۱۲ پاسخ

کاش پیشه شوهرت با خونوادت بحث نکنی این کار باعث میشه زبونه شوهرتو دراز کنی هر چی بشه بگه ن ک خیلی خونواده درست درمونی داری کشته مردتن دوس نداری جم کن برو همونجا

اولش ب جنبه فان بهش نگاه کردم میگفتم صدرصد شوخیه ...
اما جواب هات جالبه
زن خجالت بکش
خودت مشخصه مشکل داری قدر بدون
وقتی خودت قبول داری اونورم زیاد اوکی نیس چجوری شوهرتو میسوری پهن میکنی رو بند
حداقل تیکه نداز بهش یا سو استفاده نکن از مظلوم بودنش

ما هنوز نفهمیدیم شوهرت آدم خوبه ی داستان هست یا نه؟
اگه خوبه چرا داری تحملش میکنی؟
اگه بده چرا حمایتت میکنه؟

منم جای شوهرت بودم میگفتم حقت بود یه کتک مفصل از دست داشت میخوردی تا زبونت کوتاه شه دگه هیچ جا از پشتت در نمیومد 😁😁شانس آوردی شوهرت نیستم

خوب عزیزم حالا با داداشت بحث کردی شوهرتم حمایتت کرده حالا به جای اینکه از شوهرت تشکر کنی و قدرشو بدونی اینجوری هم باهاش حرف میزنی

😐😐😐😐😐😐😐😐😐

خب چرا؟
هر کی دیگ بود حالتو میگرفت

ما که دعوا و بحثهای خانوادگی رو بدون عروس و دامادها انجام میدیم.چیزی که تو خانواده است دلیلی نداره بقیه دخالت کنن یا بدونن.

ببین به نظرم موضع خودتو مشخص کن مشخص نیست با کی هستی شوهرتو میشوری میذاری کنار خونوادتم که کلا له میکنی جلو خونوادت اگه یه روزی با یکیشون بحث کنی دقیقا میخوای بری طرف کی؟😑

خب اینو گفتی ک چی بشه.مشکل شوهرت چیه???
شوهر منم آدم ارومیه یبار با داداشم بحثم شد موقع برگشت ب خونه گفت چون اولین بارش بود چیزی بهش نگفتم سری بعد ساکت نمیمونم منم گفتم کار خوبی کردی اگ میتونی تو خلوت اینو بهش تذکر بده رابطشون خوبه باهم ولی خب دعوای خواهر برادری همیشه هست.
خوبه ک پشتت دراومده چون داست دست روت بلند میکرد دلیل این حرفتو متوجه نشدم

اوکی ولی مسئولیت خوشبختی و بدبختیت با خودته خودت باید انتخاب کنی ... حداقل احترام شوهرو نگه میداشتی

یعنی داداشت اومده تورو کتک بزنه شوهرت پشتت دراومده تو اومدی به شوهرت تیکه میندازی؟؟؟
نوبری والا
خانوادت جلو شوهرت احترامتو نگه نمیدارن
چه زبونی داری واقعا

سوال های مرتبط

مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
بچه ها من ده ساله باشوهرم بحث و کل کل داریم آخرین بحثمون برمیگرده به اینکه من کل تعطیلات عید فقط اول فروردین دوساعت رفتم اونا هم سوم فروردین اومدن خونمون بعد ازون ۱۴ فروردین گفت بریم من خونه بابام بودم گفتم الان فردا بعد ناراحت شد منم دیگه اومدم تو راه گفتم امشب نمیومدیم شی میشد یکم سر این موضوع کش دادم و گفتم از سرش بیوفته هی میگه خونه بابام خونه بابام بعد کلی فحش داد که ۱۵ روزه نیومدی و اینا کلی بدوبی راه از دم ترخونشون برگشت بعد هانوادش زنگ زدن رفتیم اونجا گفتم ماجرا رو اونا هم میدونن که ما از اول باهم درگیریم سر نرفتن به خونشون بعد اونجا بیشتر طرف منو گرفتن اما خیلی جاها هم کفتن تو مقصری مثلا نمیزاری بچه رو بیاره اینجا تو مقصری بعد خواهر شوهرمم که چند روزیه خودش به مشکل خورده و با دوتا بچه راهنمایی و ابتدایی اونجا بود اونم داشت صحبت می‌کرد بین بحث ها به شوهرم گفتم الان که بچه تو اتاق داره با فامیل تو بازی میکنه چیزی نمیکی چرا خونه بابای من میگی برو اتاق ببین بچه چی شد؟ خواهرشوهرم بلند شد گفت اووو شما دارین لجبازی میکنین این چه رفتاریه تو میکنی مگه بچه ای گفت باند شین برین از خونه بیرون هیچی تو کلتون نمیره تو برین بیرون تو چرا تلافی میکنی این چه رفتاریه به من کفت همرو. بعد بماند که شوهرم شیر شد. من دیگه دهنمو بستم و انگار که ناراحت شدم جواب ندادم تا آخر بحث ساکت و غمگین نشستم بعدت گریه که شما دلتون به حال بچه نمیسوزه رفت دلستر آورد برام بیسکوییت باز کرد بهم داد اما نخوردم. به نظرتون باید جواب میدادم اون لخظه اعصابم خورده چرا گیجم و جواب ندادم
پوشک بچه شیر مادر شیرخشک شیر شب واکسن ۱۸ ماهگی زایمان بارداری پستونک
مامان رستا🌸💞 مامان رستا🌸💞 ۱ سالگی
من واقعا از دست مادرم خسته شدم . قبل زایمانم گفت برو خونه مادر شوهرت بمون کثیفی و حموم بچه اونجا باشه(مثلا وسواسیه)مادر شوهرم با اینکه زن خوبیه و همه چی رو برای من و بچم مهیا کرد ولی بازم زرنگ نیست تو بچه داری و یه سری اتفاقا افتاد که شوهرم مجبور شد بره یه شهر دیگه و من موندم تنها و از اونجا افسردگیم استارت خورد . تا خود الان که میام خونشون میگه بچت بشینه یه جا تکون نخوره. بریز بپاش نکنه. سر بچم داد میکشه میگه تو نمیتونی تربیتش کنی . اینجوری تربیتش کن. پدرمم بچم سر و صدا کنه سرش داد میزنه. دوستش دارنا ولی اعصابشون نمیکشه. تو سیسمونی هم کم نذاشتن . ولی خب این رفتاراشون داره شکنجم میکنه . خونشونم نرم اونا پامیشن میان خونه من و همون کارارو میکنن 😞مامانمم التهاب کل مفصلاشو گرفته و مریضه و اکثرا به بودنم نیازمند. برای کارای خونش . خواهرم ندارم . من چیکار کنم اخه😞امروز سر همین کاراشون حرصمو با سر بچم داد کشیدن خالی کردم 😭

پوشک، شیرخشک، واکسن
مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
خانما کل امروزم بحث داشتیم کلا از سرکار میاد منو نمیبینه اصلا بعد سر بچه داد زدم دیدم داره به بچه میگه این با ما بده ، سرت داد میزنه ، منم پریدم بهش کفتم دیوونه مریض اینا چیه به بچه میگی بعد دوستش زنش برا خودش سالن زده دوستش زنگ زد به این که لوستر کجا هست واسه سالن زنم بگیرم منم رفتم بهش گفتم دوستات واسه زن هاشون چیکار میکنن با اینکه میبینی انقد باهام بد تا میکنی دیگه یکم‌گفتم و اون گفت یهو بهم گفت لاشی منم گفتم از لاشی زاییدی و برو نمیخوام قیافه نکبت تو رو ببینم اونم‌گفت قیافه شکل مار تو رو نمیخوام ببینم. بعد بچه رو فرستادم باهاش وقتی اومد گفت دستشویی شستی دستت درد نکنه و اینا یکم گذشت من کفتم یادم نمیره هیچوقت که قبلا من میومدم بغلت( با حالت گلگی) بعد تو برام تاقچه بالا میزاشتی و اینا اونم گفت حرف بغل و نزن که اگه تو هم بیای الان من از خجالت آب میشم( چون یه سالی میشه بغل و اینا نبوده) این حرفش خیلی برخورد بهم در کل تمام بحث های ما به توهین ختم میشه و من زخمم بیشتر از گذشته میشه و شدیدا زخمی و خونی ام🥲

پوشک شیرخشک شیرمادر سرشیشه شیشه شیر بارداری شیر شب سزارین خواب شب واکسن ۱۸ ماهگیه