۴۰ پاسخ

رفته بودیم ماه عسل قبلش آتلیه و لباس هماهنگ کردیم بریم عکس بگیریم وقتی برگشتیم بابام گوسفند کشت و شبش برامون حنابندون گرفت پدرشوهرمم همون شبی که آتلیه رزررو کردیم و لباس پوشیدم مهمونی صد نفره گرفت مولودی خون زن دعوت کرده بود شعر میخوند شهر باستونک یادمه همه میخندیدن شاد بودن
حس کردم همه دارن سنگ تموم میذارن راضی بودم

وسط رقص از استرس زیادی دستشوییم گرفته بود 😑😂دیگه با هزار مکافات رفتم دستشویی بعد نتونستم دستشویی کنم و نشستم سرجام😂
ی دونه دیگه ام این بود موقعه شام نوشابه ریخت رو لباس عروسم☹️☹️دیگه لباس عقدمو پوشیدم تو صندوق ماشین بود شوهرم محظ احتیاط اورده بود

اینکه ارزوبه دل موندم جشن پول نداشتیم بگیریم رفتیم مشهدوامدیم

رفیقای شوهرم از بس مست بودن چپ کردن 🤣🤣🤣 خدا رو شکر هیچکارشون نشد ولی تا مدت ها همه میگفتن

عروسی ما تو کرونا بود و مهمون کمی دعوت کردیم که بعضی هم نیومدن من دوس داشتم عروسیمون شلوغ باشه که نشد اما خب گرم و صمیمی بود

ما شب عروسیمون نرقصیدیم وقت نشد الانم یادم می افته ناراحت میشم که چرا با شوهرم نرقصیدیم

خداروشکر همه چی خوب بود فقط صبح عروسی منتظر گوشت قربونی بودیم ک گفتن قربونی رو کلا مهمونا خوردن چیزی نموند😐شوهرم گفت ینی استخوناشم خوردن😂

عن بازی های مادرشوهر مگه گذاشت بودنم عروسی چیه
انشالله سر سلیطه هاش بیاد

من پاشنه کفشم موقع بیرون اومدن ازخونه شکست عروسیمم دوران کرونابودتوخونه گرفتیم

از نظر من خندار ترینش،موقع رقص تانگو بود.
ما ی بار فقط قبلش تمرین کردیم و تقریبا بدون هماهنگی بودیم،شوهرمم قبلش گفته بود ک من ماچ و بوست نمیکنم خجالت میکشم،بعد اومدیم خیلی خوشگل رقصیدیم ی جا منو رو دستاش خم کرد ب عقب و خودشم اومد لبامو بوس کنه ،منم نفهمیدم و سریع چرخیدم😁لباش غنچه مونده بود 😂🥴تو فیلم عروسی افتاده .هربارم میگه من خاستم عاشقانه باشه تو نزاشتی😂

روز عروسیمون من تو سالن بود همسرم که اومده بود دنبالم جلوی سالن ماشینو پارک کرده بود که من بیام
ماشینم گل زده بودیم و شیک
یه ماشین عروس دیگه گل زده پشت سر ماشین ما داشت میومد که اونم عروسش رو ببره
یهو داماده هول شد یا چی زارت ماشینو کوبوند به ماشین ما 🤣 دوتا ماشین عروس جلو در سالن تصادف کردن و سپر ماشین ما به باد رفت🤦🏻‍♀️🤣 اونم یادم نمیاد چش شد منکه ماشین خودمونو دیدم اعصابم خورد شد دیگه اونو نگاه نکردم ببینم اون چش شد 😁

تو رقص تانگو شوهرم اومد لیز بخوره گرفتمش وگرنه کله پا میشدیم
و اینکه ساق رنگی پوشیده بودم هوا سرد بود اومدم دور بزنم لباسم رف بالا پیداشد همه بال بال میزدن😂😂😂😂

من سال 87 عروس شدم 15 روز جلوترساعت پنج صبح قبل ارایشگاه رفتنم پرییودشدم دردم وحشتناک تومجردیم کلا جوری بودبایدسرم میزدم روزاول هیچی مردم زنده شدم توآرایشگاه یه خانمی اونجاحالمودیدبرام سرم اینا گرفتن زدن حالاازاونورم داشت صورتموارایش میکرد

جشن نداشتم 🥹

من روز عروسیم تو ماشین خوابیده بودم و وقتی که شوهرم می‌رقصید بیدار شدم رفتم شاباش دادم

من قبل از اینکه برم آرایشگاه شوهرم بهم گفت که لباست پوشیده باشه ،بعد من وقتی دوماد اومد سراغم که بریم کت پوشیده بودم رو لباسم اما یقه لباسم یکم باز بود زیاد نه کم ،اونم چون خواهر شوهرم گفت اینهمه ست گوشواره و گردنبند خریدی بزار باز باشه تو فیلم قشنگ باشه منم قبول کردم

دیگه از همون دم در که منو درد اخماشو کرد توهم تا داخل ماشین عروس تا رسیدیم خونه بابایع من همش دعوا میکردیم تو ماشین

داخل فیلم عروسیمون قشنگ معلومه که انقد شوارم اخمو بود😂😂

یکی دیگه ام اینکه بعداز آتلیه و عکس گرفتن اینقدر گشنمون بود یه جعبه شیرینی خامه ایی گرفتیم دوتایی تا میتونستیم خوردیم😂

خاطره اینکه شب بعداز اینکه عروسی تموم شد تا سوار ماشین شدیم مادرشوهرم و خاله ی شوهرمم اومدن نشستن تو ماشین یعتی هنوز یادش میوفتم میخوام بترکم

ارایشگاهم روبرو مدرسه بود فیلمبردارشوهرمو فرستاد که آشغالای مدرسه روپرت بزنه که توفیلم نیوفتن😐

سلام عزیزم
عروسی من پر از خاطره بود
چون اوایل کرونا بود

رفتیم کبابی خیلی حال داد
و
دم در تالار وایسادیم تا مهمونا بیان


ناراحت کننده نداشتم

تو مخی ترینش این بود که ماشین فیلم بردارو برای بعد از باغ هماهنگ نکردیم چون کسی نبود باید کرایه میکردیم ما فکر میکردیم خودشون میرن پولشو میگیرن ولی نرفتن و زنگ زدن برای ما ماشین جور کن خودتونم نرین تالار تا ما نیومدیم
دیر رسیدیم تالار از قبل ماهم همه رقصیدن فیلمی نیست موقع عروس کشون هم گوشیشو جا گذاشته بوده برگشته سراغ گوشیش از کاروان فیلم ندارم
خنده دارشم که شب عروسی پنجره افتاد رو دستم تا ۴ صبح مامانم نمیزاشت بخوابم با تخم مرغ بسته بود که ورم نکنه فرداش داشتم میمردم از بیخوابی😂😂😂

ما برای رقص اولمون یهو بدون هماهنگی آهنگ تانگو گذاشتن و گفتن رقص تانگوی عروس و داماد
در صورتی که شوهرم نمی‌دونست تانگو چی هست اصلا 🤣منم بلد نبودم درست آبرومون رفت 😂

من کلا مراسم و همه چیم
با مشکل بود ی اتفاقی میوفتاد
قبل عقد زن دایم فوت کرد
یادمه محل کارم ی همکار داشتم خیلی قشنگ فال میگرفت
برایه منم گرفت
گفت روز عروسیت مادربزرگ داماد میمیره
وای چقدر استرس داشتم
خلاصه تو تالار رسیدیم
همش منتظر بودم ی چیز بشه 90سالش بود بنده خدا
خیلییی پیر بود موقع شام
ی دفعه غذا پرید گلوش
داشت خفه میشه همه ریختن سرش
من به همسرم نگاه کردم گفتم دیدی مرد😂😂
بلند گفتم
بعد یکم بهش رسیدگی شد
خوب شد
اونجا گذشت
جلو درب خونه مراسم بود
اومدن بیارنش پایین افتاد بنده خدا
اونجا هم همه رفتن سمتش گفتم تموم شد
بازم هیچی نشد😂😂😂
چند سال بعدش فوت کرد بنده خدا
فقط استرسش مال ما بود🥺

سلام گلم
برای عکس رفته بودیم باغ چند تا هم عروس و دوماد اومده بودن برای عکس انداختن بعد من شنلم در آورده بودم بعد لباس عروسمم باز بود خیلی هم خوشگل شده بودم خودمم عروس تو پر و خوشگل دومادا عروسشون ول کرده بودن داشتن بهم نگاه میکردن اونم بدجوری بعد عروسا با شوهرشون دعواشون شد بدحوریا بعد من و همسرم چقدر خندمون گرفته بود هیچ وقتم یادمون نمیره یاد می‌کنیم با هم 😍😂😂😂

داشتم آخرای عروسی گریه میکردم انگار دارن میبرن بکشن فکر میکردم دیگه نمیخوام خانوام رو ببینم ۱۴سالم بود😂😂

حلقه شوهرم موقع پرت کردن سیب افتاد گم شد .از خونمون در اومدنی گریه کردم پلکام افتادن ارایشگاه اشنا بود اومد تو ماشین چسبوند.و از همه بدترش دوست پسر سابق عوضیم روز عروسی تو عروس کشون اومده بود و شوهرم با دیدنش عصبی شد کل راه دعوا کرد من بدبختم فقط داشم ازش حرف میشنیدم بیخود بی جهت

روز فرمالیته همسرم کارتشو گم کرد و ورودی می‌گرفتن باااغ چقدر گشتیم
روز عروسی هم دعوا داشتیم با آقای همسر 😒

اخر عروسیم که تموم شد منتظر بودم مهمونا برم همونجوری با ناخن که کاشتع بودم ور میرفتم یهو ناخن مصنوعی با ناخن خودم از جاش کنده شد همه دنبال چسب زخم بودن برای عروس بیارن مگه خونش بند میومد

والا ما خانوادمون خیلی رو تزئین و مرتب بودن حساسه همه چی برا خانم داداشم بردیم تزئین شده و بروز بود ولی برای من تو مراسم عقدکیک یادشون رفته بود بخرن🥴بعد فیلمبردار گفت کیک کجاس میخوایم برش بدیم خواهرشوهرم گفت عه مگه باید کیک میخریدیم🫥کاغذ نویسی هم چادرم و گذاشته بودن تو سینی روشم گل بااینکه خانواده همسرم وضع مالی خوبی دارن ولی چی بگم 🫠سال۹۷

از ارایشگاه زود تموم شده بودم خونه داییم نشسته بودیم با لباس عروسی
بعد برامون شربت آوردن نمیدونم چی شد یهو دستم خورد ریخت روی شلوار شوهرم
وای اون لحظه رو اصلا یادم نمیره رفتم با دست شستم اتو کردم از خجالت آب شدم خخخخ

خنده دار۱۲ نفرازدهات ویه نفرمامان بزرگ شوهرم قبل عروسیم مردن اگه یکم دیگه عروسی نمیگرفتم کل دهات میمردن شب حنابندونم یه همسایشون مرد من بالباس اومدم نشستم...غمگین به خاطر بچه داداشش که۷سالش بود چون بهش گفتم بیابرقص قهرکرده بودگفت نمیام گفت خو نیا شوهرم قهرکرد باهام دعوامون شد

من خاطره زیاد دارم
اینکه تا اخر که بریم تو تالار ماشین نداشتیم.هیشکی ماشینشو به ما نمیداد😊دوست همسرم رفت ماشین باباشو آورد
بعد از اونم انقد خسته بودم همه کارارو خودم کرده بودم که تو ماشین خوابیده بودم
بعدشم همسرم وسط راه دسشوییش گرفت پیاده شد رفت وسط جنگل🤣
آهنگ عروسیم اونیکه میخواستم نشد
رفتیم عکس بگیریم چون همسرم سنش کم بود نمیدونست که عکس گرفتن هزینه نداره فقط ظاهر کردنش هزینه داره وپونزده تا بیشتر عکس نداریم
ما کلا عروسیمون داستان بود😂آخرشم دعوا کردیم دراماتیک شد😂😅🤣

تو اتلیه خوابیدم

عروسی نداشتم🙂
عمم هفت روز به عروسیم فوت کرد و دیگه لباس عروس از چشمم افتاد 🙂🙂

خاطره من از روز عروسیم بگم من ی دوست داشتم از اول دبستان دوست بودیم دیگه دبیرستان جدا شدیم روز عروسیم زنگ زده بود خونمون فهمیده بود عروسیم خودش رسوند شب عروسی دوستم امد
خاطره ناراحت کننده این بود ک مادرشوهرم عمم بود مامانم تو عروسی بهش گفت برقص گفت بهش دخترت پسرمو ازم گرفت ،مامانم گفته‌بود مگه فرستادیم دنبالت آمدی خواستگاری همو خواستن(دوست بودیم مامانم میدونست)ولی مامانم خیلی ناراحت شده بود

ما چون کرونا بود عروسی نگرفتیم یه مجلس کوچیک گرفتیم شوهرم یادش رفته بود ماشین گل بزنه
بدترینشم این بود که مادرشوهرم با شوهرم دعواش کرد

همسرم یادش رفت روز قبل ماشینو بنزین بزنه.روز عروسی با لباس عروسی رفتیم پمپ بنزین حالا نمیدونم چرا در باک باز نمیشد.همسرم با مشت میکوبید به در باک که باز بشه.حالا همه هم میومدن از همسرم شاباش میگرفتن.مامو پمپچی و سوپور 🤣🤣

از باغ که داشتیم می‌رفتیم واسه تالار ۳بار تصادف کردیم حالا چرا چون من دامن لباسم تو باغ کثیف و گلی شد فیلمبردار برام شست توراه از شیشه آویزون کردیم که خشک بشه اینم درست نمیدی اینه رو هی تصادف میکرد بگو مرد حسابی خب بگو من اینه رو نمی‌بینم تا من دامنمو بردارم 😂😂

عروسی نداشتم

سوال های مرتبط