.کودک.خانواده.همسر
مامان محمدامین مامان محمدامین ۱۲ ماهگی
حس میکنم مادرشوهرم میخواد بچمو وابسته خودش کنه
سه ماهی میشه طلاق گرفته و با ما زندگی میکنه البته ما خودمون اصرار کردیم که پیش ما بمونه چون جایی رو نداشت که بره البته که هیچ وقت از زبون کم نمیاره به قول خودش انقد آشنا و دوست و رفیق داره که نگو ولی خب من بخاطر شوهرم که استرس مادرشو نداشته باشه قبول کردم چون شوهرم یه مریضی داره که استرس و نگرانی براش خوب نیست
با اینکه خیلی کمک میکنه تو خونه کار میکنه بچه رو نگه میداره کاراشو میکنه و اینا...ولی جدیدا حس خوبی ندارم حس میکنم بچم دوتربیته میشه حس میکنم از من فاصله میگیره و وابسته مادربزرگش میشه مخصوصا که دانشگاهمم داره شروع میشه و بعضی روزا از صبح تا غروب خونه نیستم قبلا تصمیم داشتم این تایم بچه رو پیش مادر خودم بزارم ولی الان که مادرشوهرم با ماست دیگه میمونه پیش اون
نمیدونم چیکار کنم یه اخلاقایی داره که خیلی بچه رو لوس میکنه بغلی میکنه همش میبرتش تو کوچه دورش میده همشم از خودش تعریف میکنه مثلا تا بچه دست منه و داره گریه میکنه میاد بچه رو میگیره وای بچم مگه من مردم که گریه میکنی بیا ببرمت بیرون نگا نگا بچه منو میخواست نگا ساکت شد😐
نمیدونم چیکار کنم بعضی وقتا خیلی حرص میخورم و خودمو لعنت میکنم که قبول کردم با ما زندگی کنه از طرفی هم دلم براش میسوزه خودمو میزارم جاش
مامان حسین و راستین🩵 مامان حسین و راستین🩵 ۱ سالگی
مجدد سلام🥰
دوستای خوبم بهتون مشغله ی این روزام و علت نبودنم رو گفتم
این پست رو هم اختصاصی واسه دوستای گهواره ایم می‌خوام بذارم💜🤍🩷
من از ماه های اول بارداریم
(البته بارداری دومم) با گهواره آشنا شدم در کنار همه‌ی ایراداتی که میشه به گهواره گرفت مثل خیلی چیزای دیگه ی زندگیمون، ولی از مزایاش هم نمیشه نگفت😉😊
من که خودم یه جورایی به گهواره عادت کردم
با همه‌ی مشغله هایی که هممون داریم بخصوص با وجود این وروجکا
حتی شده به بار در روز میام به گهواره سر می زنم شاید خیلی اوقات نتونم جوابی هم بدم البته اگه بدونم حرفام لازمه یا کمک کننده به هیچ وجه دریغ نمی کنم♥️
درسته که دوستامون و دنیای گهواره مجازبه
ولی خوب زمانی که با هم در شرایط یکسان بارداری،بچه داری همراه بودیم و در لحظات سختی که بودیم و از حضور هم حس خوب گرفتیم به نظر من باعث شده واسه هم مهم بشیم
با احترام به نظر همگی ولی من در انتخاب دوستام خیلی گزیده تر عمل می کنم واسه همین انرزی بهتری از گهواره می گیرم🙃
هم واسه هم مهم شدیم و هم به بچه های هم حس خوبی داریم چون حتی لحظه های به دنیا اومدن بیشتریاشون ما هم ذوقشونو کردیم🥹🥰
من علت نبودنامو تو پست قبلی گفتم خواستم از همینجا چون که واسم عزیز و دوست داشتنی هستند و پیام های تولد یک سالگیشون رو ندیدم از همینجا به حسین جانم ، آراد عزیزدلم، لنا جون زیبا و لیام قشنگم هم تولداشون رو تبریک بگم
خیلی دوستتون دارم و واستون بهترین جایگاه ها رو در آینده آرزو دارم🙏🧿😘