خدایا ممنونم ازت پسرمودوباره بهم بخشیدی
ازصبح خونه مادرم بودم البته قبلش رفتیم هیئت بعد رفتیم خونه مامانم،عصر دخترعمه هام اومدن اخه پدرم مریضه عمل کرده اومدن عیادتش ،خیلی با پسرم بازی کردم هی میگفتند اسپنددود کن براش ،بعد رفتنشون اسپنددود کرد خواهرم ،صبحشم رفتم خونه مامانم گفت دخترم ازکیفم پول بردار صدقه دربیار منم صدقه دروردم ،خلاصه خونه مامانم به خوبی گذشت ،عصر امدیم خونه ،پسرم خوابید بیدارشد شامشو دادم ،هرکار میکردم لباس تنش کنم بریم خونه مادرشوهرم دوست نداشت بریم به زور بردیم ،براش اسباب بازی برده بودم کلی بازی کرد ،باباش رفت چای بیاره ،پسرم هی میرفت از گاز مادرشوهرم قابلمه میورد بازی میکرد ،کلی قابلمه و درقابلمه سبد اورد رفت دوباره بیاره یهو یه صدا وحشتناک اومد برادرشوهرم دوید سمت اشپزخونه یهو گفت یا حضرت عباس ،وای من نفهمیدم چجوری خودمو رسوندم اشپزخونه ،دیدم اجاق گاز افتاده رو بچم ،فقط جیغ میزدم گریه میکردم یهو از حال رفتم ،جاریمو دخترش هی اب میریختن روصورتم ،دنیا روسرم خراب شد گفتم بچم چیشده ،فقط گریه میکردم بچه رو اوردن پیشم، از گریه من ،نویان هم گریه میکرد ،یه خش رو دستو پای بچم نیوفتاد،خدایا شکرت خدایا شکرت ،هنوز اروم نشدم بچه رو از زیر گازاوردن بیرون ،لباسشو دروردم لختش کردم 😭😭،بچم سالم ،خدایا تودوباره پسرمو بهم دادی ،خیلی شکرت ،خدایا خودت مواظب تک تک بچه ها باش به حق این روز و ماه عزیز ❤️

۱۹ پاسخ

گریه ام گرفته خداروشکر

خداروشکر خدا حفطش کنه برات

خداروشکر عزیزم ی چیز کوچیک نذر بده براش

الهی آمین خداروشکر

خداروشکر کن.نماز شکر بخون حتما

یا خدا گازش چی بود اینجور راحت افتاد؟

الهی شکر منم امروز خدا خیلی بهم رحم کرد پسرم از میز ناهار خوری افتاد خدا رحم کرد که به گبج گاهش به دستش بکم کنار گوشش قرمز شد خدا رحم کرد واقعا

الهی شکر که خطر رفع شد
ان شا الله همیشه سالم و سلامت باشید

واااای خدایا شکرت یا امام حسین قربونت برم ک نگهدارش بودی 🤲🤲🤲🙏🙏🥺

خواروشکر عزیزم
میدوننننمممم خیلی سخته دست ادم نیست ولی اون موقع یکم اروم برخورد کنین بچه چیزیش نشه شمارو میبینه میترسه خدایی نکرده

ای خدا بزرگیتو شکر خودت مراقب فرشته کوچولوهامون باش

الهی شکر که یخیر گذشت منم امشب رفتیم عیئت تو خیابون پسرم تو کالسکه بود همش گریه میکرد مامان می‌خوام پیاده شم تا گذاشتمش پایین ی بچه افغانی وحش دوید و با سرعت ۱۰۰ تا خورد به بچم خدا خواستش پرت شد رو اسفالتا ولی خدا بهم رحم کرد دستش اومد زیر سرش چیزیش نشد صدبار مردم و زنده شدم یعنی 😓
از صبح هم خون دماغ میشه هم دارم از نگرانی‌ میمیرم نمی‌دونم اون دیگه برای چی بود

خداروشکر بخیر گذشته♥️

وای خدایا شکرت واقعا چه اتفاق وحشتناکی😔

وای تمام تنم لرزید
خداروشکر
اجاق گاز به این سنگینی چطور افتاد آخه؟
داغ نبود شعله هاش؟

خداروشکر چیزیش نشده

عزیزم خدارو شکر...حتما قربونی براش یا نذر کوچیک بده...
الهی خدا حافظ بچه هامون باشه 🥲

الهییییی🥹😍
خدایا شکرت
چ معجزه قشنگی🙏🏻🙏🏻🙏🏻

خدا حفظش کنه
بازم‌براش صدقه بده اسپند دود کن

خدا رو شکر💚

سوال های مرتبط

مامان نی نی. مامان نی نی. ۲ سالگی
چقدر مادرشوهرم( عو. ضیه )منو مادرشوهرم تو یه حیاطیم برادرشوهرم اینا خونشون دوره چند ماهی یکبار میان اینجا بعد دو روز بود برادرشوهرم اینا اومده بودن خونه مادرشوهرم دیشب مادرشوهرم بچم داشت گریه میکرد یهو دیدم اومد خونمون ۱۱ شب بچمو برد گفتم نبرش گفت هیچکی خونمون نیست خودمو باباتم یعنی پدرشوهرم بعد چند دیقه دیگ من رفتم پسرمو بیارم دیدم برادرشوهر اینام اونجان من دوست ندارم بچمو وقتی کسی خونشونه برداره ببره باید با خودم ببرمش نمیدونستم اونام اونجام وگرنه زودتر میرفتم پیش بچم اخه برادرشوهرم سه تا بچه داره خیلی بچمو اذیت میکنن و حرصوش کردن رفتم اونجا بعد پسر برادر شوهرم دیدم پسرمو هل میداد مینداختش زمین اون بزرگ تره بعد من هیچی نگفتم سه سال از پسر من بزرگ تره بعد دخترش که اونم فک کنم ۶ سال بزرگ تره پسرم داشت صورتشو ناز میکرد جاریم گفت عه دست نکنی تو چشم دخترم خیلی بهم بر خورد چون بچم اصلا نمیخواست دست کنه تو چشمش اومدم خونمون خیلی اشک بچمو هی درآوردن داشت پسرم تو خونه خودمونم هی گریه میکرد دوباره مادرشوهرم اومد انگار ن انگار من مادرشم مادرشوهرم تا بچه گریه میکنه میدوعه میاد بعد به مادرشوهرم گفتم از اونموقع کع خونه شما بودیم داره گریه میکنه گفتم پسر عموش هی هلش داد و اذیت کرد بخاطر اون بود الان هی بچم بیقرار شده برگشت گفت کمتر زر بزن میخوای برداری شوهرتو برادرشوهرتو خراب کنی ذاتت خرابه اینا بچه ان حالشون نیست خب اگه بچن پس بچه منم بچس جاریم زودی میگ دست نکنی تو چشم بچم پس چرا به جاریم چیزی نمیگن ؟
مامان مغز گردو 🤎 مامان مغز گردو 🤎 ۲ سالگی
پریشب ما ، خونه مادرشوهرم رفتیم.
جاریم طبقه پایین.مادرشوهرم اینا طبقه بالا.
دختر جاریم طبق معمول پیش مادرشوهرپدرشوهرم بود.

پسرم یه اسباب بازی دختر جاریمو برداشت دوقه بازی کرد و‌گذاشت کنار.( خودم براش اسباب بازی از خونه برده بودم)
موقع خدافظی پدرشوهرم همون اسباب بازی رو داد پسرم گف ببر خونه بازی کن شوهرمم گرفتش.
من راستش خوشم نیومد ولی اونجا نتونستم چیزی بگم :(
همون موقع خدافظی مادرشوهرم بابت همون اسباب بازی قیافشو اویزون کرد و چپ چپ نگا کرد و کلا تغییر فاز داد و منم کاملا حس کردم و دلخور شدم ولی چیزی نگفتم.


حالا امشب میخوام بریم جلو‌درشون اسباب بازی رو پس بدم.
چی بگم بش؟


اخه یه اسباب بازی دست دوم داغون دیگه قیافه گرفتن داره زنیکه 😒

پسرم صدبرابر اون دخترجاریم اسباب بازی داره و اگه هم چیزی بخواد خودم نو میخرم چرا کهنه
به همین دلیل بابت قیافه گرفتن عنش ،میخوام ببرم پس بدم.واقعیت هم پسرم اصلا با اون اسباب بازی از پریشب بازی نکرد خوشش نیومد.


حالا بگین امشب چی بگم ب مادرشوهرم موقع پس دادن اسباب بازی دختر جاریم ؟؟

بی زبونم 😞☹️
مامان عشقم مامان عشقم ۲ سالگی
عروس خواهر شوهرم خیلی آدم حساسیه،پولدارن،بعد ۱بچه داره،عید رفتم خونشون به دخترم سپردم خونشون به چیزی دست نزنی،گفت باشه،دخترم ۴سالونیمش بود،رفتیم اونجا دخترم از کمدبچه جاسوئیچی برداشت باهاش بچه صاحبخونه رو بخندونه،من اصلا متوجه نشدم دخترم به چیزی دست زده،چون شلوغ بود خونشون،بعد عروس خواهرشوهرم دید به دخترم گفت به چیزق دست نزن بیا کنار،خواهرشوهرمم شنیدبه دخترم گفت بیا اینور،من دخترمو صدا کردم گفتم ببر بذارسرجاش،گفت با بچه خودشون بازی میکردم،گفتم باشه بازم نباید دست میزدی،دخترم برد بذاره سرجاش دوباره خواهرشوهرمو عروسش گفتن بیا کنار،گفتم برده بذار سرجاش،همونموقع پاشدم به شوهرم گفتیم بریم خونه بچه ها خستن،اومدیم خونه ناراحت شدم،چندوقت بعد بچه اونا اسباب بازی دخترمو پاره کرد دخترم چیزی نگفت،یا میان خونمون باهمه چی بازی میکنه بچشون،دخترم اومد به قمقمه بچه دست بزنه دخترخواهرشوهرم‌گفت دست نزن خراب میشه،حالا اونا خونه خریدن باید بریم خونشون دختربزرگم الان بگم دست نزن میفهمه دیگه ولی کوچیکه رو چجوری قانع کنم رفتیم اونجا سمت وسایل بچشون نره؟؟؟شوهرم‌میگه نریم‌کلا
مامان 🤎 نیلا🤎 مامان 🤎 نیلا🤎 ۲ سالگی