۳ پاسخ

مبارکه. خداروشکر که گذشت. دکترتون کی بود؟ کلا راضی بودین ازش؟

الهی شکر عزیزم انشاالله دامادیش
من از الان استرسش رو دارم
چون تجربم برای پسر اولم خوب نبود
پیش کی ختنه کردی

حالا منشیِ نادونِ اون دکتری ک پسر منو ختنه کرد اصلا بهم نگفت مسکن بده بهش زینب جون باورت میشه؟
بچم ۲ سااااعت بکوب جیغ زد بعدش
هلاک بودیم دوتامونم
۴ تا آدم گنده عین اسپند رو آتیش بودیم😭😭😭😭😭
خدا بگم چیکارش کنه....
خوب ختنه کرده ها
ولی خب بچه ی ۳ ماهه چه جونی داره ۲ ساعت در حدی که نفسش بره گریه کنه😭😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان سه فرزندی💖💖💙 مامان سه فرزندی💖💖💙 ۱ ماهگی
تجربه ختنه؛ قسمت پنجم
دکتر گفت احتمالا بین ۲۰دقیقه تا دوساعت شدید گریه کنه بعد آروم بشه
اما بچه من نمیتونست گریه کنه
صورتش رو نگاه می کردم، انگار سیاهی چشمش هی میرفت
ترسیدم
بیشتر غر غر می کرد تا گریه
دهنش رو باز می کرد برا شیر، اما نمیتونست بمکه
هرچه امام می‌شناختم رو قسم دادم که بچم چیزیش نباشه
دکتر گفت اگر میتونید یکم توی ماشین دور بزنید، بعد برید خونه
پسرم شیر نخورده خوابید
رسیدم خونه، پوشکش رو باز کردم، گازی که گذاشته بود رو باید برمی داشتم، متاسفانه پماد رو با دقت نزده بود و یه تکه از زخم به گاز چسبیده بود، تا بازش کردم بچم هلاک شد، خدا خیرش بده دکتر رو .... بی دقتی کرده بود
ساعت ۳ بود و باید استامینوفن میدادم
اینبار ۱۵قطره ای که گفته بود رو شمردم بهش دادم و فقط نصف یه قطره چکون شد
داشتم دیوونه میشدم
پسر من سه برابر چیزی که باید می‌خورد خورده بود😭
پسرم وزنش ۵۶۰۰ بود، دوبرابر وزنش میشه ۱۱
اما منشی بی دقت، حدودا ۴۵ قطره گفته بود بدم😭
وحشت کرده بودم که پسرم چیزیش نشه😭
و در آخر، بعدی ...
مامان امیرعلی💙🐣 مامان امیرعلی💙🐣 ۲ ماهگی
تجربه ختنه👶🏻💙

من از زمانی که تو سونو تعیین جنسیت فهمیدم بچم پسره استرس ختنه رو داشتم🤦🏻‍♀️😂
و ازش یه غول بزرگ ساخته بودم اما اونجوری که فکر میکردم نبود و خداروشکر خوب بود
من ختنه پسرمو به روش سنتی (بخیه ای)،
تو"دوماهگی" انجام دادم؛ پیش دکتر متخصص
اول دکتر بیحسی زد که پسرم یه کوچولو گریه کرد، گفتش بهش شیر بده و اگر خواستی دو برابر وزنش بهش پاراکید استامینوفن بده، بعد بردنش تو اتاق ختنه و اجازه ندادن ما اونجا حضور داشته باشیم، کلا ۱۰دقیقه طول کشید
موقع انجام ختنه هم زیاد گریه نکرد چون کاملاً بی حس بود؛ فقط بخاطر اینکه پاهاشو نگه میداشتن و نبود منو حس میکرد گریه کرد
بعد که منو دید آروم شد و یه کوچولو شیر خورد و خوابید، همونجوری دورش پارچه پیچیدیم آوردیمش خونه
یه نیم ساعت خوابید و یهو بیدار شد شروع کرد به جیغ زدن😑که فهمیدیم میخواد ادرار کنه ، خیلییی گریه کرد تا بالاخره ادرار کرد و آروم شد
مراقبت: نباید زیاد گریه کنه بعد از ختنه و به خودش فشار بیاره، پاهاشو نباید زیاد تکون بده،هر۴ساعت پاراکید میدادم و هر۱۲ساعت شربت سفالکسین برای عفونت
بعد از سه روز بردمش چکاپ، پانسمانشو دکتر باز کرد و به مدت دو روز، روزی دو سه بار، گاز استریل رو با پماد تتراسایکلین"پماد زخم" میزدم و میذاشتم روش و تمام.
فقط اولین ادرارشون، وحشتناک درد و سوزش داره و خیلییی گریه و بیقراری میکنن و اذیت میشن و هیچکاری هم نمیشه کرد تا اینکه ادرار کنن و راحت و آروم بشن🥲
ان شاءالله برا همه ی پسرامون راحت و سبک بگذره و به خوشی از این مرحله ی پر استرس رد بشیم🥺💙👶🏻
مامان کارن مامان کارن ۱۷ ماهگی
تجربه واکسن دوماهگی... شب قبل از واکسن تجربه ی مامانا رو تو گهواره میخوندم ترسیده بودم ،از استرس معده درد عصبی شدم ☹️ نگران بی قراری موقع واکسن و تب بعد از واکسیناسیون بودم... اما خدارو شکر موقع واکسن خیلی گریه نکرد و بعد از اونم اونقدر که فکر میکردم‌ وحشتناک نبود...
اما کارایی که کردم و تجربه ام... روز قبل از واکسن بردمش حموم شبم زود خوابش کردم قنداق کردم که راحت بخوابه و روز واکسن کم خوابی نداشته باشه. روز واکسن قبل از رفتن بهش شیر دادم ،پوشکشو عوض کردم و مرتبش کردم،تو مسیر استامینوفن خریدم ،قبل رفتن شیر دوشیدم و شیشه رو همراهم گذاشتم ، بعد از واکسن با بغل و شیر سریع آروم شد،وقتی اومدم خونه مامانم رو پا تکونش میداد و منم کمپرس سرد میذاشتم‌رو پاش ،خوابید و بعد از ۲ ساعت بیدار شد و گریه هاش شروع شد... پاشو که تکون میداد درد اذیتش میکرد ،با بغل و تکون رو پا اروم تر میشد،فقط ۴ ساعت بی‌قراری کرد بعدش دیگع راحت خوابید،تو اون ۴ ساعت شیر هم نمی‌خورد دیگه الان اوکی شده.کمپرس سرد هم مرتب استفاده کردم. ایشالله تا فردا خوب خوب شه☹️❤️
مامان میوه‌ی دلم 🫀 مامان میوه‌ی دلم 🫀 ۱۲ ماهگی
#ختنه

سلام و درود

دوستان عزیزم منم بسیار تا بسیار از ختنه میترسیدم و کلی نگران بودم، پنجشنبه اون هفته با همسرم رفتیم مطب برای ختنه به روش حلقه ، خب از اونجایی که دل تو دلم نبود هنگام ختنه بچم رو با شیشه شیرش که اماده کرده بودم به همسرم سپردم و اومدم بیرون از مطب و از همسرم خواستم تموم که شد بهم خبر بده.
آنچنان طولی نکشید که همسرم خبر دادن و و رفتم دیدم پسرم آرومه(اثرات بی حسی) و رو پوشکش کردم و تموم شد.
حالا بگم از مقدار گریه و مراقبت ها !
قبل از رفتن پاراکید دو برابر وزنش بهش دادم و اونجاهم قبل از اومدن دکتر اندازه بیست دقیقه الی نیم ساعت یک پماد زدن اونحایی که باید امپول میخورد که کمی بی حس کنه.و بعد همسرم گفت فقط وقتی که امپول بی حسی زده میشد یذره گریه کرد که با شیشه شیر اروم شده ، بعد از تموم شدنش توی راه خونه خوابش برد و بعد که رسیدیم خونه گذاشتمش روی پام که بیدار نشه بعد از چند دقیقه بیدارشد و دو مرتبه گریه کرد که من بلندش کردم و الحمدلله زود اروم شد و ادامه خواب...
اخر شب هم بهش فکر میکنم 4 الی 5 قطره پاراکید دادم و خوابش کردم.
نیمه شب جیش کرده بود که من نفهمیدم .
فرداش هم نق میزد اما نه اونحوری که من ازش غووول ساخته بودم.

در ضمن دکتر گفت اصلا نیازی به پاراکید نیست حالا اگه دیدی داره بی‌قراری میکنه همون موقع بهش بده که من کلا یکبار اخر شب دادمش.

از مراقب ها بگم که دکتر گفت فردا عصر همبن موقع پانسمان روش رو بردار ،دوتا پماد جنتامایسین و آ،د دادن که گفتن هر بار که پوشک رو عوض میکنی سر آلت رو دوبار جنتامایسین و یبار ا،د بزن (حلقه نه فقط سر آلت).

و ظربت سفالکسین که ها 6 ساعت تا افتادن حلقه باید بخوره.

خلاصه که خودتون رو اذیت نکنید آنچنان که تو ذهنتونه سخت نیست .🤗