کار بسیار پسندیده ای کردی
دقییییییییقاااااا شرایط منو داری
منم همین حرفارو مشنیدم اون اوایل و شدیدا هم افسردگی گرغتم هنوزم دارم 😄
کاملا درکت میکنم و تمام حق رو به تو میدم ،،،خییییییلی کاراشون تو مخیه شدییییید واقعا دیگه اعصاب ماها به این چیزا نمیکشه
و بنظرم خوب هم جواب دادی به اندازه ایی که دهالت کرده جواب دادی زیاده روی نکردی
من دیگه جدیدا توان حرفای مادرمم ندارم و زود جواب میدم تا روانیم نکرده چه برسه به مادرشوهر
خوب بوده کارت
عیننننن مادرشوهر من فقط دخالت و حرفای چرت و پرررت، اونم زن خوبیه اما این حرفاش رو اعصابمه
تو کار خودتو بکن و احازه دخالت نده حواست باشه رفتید خونشون چیزی نذاره دهن بچت
روز دهم دختر من بود براش آش پخت مالید ب لباش منو میگی انقد استرس گرفتم و سریع شستم لباشو میگفت نشور تا بخوره😐😐😐
منم ارتباطم و کم کردم چون هرچی میگفتم بچه مو نبوسید گوش نمیکردن و بچم مریض شد و بستری شد منم دیگ نرفتم و کسیم نیومد خونم، روز اول ک از بیمارستان مرخصش کردن منو بسته بود ب زنگ منم ی هفته بی خوابی حوصله جواب دادن نداشتم حالم بد بود صحنه های بیمارستان از جلو چشمم نمیرفت دیگ ب شوهرم گلایه کرده بود من زنگ زدم جواب نمیده، اگ گلایه نمیکرد و چغولی نمیکرد فرداش زنگ میزدم ولی با این حرکتش نزدم الان بیست روزه خبری ندارم ازشون
یکمتند رفتی عزیزم مادرشوهر من حتی زنگنمیزنه حال بچمو بپرسه هیچ انگار وجود نداره اینایی که تو گفتی برام ارزوست
مادر شوهر منم از روی مهربونی به خاطر اینکه شکم دیانا نفخ داش همش میگف بش رازیانه با شِت بده کلپوره بده و... منم گوش نمیکنم به حرفشون فقط تأیید میکنم خوشبختانه من تو شهر دیگه ای هستم اونا شهر دیگه ای هستن همسرم هم میگن تو مخالفت نکن باهاشون سنشون زیاده دلشون نشکنه اخر سر تصمیم گیرنده خودمونیم
حق داری عزیزم رفتارتم بسیار درست بوده
حالا بعد از چن وقت ک باز میریم و اونا میان باز شرووع کرده دخالت هاشو...زن بد نیستااا هوامو هم خیلی داره...ولی این رفتاراش و حرفاش رو مخمههه....
من از دیروز کمکی نلا رو شروع کردم...از همون صبح صدددباااار زنگ زدده ک غذای دخترمو دادی.گفتم نه ظهر میدم...ظهر غذاشو دادم عکسشو هم گرفتم واسش فرستادم.گفت چقد بش دادی گفتم دوتا قاشق...سررریع پشتش زنگ زد منم رد گفتم نلا خوابیده بعد بهتون زنگ میزنم...حالا باز صبح زنگ زده غذای دخترم دادی..گفتم نه عصر میدم..بعد میگه مگهه میخوای یهه وعدهه بدیشش؟ چراا دوقاشق دادی بیشتر میدادی خبب...منم عصبی شدم با یه لحن بدییی گفتم.من دیروز تاااازه غذای بچه رو شروع کردم نمیتونم ک روزی ده مرتبه ی قابلمه بدم بچه بخووره ک .مگه چقد معده داره. مث منو تو ک نییست ک بخوام براش بشقاب پر کنم..بعد میگه چمیدونم والا ما ک اینجوری بچه بزرگ نمیکردیم ما کته میدادیم فرنی بادوم میدادیم سیب زمینی ابپز میدادیم....منم بازز عصبیی تر و با لحن بدتررر😅گفتم شما توو دوره خودت و روش خودت بچه بزرگ کردی منم میخوام تو دوره خودم با روش خودم بچمو بزرگ کنم...گفت هاا خب پس سالم باشین خداافظ
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.