سلام دوستای عزیزم 🥰🥰
تجربه زایمانمو می‌خوام بنویسم ✨💐
36هفتع بودم ک رفتم نامه سزارین رو گرفتم دکتر دوتا تارخ بهم داد یکی 37هفتع و چهار روز و اون یکی 38هفته و یک روز
و گفت برو با همسرت مشورت کن و به منشی خبر بده
و نظرش این بود ک 38هفته و یک روز زایمان کنم ولی من یک روزم برام یک روز بود اصلا با وجود دردا و استرس‌های ک داشتم نمیتونستم قبول کنم ک چهار روز دیر تر بچه رو در بیارن تمام 9ماه به زایمان زودرس فکر میکردم و کابووس شده بود‌برام .خلاصه با همسرم مشورت کردیم و قرار بر این شد اگر انقباضام خیلی اذیتم نکرد تو این چند روز همون 38هفته و 1روز انتخاب کنم ولی ته دلم همون تاریخ اول بود ولی خدای خیلی انقباض اذیتم میکرد طوری شکمم سفت میشد و به رحمم فشار میومد‌ ک شکمم دو‌یه روز آخر ترک خورد و تصمیم گرفتم ک همون تاریخ اول رو انتخاب کنم چون این آرزوی من بود ک اورژانسی نشم و سر موعد خودم زایمان کنم و بچمو بغل بگیرم
.........

تصویر
۵ پاسخ

ای جان خداروشکر که نی نی صحیح و سالم تو بغلته 😍 فقط استراحت مطلقیا حال همو درک میکنن اون حجم از استرس که ادم نمیدونه فردا قراره چی بشه...

اخی عزیزم مبارک باشه ❤️
سزارین اختیاری انجام دادین شما ؟

بسلامتی قدمش خیر باشه

عزیزم❤️

سزارین اختیاری بودی؟
چندکیلو بود بچه ؟

سوال های مرتبط

مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 ۲ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۵
درباره ماساژ رحمی هم بگم ک برای من یه بار تو ریکاوری انجام دادن ک چون بی حسیم داشت میرفت متوجه میشدم و‌ یه مقدار اذیت شدم یه بارم وقتی اوردنم بخش انجام دادن ک خیلییی درد داشت ولی دردش فقط همون لحظه بود
اولین راه رفتنم برای من وحشتناک بود اصلا نمیتونستم رو پاهام وایسم به زور چند قدم رفتم برگشتم ولی دیگه از سری بعد خودم‌ پاشدم راه رفتم و تقریبا هربار ک میرفتم دردم کمتر از قبل میشد
و یه چیز جالب اینکه من اصلا سردرد بعد سزارین نگرفتم با اون حال ک از تو همون ریکاوری هی سرمو تکون دادم و ۴ ساعت بعد عملم شروع کردم به مایعات خوردن و صحبت کردن و سر تکون دادن ولی اصلا سردرد نشدم ک از این بابت خیلی خوشحالم
و اینکه بعد عمل من واقعا خیلییی درد داشتم جوریکه گریه میکردم از درد ولی فقط تا دو روز اینجوری بودم و بعد ۳-۴ روز میتونستم کم کم پاشم کارامو کنم که اصلا فکر نمیکردم به این زودی بتونم سرپا شم
درکل اگه صدبارم برگردم عقب انتخابم سزارینه
با وجود همه دردا خیلی راضی بودم و اصلا پشیمون نیستم ،با وجود اون اتفاق و شوکی ک بهم وارد شد بازم اون روز خیلی روز قشنگی بود برام🥲✨
و از من به شما نصیحت از لحظه به لحظه‌اش لذت ببرید ک بعد دلتون خیلی تنگ میشه🥹💗


فرزندپروری/زایمان/سزارین/نوزاد/طبیعی/پوشک/شیرخشک
مامان ارسلان مامان ارسلان ۶ ماهگی
تجربه من از سزارین ارژانسی
قرار بود ۹ اسفند زایمان کنم ولی ....
۱۸ رفتم برای چکاپ حاملگی پیش دکترم همه چی نرمال بود ولی وقتی فشارم و گرفت گفت فشارت بالاست نوشت برام ک برم بیمارستان بستری بشم و منم همون روز رفتم ...
وقتی رفتم بیمارستان منو مستقیم بردن بلوک زایمان منم استرس گرفته بودم نمیتونستم هیچ کاری بکنم یک روز کامل منو تو بلوک نگه داشتن هی هرازگاهی معاینه میکردن و میگفتن ن بستس و میرفتن ... بعدش اومدم بخش و ۶ روز اونجا موندم ....
۲۵ همچنان فشارم بالا بود و دکتر ختم دادبهم‌ گفت ک بچه رو دنیا بیارم همون روز منو بردن بلوک زایمان ... بهم سرم زدن و داخل سرم امپول فشار بهم زدن تاطبیعی زایمان کنم اما وقتی امپول رو زدن بعد از چند دقیقه یهو همه ریختن بالا سرم و گفتن قلب بچه افت کرده من داشتم میمردم از ترس ... سرم و قطع کردن وقتی درست ک شد دوباره وصلش کردن دوباره بعد چند دیقه همه اومدن و گفتن ک افت داره و منو سریع اماده کردن و بردن سزارین منم ک تجربه اولم بود از استرس داشتم میمردم و اینجوری شد ک ۲۵ بهمن با این همه سختی پسر قشنگم دنیا اومد ❤️❤️
مامان کوچولو🩷 مامان کوچولو🩷 ۶ ماهگی
پارت اول زایمان طبیعی

من توی ۳۶ هفته و ۶ روز خیلی احساس سنگینی و فشار مخصوصا رو مقعدم داشتم حتی وقتی می‌نشستم این سنگینی بیشتر بود خلاصه ک تا اورژانس مامایی رفتم و یه نوار قلب ازم گرفتن که گفتن انقباض داری و رفتم معاینم کردن گفتن یک سانت دهانه رحمم بازه و لگنمم خوبه ولی گفت مشکلی نیست این یک سانت تو همون لحظه دکتر سخدری اومد تو اورژانس مامایی و نوار قلب منو نشونش دادن و نامه بستری داد برای روز پنجشنبه ۳۰ بهمن ک میشدم ۳۷ و ۵ روز ...
خیلی ترسیده بودم از اینکه تو این هفته قراره بستری بشم و از اونجایی ک یکی از آشناهامون ماما بود تو بخش زایشگاه باهاش هماهنگ کردم و گفتم که اینجوری شده اونم گفت فکر میکنم یکم زود باشه فردا دوباره برو اورژانس ک چک بشی ببینم وضعیتت چجوریه
من سه شنبه ۲۸ بهمن که شدم ۳۷ و ۳ روز به توصیه ایشون رفتم اورژانس ک دوباره نوار قلب بگیرن و اینا اما اینبار نوار قلبم انقباض بیشتری نشون داد با اینکه من نه دردی داشتم و نه هیچی فقط بالای شکمم احساس می‌کردم یه کوچولو سفت میشه و اینکه حرکات بچه هم کم شده بود منو بردن سونو بیو فیزیکال توی سونو هم من ۴ از ۸ گرفتم ک گفتن اصلا خوب نیست و اینا و دوباره هم ک معاینه شدم یک و نیم سانت بودم بدون هیچ درد و علامتی
مامان ِ دایان🩵👶🏻 مامان ِ دایان🩵👶🏻 ۵ ماهگی
سلام بالاخره منم زایمان کردم و پسر کوچولوی قشنگم دایان جون رو بدنیا آوردم
💙👶🏻بعد یه بارداری سخت
۲۶ اسفند ،۳۷ هفته و ۶ روز ، سزارین اجباری چون بچم بریچ بود،خودم خواستم این موقع زایمان کنم و گرنه میشد چند روز دیرتر هم زایمان کنم

آنومالی ک رفتم فهمیدم ۵ میل دهانه رحمم باز شده سرکلاژ شدم و با اینکه دکتر گفته بود استراحت نسبی،ولی من چون میترسیدم و بچه اولم بود مطلق طور بودم و همش دراز کش بودم، ۵ ماه تو اتاق رو تخت دراز کش بودم و شبو روز میکردم و روزو شب و خیلی برام سخت و دیر گذشت هر روز برام یک سال میگذشت و مدام توی تقویم بودم که کی تموم میشه
از طرفی عفونت واژن زیاد داشتم و همش ترس از زایمان زودرس داشتم و هر روز ک بخوشی تموم میشد هزار بار خداروشکر میکردم
باوجود همه ای این چیزا خداروشکر هیچ اتفاقی نیفتاد و من سر موقع زایمان کردم
میخواستم بگم تا خدا نخدا هیچ اتفاقی نمیفته و باوجود هر سختی همچی بخوشی تموم میشه💕
سزارینم هم خیلی راحت بود خداروشکر و خیلی راضیم
امیدوارم همگی نی نی هاتون رو بسلامتی و دل خوش بغل بگیرین 🩵💖