۴ پاسخ

مردها کلا کارشون شده ناز کردن کار ماهم شده ناز کشیدن همه چی دنیا برعکس شده ایناچرا نشن

حق با توسعه شوهرتون زیادی سیندرلاعه عزیزم یعنی چی خوب برات کار پیش آمده دیگه

اگه کار واجبی نبود نمیرفتی

بنظر من حق با شوهرته

سوال های مرتبط

مامان جوجو ممد♥️ مامان جوجو ممد♥️ هفته پانزدهم بارداری
ممنون از دوستایی که تاپیکای قبلمو جواب دادن جیگرا اون بحث استوریو اینارو حل کردیم شوهرم دیشب اومد خونه پیش قدم شد برا اشتی که چرا چند روزه باهام قهری منم گفتم برا استوری هات اونم قسم خورد که من منظوری نداشتم اون دختره بعد که از شوهرم جدا شده عقد پسرخالش شده پسرخالشم بعد که پردشو زده گفته نمیخامت و طلاقش داده شوهرم گف اون لیاقتش همین بوده منم الان به سگای ولگرد بیشتر اهمیت میدم تا اون دختره اون زمان اون منو نمیخاست الانم اگه اون بخاد من روش میرینم یه تار موی دختر دسته گلمو به صدتا مث اون دختر نمیدم و این مشکل حل شد بعد الان مشکل دیگم تاپیک قبلمه برا بچم به مشاور هم زنگ زدم میگه سنت کم نیست بیار بچه هات پشت سر هم بزرگ میشن یدفعه راحت میشی ولی خوب من واقعا امسال نمیخام مخصوصا الانم که شوهرم قهر کرده اصلا نمیخام جوری رفتار کنم که فک کنه قهر کرده من پشیمون شدم که ازاین ب بعد برا هرچی قهر کنه مث بچها


فرزند پروری فرزند پروری
دختر پسر زایمان انومالی
انتی زایمان جیغ بچه شیردهی بچه داری
مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
#پوشک #فرزندپروری #پوشک پوشک پوشک..شما بشید مشاور من.... من از شهر شوهرم و خانوادش هشت ساعت دورم بخاطر همین هر مدت یه باری اونا میان چند روز می‌مونن هر مدت یه باری ما. ما جنوبی هستیم و به شدت عاشق مهمون و مهمون نوازیم ‌ولی برعکس خانوادش شوهرم چشم مهمون ندارن دیگه اگه اون مهمون عروس باشه دیگه واویلا خیلی رفتارای بدی دارن خیلی با من بدرفتاری میکنن ولی نامحسوس دور از چشم شوهرم. و چون شوهرم خانواده دوست حرف منو قبول نداره اصلا و میاد طولانی مدت مثلا دو هفته مارو میاره شهرشون خودشم دائم پی رفیق بازی منم با دوتا بچه فقط باید زجر بکشم هربار نخواستم بیام زنگ زده خانوادم و خانوادش ج ن گ به پا کرده.خسته شدم نمیدونم چیکار کنم‌. مادرشوهرم خیلی زن کثیفی هست ولی به شدت حساسن رو زندگی شون بچه چیزی نریزه خراب نکنه .جلو شوهرم میان کلی قربون صدقه بچم میرن و از سیاست کثیف استفاده میکنن.تو اتاق باشم ینی دم دقه مادر شوهرم میاد سرک میکشه میره ‌.شوهرم منو طولانی مدت میاره چیزا غرور احترام منو خراب میکنه. به حدی خونشون اذیتم که حاضرم بخاطر همین موضوع طلاق بگیرم. ینی اینقد بد مهمونن. ینی یه تیکه گوشت اضافه بخورم پدرشوهرم چاقو بزنی خون ازش بیرون نمیزنه .. پوشک پوشک پوشک پوشک #بارداری #فرزندپروری پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
مامان لیام🤍 مامان لیام🤍 ۲ سالگی
خیلی ناراحتم
اون روز خونه خواهر شوهرم بودیم ، بعد پسرم پیش پسرش که دوسال از پسر من بزگتره بازی می‌کردن
من به پسرم میگفتم مثلاً این خونه ست مامان،یا پسرم می‌گفت درخت میگفتم آره مامان درسته
یهو این وسط پسر خواهر شوهرم یه سوال پرسید توضیح دادم آخرش اشتباهی گفتم فهمیدی مامان
سریع خواهر شوهرم از اونور عین وحشیا گفت میگهههه مامااااان
منم گفتم ااااا گفتم مامان حواسم نبود اشتباهی گفتم
میخواستم بگم آرن ،لیام پیشم نشسته بود بعد مادر شوهرم با اخم میگه آره منم گفتم
آخه سگ پدر من از خودت و بچه ت نفرت دارم چرا باید بهش اینجوری بگم
بعد اومده هی با حرص میگه سیب میخوای مامان ,فلان چیز و میخوای ماماننننن؟
بعد پسر من حرف نمیزنه هنوز ،کلمه زیاد و دو کلمه ای کم میگه
ولی زیاد حرف نمیزنه
اومده خود به خود نشسته میگه فلانی با بچه اش کار نمیکنه نمیبرتش تو اجتماع حرف نمیزنه آخه عتیقه خجالت نمی‌کشی
بعد یهو میگه با اخم بردیش شنوایی سنگی
آخه به تو چه بی پدر مادر
شاید الان حق و به اون بدین ولی واقعا خسته ام
من پسرمو پیش متخصص میبرم
و اون گفته نرماله و مشکلی نداره چون داره پیشرفت می‌کنه
واقعا ازشون خسته ام
از تیکه هاشون از بی احترامیاشون
لعنت به من که اون ور اون سوتی رو دادم و به تخم سگش اشتباهی اونجوری گفتم
اصلا باهاشون نمیتونم حرف بزنم به شدت عقده ای هستن
حالا با بچه اش حرف زدم این سوتی رو دادم
مامان آیهان مامان آیهان ۲ سالگی
مامانا تروخدا بگید شما جای من بودید چیکار میکردید؟؟؟؟؟؟
جاریم ۱۴ مرداد بچه سومش به دنیا اومد (یه پسر یه دختر داشت سومی هم دختر) بهش زنگ زدم تبریک بگم ۲ بارم زنگ زدم برنداشت

در حالی که من زایمان کردم دو ساعت بعد زایمان زنگ زد باز من با حال بد جواب دادم

من خیلی ناراحت شدم شوهرم به مامانش گفت مادرشوهرم رفت بهشون گفت اونم گفت گوشیم تو کمد بوده

منم گفتم بگو الان که دیگه از کمد دراومده به هوشم اومدی به روتم آوردن زنگ میزدی

من نرفتم دیدن بچش شوهرم میگه داداشم خیلی کمکم میکنه بیا بریم دیدن بچه همه رفتن من نرفتم فقط

مامانمم میگه برو برادر شوهرت وکیل خیلی کمک شوهرت مبکنه

حالا تصمیم گرفتم بعد چله ش برم

ولی باز ناراحت نمیخوام برم چون کلا ازش بد زاتی هیلی خیلی دیدم(من زایمان کردنی میگفت فلانی همشون دختر بون بچش پسر شده حتما آی وی اف کرده)
و کلی چرت و پرت این شکلی فرزند پروری.


ب نظرتون چطور تلافی کنم چطور رفتم خونش منم عوضش دربیام پوشک شیر خشک