سلام عزیزم،منم همینجوری هستم همیشه دوست دارم پیششون باشم نگرانشونم،درست مثل توضیحات شما...نگران نباش به مراتب سن خودمون بالاتر بره بهتر میشیم و میزان درک اجتماعی مون بالاتر میره،هر جور حالت خوبه زندگی کن،ولی جایی که نشد همراهتون بیان یا شما نتونستین برین خودتو سرزنش نکن بگو انشاالله دفعه آینده...
منم مث شما اما شدیدتر😭ده سال ازدواج کردم همسایشونم.قرار بود تو گرونی طلا بفروشم تو همین خیابون خونه بخرم .خونه گیرم نیومد طلا هم کشید پایین
چقدر سخته اینجوری 🥺
و جایی بدون مامانم نمیتونم برم مخصوصا جاهایی که قبلا رفته باشم باهاش ا
و جایی بدون مامانم نمیتونم برم مخصوصا جاهایی که قبلا رفته باشم باهاش ا
منم خیلی وابسته مادرم هستم و از وقتیم پدرم فوت کرده حال روحیم خراب شده هیچ وقت فکر نمیکردم نبود پدرم انقدر منو نابود کنه. و الان وابستگیم به مامانم شدید تر شده
خوب عزیزمحتما حتما پیگیری کن چون این وابستگی نابودت میکنه کلا وابستگی به هر کس و چیزی که بیش از حد باشه ادم و نابود میکنه
برو پیش روانشناس
فکر کن پیش خودت خدا بهت نعمت بزرگی داده اونم همسرت و دخترته کنارشون هستی از بودنشون لذت ببر نزار نبود دو فرد دیگه روی کنار همسرت و دختر بودنت تاثیر منفی بزاره
باید از مشاور یا روانپزشک کمک بگیری
چقد مثل منی🥺🥺
اینم بگم که شوهرم مرد خیلی خوبیه و همه جوره هوامو داره و دوسم داره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.