۵ پاسخ

خب اشتباه عزیزم شما دعوا کنی دو ساعت بعد بین خودتون تمومه و یادتون میره اما وقتی به بقیه میگی اونا تا عمر دارن یادشون نمیره ازکاه هم کوه میسازن
برات درس عبرت بشه مسائل زناشویی و اختلافاتتون رو هر جایی نگید حتی به پدر و مادرتون

عزیزم میشه من عکس خونمو بدم برام بدی هوش مصنوعی ببینم چجور میشه؟

هیچوقت بد شوهرتو نگو هیجا

کلا دعواهای شوهرتو نبر پیش دوستات و خانواده ات. همیشه فقط خوبی هاشو بگو

همیشه یکی هست ذوق ادم کور کنه🥲

سوال های مرتبط

مامان دوقلوها مامان دوقلوها ۳ سالگی
یه مسئله ای ذهنمو مشغول کرده حسابی
دوقلوهام یه پسرعمو دارن که ۱۱ ماه بزرگتره از بچه های من.
بعد ذاتا هم بچه ی درشتیه ماشالله.
وقتی بچه های من دو ماهه بودن ، برادرشوهرم اینا اومدن دیدنشون.
پسر اونا یه بچه ی تپل ۱۳ ماهه در حال بدوبدو بود و اصرار داشت بچه های نارس دوکیلویی منو بغل کنه😅
همونجا یهو به ذهن من رسید و حساب کتاب کردم دیدم اینا باهم میخوان مدرسه برن‌. یعنی تو یک سال
چون اون نیمه دومیه متولد مهرماهه. بچه های من سال بعدش شهریور دنیا اومدن.
همونجا تو جمع گفتم این موضوعو و اونا باورشون نشد اول.
بعد که توضیح دادم خیلی تعجب کردن و میگفتن این خیلی ستمه خداییش😅
خلاصه اون شب به شوخی و خنده گذشت این موضوع ولی هنوزم که هنوزم وقتی این بچه ها کنار هم قرار میگیرن، من یاد مدرسه رفتنشون میافتم. واقعا تفاوت جثه و حتی توان مهارتی شون متفاوته. همیشه دقت میکنم بچه های من، هر مهارتی رو دقیقا ۱۰-۱۱ ماه بعد از اون کسب میکنن و این طبیعیه
شوهرم میگه اشکالی نداره. میفرستیمشون پیش دبستانی ۱، تا راه بیفتن و پیش ۲ که میرن از بقیه عقب نباشن بخاطر کوچیکتر بودنشون.
حالا پیش ۲ کی میشه؟ مهر ۴۰۶
یعنی سال بعد باید برن مدرسه ! خیلی کوچولوئن واقعا
جالب اینه هم خودم هم شوهرم نیمه اولی هستیم ولی نه از لحاظ جثه و نه هوش ، عقب نبودیم‌. مخصوصا خودم. همیشه تخت آخر مینشستم از همون کلاس اول و شاگرد اول بودم. اما روی بچه ها حساس شدم بابت این موضوع.... چون نارس هم دنیا اومده بودن همش فکر میکنم همیشه ممکنه عقب باشن
مامانایی که بچه هاتون نیمه اولیه شمام فکر میکنین به این موضوع؟

#پوشک #ترک_پستونک #شیر_شب #نوزاد_نارس
مامان پـسَـری❤️👶 مامان پـسَـری❤️👶 ۳ سالگی
نمیدونم درکم میکنید یا نه ولی تاحالا شده عاشق چیزی و کسی نباشید؟ من سالهاس تو این حس گیر کردم و رها نشدم حتی عاشق بچمم نیسم میمیرم براشا مثل همع مادرا نگرانشم و واسم مهمه ولی عاشق نیسم. شاید این بچه از روز اول که ب دنیا اومد تا الان ک تاپیک زدم فقط اذیتم کرده ینی یه روز نشده تو این نزدیک 3 سال ی روز صبح تا شب گریه نکنه و روزمو خراب نکنه😞شاید بخاطر همینه عاشقش نیسم همیشه دوس داشتم ی مادر اروم باشم ولی ب لطف پسرم شدم ی ادم عصبی پرخاشگر که اصلا خودمو نمیشناسم اگ ی روز ی روز فقط با پسرم شمام وقت میگذرونید مطمینم همین میشدید همیشه گله میکنم بخدا که چرا من اصلا از بچه شانس نیاوردم همیشه حسرت بچهای دیگرانو خوردم که چقد ساکت و اروم بودن واقعا حالمو از هرچی بچه و بچه داریه بهم زده هردکتری هردارویی رفتاری هرچی ک فکر کنید از لحاظ رفتارو خوراکو اسبابو بیرونش همیشه خدایی هم باباش هم من فراهم کردیم ولی این بچه بدترو بدتر وبدترشدبنظرتون امیدی هست به درست شدنش؟