۱۰ پاسخ

ما مادرا هممون همین حسو داریم من خودم که دیگه ساعت ۹ونیم شب به اونور کامل دیوونه میشم فقط میگم خدایا بخوابن دودیقه اروم بشم پاشم کاری که دوس دارمو بکنم که همیشه قبل اونا میخوابم🥲درکت میکنم عزیزم ولی کاری نمیشه کرد باید شل کنیم لذت ببریم🤕

وای جدی من میدونم سخته ولی میگم سختیش جوریه ک میشه تحمل کرد😅

منی که دوقلو دارم و همیشع گریه میکنم🥲

چندسال دیگه راحتی
منم پسرم دوساله بود حامله شدم
اوایل خیلی سخت بود ولی الان که دومی دوسال و سه ماهشه خداراشکر خیلی راحت تر شده

چن سال بهم دارن مگه؟؟

خدا حفظشون کنه
اختلاف سنیشون چقدره؟

من از الان کم آوردم گریه‌م میاد بس که اذیتم
کمردرد سردرد اذیت های ایلیا همش باهم سخته

واقعا حق داری خیلیی سخته بچه داری. منم یه روزایی کم میارم میگم نه راه پس داریم نه راه پیش

دعاکن منم باردارشم خدابهم پسربده

منم موقعیت تورو دارم واقعا اینقد سخته ؟؟؟؟
من سعی میکنم شل کنم
دیگ چاره نیست

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه هفته بیست‌وچهارم بارداری
امروز دیگه استارت ترک پوشک دخترم رو زدم انشالله خداکنه کنه اذیت نشم.همین اول متوجه شدم ک اصلا بچه با دعوا سروصدا ترسوندن .درست نمیشه ب حرفت نمیکنه بلکه با تشویق زبان نرم ملایم و محبت ۱۰۰درصد بیشتر و بهتر همراهی میکنه.
سری اول تو دسشویی کلی دعوا گریه ترسوندن و... اصلا جواب نداد بلکه لج کرد و پی پی نکرد.سری دوم با تشویق ب چیزی ک دوست داره مثلا شکلات آوردم دادم بهش .محبت و... قشنگ پی پی کرد بدون هیچ اذیتی ن خودش ن من 😊گفتم تجربه مو بزارم شاید ب دردتون بخوره .
اینم بگم ک خاطره خنده داری شد امروز واسمون ،در دسشویی رو بستم گفتم پی پی کن تا بیام بعد ک تموم کرد دیدم در صدا میشه خودشو چسبونده بود ب در رفتم دیدم ۴نقطه مختلف پی پی کرده بود از ترسش چسبیده بود ب در داشت نگاشون می‌کرد درو باز کردم ب من پناه آورد منم اصلا نزاشتم ترس بهش غلبه کنه کلی با ذوق تشویق و هورا سریع شستم رفتن تو چاه گفتم رفتن پیش مامانشون سریع همون لحظه ک تو دسشویی بود رفتم واسش شکلات آوردم خودشم کلی ذوق کرد خوشحال شد بعدشم شستمشو آوردمش بیرون ،امیدوارم ادامه دار باشه ولی واقعا حوصله میخواد😮‍💨😩
مامان هلن مامان هلن ۳ سالگی
بچه داری خیلی سخته تربیت از اون سختتره!!دخترم از ساعت۸ونیم خوابه و دل من و شوهرم خونه!!!فقط به این خاطر که براش مسواک زده بودم و آب پرتقال خواست و چون شوهرم گفت نمیشه منم بخاطر تربیت صحیح که حرف پدرومادر باید یکی باشه گفتم نمیشه و صبح میخوری و سعی کردم قانعش کنم ولی بخاطر یه آب پرتقال انقدر گریه کرد که آخرم با گریه خوابید😭😭😭میدونم کار ما اشتباه بود و همیشه فرصت برای جبران اشتباه هست ولی واقعا بچه داری سخته و هرلحظه بعنوان پدرومادر مخصوصا کادر باید نقشای متنوعی بگیری و هزار جور فکر و تصمیم رو آنی و در لحظه بگیری!!مثلا وقتی یه چیزی میخواد باید در لحظه تصمیم بگیری براش خطر داره یا نه خوبه یا نه تربیتی بده یا نه چه میدونم از لحاظ جسمی و ذهنی و جنسی خوبه یا نه و همون لحظه جواب بدی و یا بگی آره یا بگی نه و سر حرفت بمونی و با گریه و... حرفتو عوض نکنی!!واقعا سخته کاش ماهم میتونستیم مثل قدیمیا دیمی بزرگ کنیم بچه هامونو و مسئولیت تغییر سبک به گردن نسل ما نبود واقعا خیلی سخته بعد در کنار همه سختیا یه سختی هم هست اونم ایستادن جلوی حرف و نظر دیگرانه هوووووووففففف