بعد تشکیل پرونده مدارک موردنیاز رو تحویلم دادن و گفتن همراهت بره پذیرش تا کارای نهایی انجام بشه
از اینجا به بعد که ساعت تقریبا ۶ صبح بود بهم گان اتاق عمل دادن تا بپوشم ( شلوار هم داشت ) ، کیسه دادن برای لباسای خودم که تنم بود ( نزاشتن خودم ساک یا چیزی ببرم ) و یک جفت دمپایی
برای من آزمایش ادار نوشته بودن و آزمایش هم دادم
Nst گرفتن ازم
آنژیوکت وصل کردن
سرم زدم برام
دیگه من تا ساعت ۸:۳۰ که تایم عملم بود بیکار بودم و روی تخت دراز کشیده بودم ، قرآنم همراهم بود و توی اون چندساعت قرآن فقط میخوندم

خلاصه خوردم به تغییر شیفت و برخلاف شیفت قبل پرسنل عالی بودن ، اخلاق و رفتار و رسیدگی کاملا در حد انتظار خودم بود و یجورایی خیالم راحت شد
سرپرستار بلوک سزارین هم اومد پیشمون ، خوش آمدگویی کرد و ی آمار کلی که چه نوع اتاقی میخوایید
توی اتاق ۴نفر بودیم که به نوبت میومدن دنبالشون میرفتن اتاق عمل از ساعت ۷:۳۰ هم شروع شد ، دونفر اول که اومدن ببرند گفتن آماده بشید برای سوند گذاشتن و ترسم شروع شد
توقع داشتم توی اتاق عمل باشه و خودشون هم که کفتن ، پرستارا گفتن نه همینجا میزاریم
تا به من برسه یعنی ساعت ۸:۱۵ شیفت عوض شد🫡
اومدن سوند بزارن که من گفتم میشه توی اتاق عمل بزارید من با دکترم هماهنگ کردم ، و قبول کردند
ی خانم مهربون به همراه مسئول بخش منو بردن تا اتاق عمل

۴ پاسخ

عزیزم منم میخوام نیکان سپید برم میشه جواب سوالامو بدی راضی بودید شما در کل ؟ رفتار و رسیدگی پرستارها خوب بود؟ تو ساکی که بهتون میدن چیا بود ؟ پدر بچه و مادرتون و گذاشتن پشت در اتاق عمل باشن ؟ در کل چه قدر پول دادید؟

میشه لطفا هزینه کلی بیمارستان سپید رو بگید پمپ درد داشتی؟و اینکه اتاق ۲تخته دارن؟

خصوصی یا دولتی؟

کدوم بیمارستان بودین؟

سوال های مرتبط

مامان مهدیار✨️ مامان مهدیار✨️ ۳ ماهگی
پارت دوم : اتاق عمل
قسمت ورودی اتاق عمل تخت رو نگه میداشتن و یسری اطلاعات کلی و اولیه رو چک میکردن . توی مسیر من روسری خودم سرم بود و چون برام مهم بود اینجا بهم گفتن میخوای بهت شال بدیم که گرفتم تا راحت باشم و اگه شما هم براتون مهمه بگیرید چون پرسنل آقا از اتاق عمل تا زمان ورودتون به بخش همه‌جا هستند
من چون همسرم یکم نگران بود اجازه دادن تمام این مدت کنارم باشه و بعد رفتم اتاق انتظار که فقط خودم بودم
کمتر از ۱۰ دقیقه اونجا بودم که اومدن منو بردن اتاق عمل ، تا اینجا جابه‌جایی های بین تخت همه رو با همکاری خودمون باید انجام بدیم
توی اتاق عمل اول دوتا پرستار بودن یک خانم و یک آقا اومدن کنارم خودشون رو معرفی کردن و گفتن استرس نداشته باشم و تا ریکاوری باهام هستن
بعد تیم بیهوشی اومدن خیلی خوش اخلاق بودن و دونه دونه خودشون رو معرفی کردن و سرم و پالس اکسیمتر و ... برام وصل کردن همزمان دکترم اومد
دیدن سوند ندارم ، قرار شد بعد اسپاینال برام وصل بشه . مسئول بیهوشی که خانم بسیار خوش اخلاقی بودن کمک کردن بشینم ، اول انگار بتادین زدن و بعد سوزن اسپاینال که فقط لحظه ورودش به بدن اونم شاید چون من استرس داشتم یکم مثل گزش حشره درد داشت و درجا من گرم شدن پا و گزگز رو حس کردم
همزمان که دراز کشیدم لباسم رو دادن بالا مثل یک پرده که نبینم جلوی خودمو
ادامه.ش کامنت
مامان کارن🩵👶 مامان کارن🩵👶 ۹ ماهگی
تجربه به دنیا اومدن پسر نازم🩵
بیمارستان اردی بهشت شیراز با دکتر شهلا شهریور
پارت ۱
تاریخ عمل که دکتر بهم دادن ۱۴۰۴/۰۹/۰۶ بود که میشدم ۳۸ هفته و ۳ روز
روز قبلش رفتیم تشکیل پرونده دادیم بیمارستان ازمایش خون،ویزیت پزشک عمومی و پزشک بیهوشی و کارهای پذیرش و حسابداری که چون زود رفته بودیم حدودای ساعت ۹ دوساعت بیشتر نشد کل کارها انجام شد
اول بهم گفتن صبح عمل ساعت ۶ بیمارستان باش ولی ممکنه دکتر دیرتر بیاد باهاتون تماس میگیریم و ساعت جدید بهتون میدیم که من اخر شب تماس گرفتم بیمارستان گفتم صبح ساعت ۹ بیمارستان باش
منم دوش گرفتم و شام هم فیله با یکم برنج خوردم ساعت های ۱۱ دیگه از ۱۲ به بعد حتی اب هم نخوردم
صبح ساعت ۹ بیمارستان بودم اتاق بهم تحویل دادن که من درخواست اتاق خصوصی داشتم ولی اتاق خصوصی ها پر بود دو تخته بهم دادن تا بقیه مرخص بشن
لباس عوض کردم گان اتاق عمل پوشیدم گفتن منتظر باش تا صدا کنیم من متظر بودم بیان انژیوکت و سوند وصل کنن ولی خبری نبود
حدودای ساعت ۱۰ و نیم صدام زدن و با ویلچر منو بردن اتاق عمل اونجا هم چندتا سوال پرسیدن و دوتا پرستار فوق العاده مهربون منو بردن تو اتاق عمل و چقدر ارامش بهم دادن و از استرسم کم کردن
من دراز کشیدم رو تخت و دوتا پرستار شروع کردن وسایل آماده کردن
مامان گیسو🤰🏼💖 مامان گیسو🤰🏼💖 روزهای ابتدایی تولد
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۴ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت دو 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

فرستادنم لباس هام رو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم اول ازمایش خون گرفتن بعد ان اس تی دادم و اومدن سوند رو وصل کردن با اینکه سزارین دومم بود ولی بازم به حرف مامان های گهواره کمی از وصل کردن سوند میترسیدم که خب خدایی اصلا درد نداشت که هیچ حتی سوزش هم نداشت و کمتر از چند ثانیه هم طول نکشید وصل کردنش فقط کمی حس بد داشت همین 😬🤌

یک ساعتی بلوک زایمان بودم تا کار هام انجام شد و دکترم از کلینیک به اتاق عمل اومد و شوهرم و صدا زدن و منو انتقال دادن اتاق عمل بین راه یکم ترسیده بودم و استرس داشتم چون دکتر با خودم نیاورده بودم و همون دکتر شیفت که بهم نامه داده بود قرار بود عملم کنه و راستش شناخت زیادی هم ازش نداشتم در واقع فقط همون یکبار دیده بودمش😅✋

رسیدم به اتاق عمل برخلاف دفعه ی قبلی که دکتر خصوصی داشتم و اتاق عمل خلوت بود فقط ( خودم بودم دکترم و یه اقای دکتر که دستیارش بود و یه دکتر هوشبری ) کسه دیگه ای نبود …

ایندفعه خیلی شلوغ بود 😫 کلی هم داشنجو بودن داخل اتاق عمل ‌که استرسم و بیشتر میکرد هر چند همه کار ها رو پزشک ها انجام دادن ولی وجود اون‌ همه داشنجو و شلوغی محیط استرس زیادی بهم میداد
و خب این از معایب بیمارستان دولتی هستش و باید در نظر داشته باشید 👍

ادامه رو پارت بعدی میزارم 😅😌
مامان گل خوشبو ریحانه مامان گل خوشبو ریحانه ۱۲ ماهگی
سزارین سوم
پارت دوم
تقریبا ساعت ۵ وارد بیمارستان شدیم پذیرش به مامانم گفت شما داخل اورژانس منتظر بمونید و به من و همسرم اجازه دادند که با مدارک وارد بلوک زایمان بشیم . توی بلوک زایمان همسرم رو پشت در اتاق انتظار نگه داشتند و من به همراه مدارکم وارد اونجا شدم . پرستار شیفت برام لباس اتاق عمل رو آورد و لباس و کفش خودم رو تحویل همسر داد . آخرین سونو و آخرین آزمایش و سونو و آزمایش ان تی رو ازم گرفت و بررسی کرد نوار قلب جنین رو گرفت و یکسری سئوال در مورد وضعیت سلامت و دوران بارداری و حساسیت و ....ازم پرسید و بعد آنژیوکت رو به دستم وصل کرد و سرم رو به دستم وصل کرد و داروهای لازم برای قبل عمل رو داخل سرم تزریق کرد .حدود ساعت ۷ آماده بودم برای انتقال به اتاق عمل . که توی مسیر همسرم رو صدا کردند تا با همدیگه رو قبل از اتاق عمل ببینیم و همسر جان با اون خنده ی مهربون و دستای همیشه گرمش با چشمایی که نگرانی داخلش موج میزد ولی سعی می‌کرد به من حس خوب منتقل کنه با بوسه ی گرمش منو راهی اتاق عمل کرد
مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان رایمُن 💙 مامان رایمُن 💙 ۹ ماهگی
تجربه زایمان سزارین قسمت ۲

صبح قرار شد ساعت ۴:۳۰ بیمارستان نیکان سپید باشم، چون روز شلوغی بود برای سزارین و در واقع من نوبت سزارین و اتاق عمل نداشتم، دکترم گفت این‌ساعت برم که اولین عمل باشم و مشکلی پیش نیاد
خلاصه فکر میکردم خیلی باید استرس داشته باشم ولی خیلی ریلکس بودم انگار خدا یه توانی بهم‌ داده بود که از پسش بربیام رفتم بیمارستان نیکان سپید، از بخش اورژانس وارد شدم و رفتم بلوک زایمان
دکترم با مامای مقیم هماهنگ کرده بود اونم گفت سریع مدارک رو بدین برای تشکیل پرونده و بعد از اون بهم لباس داد و گفت تمام لباس هات رو در بیار و گان اتاق عمل بپوش
دراز کشیدم و باز ازم NST گرفتن، بعدش از پشت دست راست رگ گرفتن و آنژیو کت وصل کردن که خیلی هم درد داشت چون خیلی بد برام وصل کرد…
همش منتظر بودم بیان سوند رو وصل کنن ولی دیدم سوند نزاشتن برام
در نهایت گفتن دراز بکشم رو یه تختی که جلوی در بلوک زایمان بود و دو نفر اومدن و من و بردن اتاق عمل، لحظه عجیبی بود سقف رو فقط میدیدم از روی تخت و از کنار های تخت اتاق عمل های متعدد رو میدیدم که همشون چراغ هاشون خاموش بود چون اون ساعت عملی نبود😄
ادامه تایپک بعدی👈🏻
م
مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۱۱ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان صارم
مامانا من ۸ساعت ناشتا بودم از ۶صبح رفتم بیمارستان دنبال کارای پذیرش و فیلمبرداری عکاسی
یک پک کامل واسه قبل عمل و یک پک کامل واسه بعد عمل بهم دادن هزینش ۹۰۰ تومن بود
بعدشم رفتم برای آزمایش ادرار و خون و چک گردن ضربان قلب بچه و فشار خودم ، بعدشم اومدن دنبالم و رفتیم اتاق عمل
بی حسی از کمر بودم و اصلا درد سوزن اسپاینال رو حس نکردم انقدر دستشون سبک بود 🤌🏽 جو اتاق عمل عالی بود و همه حسابی پرانرژی بودن جوری که اصلا استرس نداشتم
گذاشتن و برداشتن سوند هم واقعا دردناک نبود
ساعت ۱۰:۳۰ رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۰:۵۵ پسرم به دنیا اومد
همسرم اومد اتاق عمل و بند ناف رو برید تمام لحظه ها هم فیلمبرداری داشتم👀 بعدشم رفتم ریکاوری شکمم رو فشار دادن برای تخلیه خون و جمع شدن رحم که کاملا بی حس بودم و نفهمیدم هیچی
در آخر اومدم تو بخش ، پمپ درد داشتم و تا همین لحظه خداروشکر درد وحشتناکی نداشتم
از رسیدگی بیمارستان و پرسنل خیلی راضیم د به امید خدا فردا مرخص میشم❤