تجربه زایمان
من تو کل بارداری تغذیه رعایت کردم.اصلا سردی مثل ماست و هندوانه روزهای اخر نمیخوردم.فست فود نوشابه اینطور چیزا هم خیلی خیلی کم چایی اصلا نمیخوردم.از همون اول بارداری پیاده روی داشتم هرجا میرفتم پیاده میرفتم گاهی شکمم سنگ میشد و کمرمم درد میگرفت از خستگی پیاده راه رفتن.ماه اخر هم تقریبا از ۳۶ هفته به طور جدی روزی ۲ساعت پیاده روی داشتم هفته های اخر هرروز دوش اب گرم.ورزش های بارداری اسکات.خونه جارو نپتون میکشیدم.ورزشهای لگنی انجام میدادم.خاکشیر میخوردم.تخم شربتی.عرق کاسنی.همه تقریبا رعایت میکردم.جلوی باد اصلا نمیخوابیدم کمرم رو گرم نگه میداشتم.بچه اولم طبیعی بودم و این هرروز دعا میکردم درد سراغم بیاد و درد تو خونه بکشم بعد برم بیمارستان .۴۰ هفته شدم‌خبری از درد نشد.رفتم ماما معاینم کرد گفت ۲ فینگر خوبی.۲روز صبر کردم ۴۰ هفته ۲ روز رفتم بیمارستان معاینه کردن گفتن ۳ هستی.ولی چون از ۴۰ هفته رد شده بستری میکنن.

۴ پاسخ

سردی من اصلا تو پریودی هم‌نمیخورم.رحمم رو سرد میکنه یه جوری میشم.سعی میکردم رحمم گرم‌نگه دارم

ادامه😁

با اجازه دوست عزیزم 😘
عکس آتلیه ای بدون کوچکترین تغییر چهره
با بالاترین کیفیت قابل چاپ
نوزادی، ماهگرد، تولد، دندونی، محرمی، یلدایی، نوروزی، بارداری، خانوادگی، خواهر برادری، و و و... هر عکسی بخواین با هر تم دلخواه براتون درست میکنم اول میفرستم ببینید بعد هزینه شو واریز کنید
⭕️هر عکس ۶۰ تومن،، سه تا عکس به بالا ۵۰ تومن و یک عکس هدیه⭕️
توی تاپیک قبلی چندتا گذاشتم ببینید
شماره روبیکام و آیدی برای کانال
۰۹۰۳۰۷۱۲۳۳۸
@Zahra___abbasi
نمونه زیاد دارم توی کانال روبیکا پیام بدین نمونه کار بفرستم 🦋🦋

مگ هندونه و ماست بخوریم چی میشه؟؟😐

سوال های مرتبط

مامان هیراد 🩵🍄🫧 مامان هیراد 🩵🍄🫧 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🤰🏻

پارت اول

من از هفته ۳۵ شروع کردم تو خونه در حد ۱۵ دقیقه ورزش های لگنی انجام دادم خیلی ساده و کم نه در حدی که مثلا خودمو بکشم تا هفته ۳۷ که یک روز در میان پیاده روی های نیم ساعته داشتم تا حدی پیاده روی میکردم که زیر شکمم درد میومد و دیگه خسته میشدم دکترم گفته بود پیاده رویت تا ۳۸ هفته جوری باشه که یکم خسته بشی نه طوری که حالت بد بشه .
تا روز ۳۸ هفته و ۳ روز به همین منوال گذشت و من دقیقا همون روز یکم فشار عصبی داشتم بخاطر هورمونام و اینا اعصابم بهم ریخته بود چند روزی هم بود که به جای آب عرق کاسنی میخوردم که خیلیا گفتن باعث انقباض میشه ...
۳۸ و ۳ روز بودم که رفتم بیرون و شروع کردم به پیاده روی هندسفری ام گذاشتم که انگیزه بگیرم 😁دقیقا دو ساعت پیاده روی کردم جوری که حس میکردم بچه اومده پائین رسما انگار میخواستم خودمو جر بدم از خستگی اصلا هم وسطش استراحت نکردم بین راه هم شربت خاکشیر خوردم و روزای قبلشم میخوردم و......
ادامه


زایمان طبیعی پوشک شیرخشک انقباض درد بستری زایمان
مامان Panah🪽🩷 مامان Panah🪽🩷 ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت یک
من تو بارداری هفته ۱۸ سرکلاژ شدم و استراحت نسبی بودم و هفتگی امپول میزدم و از هفته ۳۲ دیگه امپول رو دکترم قطع کرد و سرکلاژم رو هفته ۳۷ باز کردم بعد از اون معاینه شدم و گفتن لگن خوبی برای زایمان طبیعی داری منم فقط پیاده روی کردم یک روز در میون و خاکشیر و رابطه داشتم و ۳۹ هفته و ۶ روز رفتم سونو دادم فهمیدم اب دور جنین ۶ شده که کم بود و به ماما همراهم گفتم و اونم گفت برو بیمارستان بستریت میکنن منم رفتم بیمارستان ۱۷ شهریور اونجا معاینم کرد ۳ سانت بودم بدون درد ولی اونجا پذیرش نکردن و گفتن باید بری بیمارستان امام رضا یا بیمارستان قائم منم خیلی ترسیدم ولی در نهایت رفتم بیمارستان امام رضا،از در ورودیش انقدر ترسیدم که نگم براتون خیلی وحشتناک بود رفتم اونجا همه دانشجو و داغون بودن محیط بسیار کثیف و افتضاحی بود دانشجوهاشون ریختن سرم چندبار معاینم کرد میگفتن چرا ۴ سانتی ولی درد نداری خلاصه تو همون یک ساعت خیلی اذیتم کردن
مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ ماهگی
اینم‌ تجربه زایمان طبیعی من

من ۳۸ هفته معاینه شودم ۲ سانت باز شده بودم خیلی پیاده روی ورزش میکردم دیگه امدم خونه درد های پریودی داشتم از اول ماه ۹
کم کم ترشح های موکوسی هم شروع شد ک میگفت روند زایمان ولی خبری نبود شبا درد داشتم تا صبح باز صبح ها درد هام غیب میشود تا اینکه شودم ۳۹ هفته ۲ شب بود درد های ریزی داشتم و حس فشار ت لگنم ترشح موکوسی هم داشتم دیگه رفتم بیمارستان ۲ نیم سانت شده بودم سر بچه هم خیلی امده پایین رحم قشنگ نرم شده بود بستری کردن مستقیم بردنم اتاق زایمان با دستگاه درد هام چک کردن گفتن احتمالا تا صبح زایمان میکنی منم ترسیده بودم استرس داشتم خیلی حالم بد شده بود هی امدن درد هام چک کردن رفتن تا ساعت ۶ صبح ک امدن دوباره معاینه کردن همون بودم درد هام کمتر شده بود دکتر گفت ترخیص نمیشی میری توی بخش هی میایم چکت میکنیم خیلی گفتم من با رضایت شخصی میرم ولی گفتن ن رفتم توی بخش امدن گفتن باید ورزش کنی تا زودتر بشه روندت گفتم خوب امپول فشار وصل کنید گفتن تا ۴۰ هفته کامل ما وصل نمیکنیم 😐😐

بقیه پارت بعد
مامان رها🤱 مامان رها🤱 ۱ ماهگی