۵ پاسخ

چرا خودمونو تبدیل میکنیم به ی انسان داغون و له شده؟!فلسفه فرزنداوری چیه،من خیلی خسته و داغونم ،دایم ب زمانی ک بچه نبود فک میکنم و حسرت میخورم،از طرفی نمیخام ناشکری کنم،حسرت ی بیرون رفتن چندساعته و بدون استرس رو دلم مونده،ی خواب راحت،ی سفر راحت،چ روزایی بود اون روزا....

چقدر خوب بود ...این روزا همش دارم صبوری میکنم همش نیازهای بقیه رو برآورده میکنم ولی کسی به فکر من نیست که دوتا بچه کوچیک رو‌دارم بزرگ‌میکنم چقدر حال روحیم‌خرابه😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

وای چه متن خوبی بود 🥹🥹

😔دلم گرفته از همه چی چقد سخته

واقعا درسته من که خیلی خستم

سوال های مرتبط

مامان حورا مامان حورا ۱ سالگی
دختر عزیزم،

نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله‌ای. شاید دختری جوان شده باشی، شاید خودت روزی مادر شده باشی، و شاید هم فقط دلت خواسته باشد میان یادگاری‌های قدیمی، نوشته‌ای از مادرت پیدا کنی.

من این نامه را در شبی نوشتم که تو را از شیر گرفته بودم.

آن شب، نزدیک دو سال از روزی می‌گذشت که برای اولین بار در آغوشم گرفتم. نزدیک دو سال از روزهایی که با من بیدار شدی، با من خوابیدی، گریه کردی، خندیدی و آرام گرفتی.

فکر می‌کردم از شیر گرفتن فقط یک تغییر کوچک است. فکر می‌کردم چند روز سخت می‌گذرد و تمام می‌شود. اما آن شب فهمیدم که گاهی پایان یک فصل از زندگی، چقدر می‌تواند قلب آدم را بلرزاند.

تمام روزها و شب‌هایی که شیر می‌خوردی از جلوی چشمانم عبور کردند. انگار زمان دستم را گرفت و مرا به عقب برد؛ به اولین باری که تو را در آغوش گرفتم، به شب‌های طولانی بی‌خوابی، به لحظه‌هایی که با چشم‌های نیمه‌باز دنبالم می‌گشتی، به وقت‌هایی که سرت را روی سینه‌ام می‌گذاشتی و آرام می‌شدی.

آن شب خیلی گریه کردم.

نه به خاطر اینکه از بزرگ شدنت ناراحت بودم. نه به خاطر اینکه دیگر شیر نمی‌خوردی.

گریه می‌کردم چون فهمیده بودم چقدر زود گذشته است.
مامان دردونه🌸👸🏻 مامان دردونه🌸👸🏻 ۲ سالگی
هر روز صبح وقتی از خواب بیدار شدین این متن رو یک بار بخونید:🌱
✅دارم کار می‌کنم رو خودم، تا به هر حرفی، به هر توهینی و به هر حرکتی واکنش نشون ندم...
✅یکی محبت داره به من، یکی نداره. برداشت‌ها متفاوته، باید به نظر همه احترام گذاشت...
✅گاهی نباید واکنش نشون داد چون سکوت، عاقلانه‌ترین راه‌حله.
✅من راه خودمو دارم، راهمو هم ادامه میدم. مهم نیست بقیه چی میگن. انرژی مثبت بدن، دریافت می‌کنم و سعی می‌کنم برگردونمش. انرژی منفی بدن، بی‌تفاوت از کنارش عبور می‌کنم.
✅دارم کار می‌کنم رو خودم تا ذهن و افکارم رو کنترل کنم و به چنان آرامش ذهنی‌ای برسم که هیچ‌کس و هیچ چیزی نتونه اعصابمو بهم بریزه.
✅حتی گاهی اوقات باید با کسایی‌ که از من بدشون میاد باید مهربون باشم.
✅هربار بحثی میشه مدام با خودم میگم نباید بجنگم. جروبحث و رقابت انرژی منفی درست میکنه. باید خودم، تنها رقیب خودم باشم.
✅نباید برای جلب توجه یا راضی نگه‌داشتن دیگران کار و تلاش کنم. باید خودمو به خودم ثابت کنم.
✅باید درونم رو نسبت به همه‌ی موجودات پر از عشق کنم. نباید بذارم کینه و دشمنی تو وجودم نفوذ کنه...
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
«مامان قشنگم، خسته نباشی که تا اینجا با تمام توان ایستادی. 🌸
هیچ‌وقت اجازه نده صدای "احساس ناکافی بودن" توی گوشت بلند بشه. می‌دونی؟ اون‌وروجک کوچولو، با تمامِ دنیای ساده‌اش، تو رو ستونِ اصلیِ جهان خودش می‌دونه. اگه یه لحظه از کنارش بری، انگار خورشید از آسمون کنده شده و دنبالت میاد تا دوباره نور بگیره.
برای مادر خوب بودن، لازم نیست کپیِ کسی باشی یا دنبال الگوهای بی‌روح بگردی. تو فقط کافیه "خودت یا بهتره بگم نسخه بهتره خودت" باشی؛ همون مادری که با تمام نقص‌ها و تلاش‌هاش، بهترین نسخه از عشق رو به فرزندش نشون می‌ده. مادری یعنی رشد کردن، یعنی روی شخصیت خودت کار کنی تا وقتی اون کوچولو بزرگ شد، به تو افتخار کنه.
ببین، هیچ‌کدوم از ما کامل نیستیم. منم گاهی از کوره در میرم، عصبی میشم و بعد از اینکه آرام شدم، با کلی پشیمونی میرم سراغ خدا و میگم: «خدایا،ببخشید سعی میکنم تکرار نکنم ولی لحظه‌ای پرید!»... مادری واقعاً سخته، همین‌طوری که نیست، سکان‌دارِ بهشت نمی‌شیم! 😂
اما یادت باشه، تو تنها نیستی. هر بار که احساس خستگی کردی، دستت رو دراز کن و به سمت آسمون ببر؛ تو داری برای یه امانتِ عزیز تلاش می‌کنی. از امام زمان (عج) بخواه که دستِ مهربونش رو روی قلب تو و آرامش فرزندت بذاره. اون حواسش به تمام این شب‌بیداری‌ها و زحمت‌های تو هست.
با هم رشد کنید، با هم بهتر بشید و یادت باشه: تو برای اون کوچولو، تمامِ دنیا هستی. ✨»

دل‌نوشته‌یک‌مامان‌طلبه

خواب
پوشک
نوزاد
شیرخشک
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
الان که دارم این پست رو می‌نویسم، فقط چند دقیقه از فروپاشی روانیم گذشته.

از صبح با حال خوبی بیدار نشدم، اما سعی کردم جدیش نگیرم. خودم را با کارهای خونه مشغول کردم و چون حوصله‌ی بازی نداشتم، بچه‌ها رو هم شریک کارها کردم،غوره دونه کردن قارچ خورد کردن..

تا اینجا همه‌چیز خوب پیش رفت؛ ناهار و شام آماده شد، خونه تمیز شد، بچه‌ها هم سرگرم بودن…

تا اینکه مهراد رفت اتاقش رو مرتب کنه و از روی حفاظ تختش پرید… و حفاظ شکست!

فقط تونستم از اتاق بیرون بیام تا با مهراد بدرفتاری نکنم؛ اما خودم از هم پاشیدم

انگار همون اتفاق، تیر آخر بود. آخرین چیزی که برای فرو ریختنم لازم داشتم.

حتی گریه هم آرومم نمی‌کنه

مهراد حالا توی اتاقش نشسته و از عذاب وجدان غصه می‌خوره، و من حتی توان این رو ندارم که برم بغلش کنم و بگویم هیچ‌چیز مهم‌تر از خودش نیست

گاهی فقط دلم می‌خواد برای مدتی از همه‌چیز فاصله بگیرم؛ برم توی غار تنهایی خودم، جایی که مجبور نباشم قوی باشم، تصمیم بگیرم یا مراقب همه باشم…

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه.
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
مهد کودک
سلام مامانای عزیز
مدتیه خیلی ازم درمورد مهد سوال میشه. از طرفی هم بارها یک سری تاپیک و کامنت خوندم درمورد مهد که جای بحث داشتن.
مهمترین مطلب درخصوص تفاوت بچه ها و شرایط خانواده هاست. یه موردی که وجود داره و اغلب نادیده گرفته میشه تفاوت روحیات بچه ها وشرایط پدر و مادر و تاثیر این دو در مهد گذاشتنه.
احتمالا بارها شنیدین که میگن یه روانشناس گفته تا زیر 3 سال مهد نذارین. یه مشاور گفته تا فلان سن بچه رو باید شیر بدید و....
متاسفانه خیلی از همکاران ما هم حتی این رو ندید میگیرن که یه نسخه ثابت نمیشه برای همه پیچید. بچه ها متفاوتن یکی وابسته تره یکی مستقل تر یکی از نظر جسمی ضعیغتره یکی قوی تر یکی خجالتیه یکی نه، یکی براش مهد رفتن خوبه یکی نه.
درمورد مهد فرستادن هر کی از من سوال میپرسه چندتا مورد بهش میگم.
1.اگر مادری هستی که از تو خونه موندن افسرده شدی دیگه انرژی سابق رو نداری.  این افسردگی داره روی جنبه های مختلف بچه داریت اثر میذاره مثلا بی حوصله و پرخاشگر شدی. نیاز داری یک ساعتهایی از روز رو برای رفرش کردن خودت صرف کنی. حتما به مهد فرستادن بچه ات ولو 2 روز در هفته فکر کن.
2. اگر تایم زیادی از روز رو فرزندت پای تلویزیون و گوشی میگذرونه حتما به مهد فرستادنش فکر کن.
3. اگر مهاجر هستی و در کشور غریب دست تنها هستی هم برای سلامت روان خودت و وارد اجتماع شدن خودت و هم برای یادگیری هر چه زودتر زبان دوم توسط کوچولوت حتما به مهد فرستادنش فکر کن.
حضور مادر کنار بچه تا 3 سالگی خیلی مهمه ولی نه فقط حضور فیزیکی بلکه حضور تمام و کمال مادر از نظر ذهنی وقتی کنار بچه ها هستیم.
تاپیک بعدی یک سری مزایا و معایب مهد و همینطور نکات مهد خوب رو مینویسم.
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مادر بودن برای من همیشه یه ترسِ کوچیکِ ته‌دل داشته: نکنه برای اینکه حق یکی رو ادا کنم، ناخودآگاه حق یکی دیگه رو نادیده بگیرم؟

بعد از به دنیا اومدن هیراد، ما خیلی سعی کردیم برای مهراد تایم‌های دونفره داشته باشیم. مثلاً من و مهراد با هم سینما می‌رفتیم، یا مهراد با باباش دوتایی استخر می‌رفت. می‌خواستیم با اومدن بچه‌ی دوم، مهراد حس نکنه دیگه مثل قبل وقت و توجه مخصوص خودش رو نداره.

اما امروز یهو به خودم گفتم: «پس هیراد چی؟» 🥺

هیراد از وقتی به دنیا اومده، همیشه کنار مهراد بوده. نه اینکه این بد باشه، اتفاقاً با هم بودن‌شون خیلی هم قشنگه؛ ولی شاید هیراد هم گاهی به یه تایم مخصوص خودش نیاز داشته باشه. یه وقت دوتایی با مامان یا بابا، فقط برای خودش.

امروز فرصت خوبی پیش اومد. بابای بچه‌ها خونه بود، عمه هم اومده بود و مهراد دوست داشت پیش عمه‌اش بمونه. پس من و باباش تصمیم گرفتیم وقتی رفتیم دکتر، هیراد رو تنها ببریم پارک.

غریزه‌ی مادری‌ام هی می‌گفت: «کاش مهراد هم اینجا بود… کاش اونم بود و با هم خوش می‌گذروندیم.»
اما واقعیت این بود که مهراد هم با عمه‌اش بیرون رفته بود و بهش خوش می‌گذشت و ما هم داشتیم یه تایم مخصوص هیراد می‌ساختیم. 🤍

و این برای من خیلی ارزشمند بود و یه تلنگر خوب بهم زد.

فکر می‌کنم گاهی آن‌قدر حواسمون هست که بین بچه‌ی اول و دوم فرق نذاریم، که ممکنه ناخواسته بچه‌ی دوم بره توی حاشیه.

برای مهراد، بعد از به دنیا اومدن هیراد، آگاهانه تایم‌های دونفره ساختیم. فکر می‌کنم حالا وقتشه برای هیراد هم همین کار رو بکنیم.

از این به بعد می‌خوام تایم‌های دونفره‌ی مخصوص هیراد هم داشته باشیم؛ وقت‌هایی که فقط برای خودش باشه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس تب واکسن