۱۰ پاسخ

ب خاطر فشار مسئولیت همشم خونه موندن

یه روز اریارو ببر برو تو باغ حال هواتون عوض شه
من همه میگفتن تا چله نبر جایی من 20 روزش بود میبردم روستا و تو باغ خیییلی روحیه خودمم باز میشد

😕😕یا پاشو بیا خونه ما یکم حال هوات عوض شه

ولا عزیزم منم مثل خودتم تا حالا چندبارم گریه کردم نفسم تنگ میشه میخوام تو خونه برم بیرون باغ جای اما میگن فعلا خوب نیس ولا من حتی دوسه روز دراز کشیدم تحمل نکردم پاشدم از تختم دیگ واقعا دلگیر کننده هس اما به مرور انشاالله میگذره روزای قبل زایمان بازم میاد برامون

نیازی نیست مقابله کنی،با یه آدم امن حرف بزن،کمک بگیر از بقیه،حس واقعیت رو به همسرت بگو،من دوسااااااااال درگیر بودم،البته من وسطاش مهاجرت و از دست دادن شغل و جایگاهم داشتم هی بدتر شدم😑

عزیزم تنها راهش اینه وقت نکنی به افسردگی فکر کنی باید خودتو با چیزی غیر بچه هم مشغول کنی و روزی چند ساعت کوتاه هم شده برای خودت فقط وقت بزاری
ایکاش بتونی یه ماه پرستار بگیری لااقل

من اینقدر ذوق بچه رو داشتم افسردگی نگرفتم بعدم که مامانم از پیشم رفت تا دیدم دارم یکم حس بد میگیرم باشگاه ثبت نام کردم رفتم باشگاه بعد دیگه اینقدر رو دور تند بود کارام و همه چی ام دیگه به چیزا بد فکر نمیکردم ولی نمیدونم چرا حسم میگه سر دومی میگیرم چون خیلی سر بارداری دوممم دارم گریه میکنم حتی یه کلیپ میبینم ساعت ها تحت تاثیرش گریه میکنم

من با والا با ۳ تا بچه وقت نکردم افسردگی بگیرم

عزیزم تنها راهش اینه که دورت شلوغ باشه و مشغول باشی

دوران سختیه بعد از یه عالم سختی بدنیا میاد بعدش کولیک گریه بچه بهشم اضافه میشه سخته ولی افسردگی بعد زایمان همون اولش شروع میشه ما چند نفر اطرافیان افسردگی گرفتن تيمارستان بستری شدن
خودتو جمع کن ب این چیزام فک نکن

من وقت نداشتم فکر کنم
درسم کارم باشگاه هم ثبت نام کردم
سعی کردم خودمو مشغول کنم

وقتی فردا زایمانته چیزی که میخونی:😂🥹🫠

سوال های مرتبط