۱۶ پاسخ

ی جوری می‌آید میگید با این اخلاقش چرا بچه دوم اوردی انگار شوهرای شما همه بی عیب و نقصن
بنده خدا شاید خسته بوده ، بی حال بوده هزار تا دغدغه فکری و ...

با این اخلاقش بدش بازم گذاشتی بچه بیاد

وای از دست چسی اومدن خانوما یعنی سوهرای شما داد نمیزنن سرتون همشون پیغمبرن همه چی گل بلبل ک بچه اوردین ولی این خانوم چرا دومی اورد. خجالت بکشین بابا زندگی خودتون گه میاین اینجا چس کلاس میزارین بدبخت از تو خ. اب پاشده تکون خورده اسمون ک ب زمین نیومده

الان فعلا حال وحوصله نداربن اعصابتون داغونه یکم که بگذره آرومترمیشین همدیگرو درک میکنین
اینجوری دعانکن همین شوهرت یه روز بهترین یاورت میشه

آروم باش عزیزم
احتمالا یهو تو خواب ترسیده عصبی شده

بعضیا روی خواب حساسن

اروم باش .همینکه سرش داد زدی یکم تخیلع شدی مردای الان همشون بی شعور و بی معرفتن بچع دوم چیه این وسط یدونه از سر پدرشون زیاده

خوشگلا خودتونم خواب باشید اب جوش یا همون چایی داغ بربزه رو دست یا پاتون با ترس و وحشت بیدار میشین...مخصوصا مردا که صبر و تحمل خانوما رم ندارن

شوهر منم خیلی رو خوابش حساسه ولی وقتی دخترم میره روش بپر بپر میکنه موهاشو میکشه دست تو دماغش میکنه هیچی نمیگه جونش ب جون دخترشه ولی امان اگه من بیدار کنم😂😂

بشاش تو چایی بعد بده بخوره زیادی هم نشاشی ک بفهمه یکم بشاش بده بخوره حقشه شاش تو رو بخوره تا اینکه محبتت رو داشته باشه

الهی آمین توهم غصه نخور براتوخوب نیس

چجوری بچه دوم آوردی با وجود این مرد

الهی دورت بگردم غصه نخور مرداهمشون همینن همین‌که سالمه بازهم خداروشکربهش بخوبی بفهمون بگومن باردارم توبایدهواموداشته باشی بعدخدامن چزتوکیودارم بچه پاش سوخته عوض اینکه خودت یکاری کنی بلندمیشی ودادوبیداد من هم دیشب دعواکردم سراینکه نمیفهمم چیکارمیکنه چرانمیخابه میترسم معتادبشه هرکس یجوری درگیره ولی باز ک اروم شدین هردو باهاش صحبت کن بگواسترس روی بچه اثربدمیزاره

خیلی بده درکت میکنم عزیزم

با این حال چطور ب خوت اجازه دادی دومی رو بیاری

عزیزم به خودت سخت نگیر یه لیوان آب یخ بخور خودتو بزن ب بی‌خیالی انقدر استرس وارد نکن سمه برات شاید همسرتون امروز مشغله ذهنی داشته یکم عصبی شده با این حرفا دهنتو آروم کن عزیزیرم

سوال های مرتبط

مامان محیا و نخودی مامان محیا و نخودی هفته بیست‌وششم بارداری
بازم طبق تاپیکای قبلم ، و این روزای من
امروز دخترمو بردم خونه رفت بغل باباش اروم گرفت انقد دلم ب حال خودم سوخت منی که اینهمه پدرم دراومده برا بچها با همچین ادمی دارم تحمل میکنم !!
بعد بچم بیشتر از من باباشو میخاد ، حالا اینا ب کنار مثل زنای خبرچین و بیشعور نشسته به کل همسایه ها گفته من کتکش نزدم چیزی براش کم نمیزارم زنم دلش نمیخاد زندگی کنه بهانه میگیره و دروغ میگه و فیلم بازی میکنه و..... هزار جور چرت و پرت دیگه ، یعنی اینارو از همسایه شنیدم همینجوری مغزم سوت کشید ، این بیشعور با خودش فکر نکرده زنمم هیچ مادر بچه هام که هست نباید جلو در و همسایه بشینم حرمتشو بشکنم
وای دلم خونه ، قیافشو میبینم عوقم میگیرع فقط خدا خدا میکنم زودتر از دادگستری ابلاغیه بیاد برم تکلیفمو مشخص کنم ، با خودم میگم تف به اون چهار سال بدبختی که من بخاطر عشقی که بهش داشتم تحمل کردم ، دوتا بچه با عشق فراوون براش اووردم که اخرش این باشه جوابم


بارداری
زایمان
غربالگری