تجربه ی زایمان طبیعی پارت ۴:
چیا کمکم کرد ک زایمان خوبی رو تجربه کردم؟!
از وقتی از استراحت دراومدم ورزشام رو تو طول روز پخش میکردم و سعی میکردم روزی یک الی یک ساعت و نیم ورزش اصولی داشته باشم.
خونه رو زیاد جارو دستی میکشیدم.
ممنوعیت نداشتم و اسپرین و رقیق کننده خون مصرف نمیکردم پس مجاز به استفاده گل مغربی بودم.
رابطه بدون جلوگیری داشتم.
مجددا چون ممنوعیت نداشتم دو سه روز قبل از زایمانم گل گاو زبان اسافاده میکردم(دمنوش رو به همه توصیه نمیکنم چون شرایط داره و من برنامه غذایی مامایی ک باهاش ورزش میکردم بهم داده بود)
تو زایشگاه فقط نخابیدم با وجود درد همراهی کردم و ورزش کردم.
برا اینکه بچم سرش تو لگن بیاد سجده بارداری،حرکت گربه و مانور ریبوز رو میرفتم
تنفس شکمی و زور زدن اصولی رو بلد بودم
سوپ میکس شده همراهه خودم بردم و هر موقع احساس میکردم کم اوردم چنتا قاشق ازش میخوردم واقعا حالم رو خوب میکرد

۵ پاسخ

عزیزم سوپ میکس شده رو چطور درست کردی؟
دستشورشو بده لطفننن🥲

عزیزم من فقط تو دوره بارداری زیاد پیاده روی کردم هیچکدوم از این ورزش‌ها ودمنو‌ش ها وحرکات رو نکردم زایمان 1ساعت ونیم طول کشید دوتا بخیه بیشتر نخوردم البته میتونستم بخیه نخورم ولی ماما متاسفانه بر‌ش زد 2تا بخیه خوردم

از چند هفته خونه رو جارو دستی کشیدین؟
تنفس شکمی اصولی رو از کجا یاد گرفتین؟

با کی ورزش کردین؟

ادامه:
حتماااااا زیر نظر ی کسی ک کار بلد هست ورزش کنید اگه میخواید طبیعی باشید ورزش و پیاده روی رو دست کم نگیرید هرچی بیشتر بخابید تو بارداری و کم تحرک باشید زایمانتون سخت تره

سوال های مرتبط

مامان رستا و کیان مامان رستا و کیان روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی زایمان طبیعی پارت ۱:
بعد از مدتها الان فرصت و حال نوشتن اومد سراغم.تجربم رو میگم امیدوارم براتون مفید باشه و به دردتون بخوره
من قرار بود ۱۵ شهریور زایمان کنم از ۳۱ هفته تا ۳۶ هفته بخاطر انقباضهایی ک داشتم استراحت بودم.چون سر زایمان اولم از ۲۶ هفته پیاده روی سبک شروع کرده بودم و از ۳۵ هفته تقریبا ورزش اصولی میکردم،خیلی استرس اینو داشتم بخاطر این استراحتا و امپول پروژسترون زایمانم سخت باشه چون زایمان اولم رو راضی بودم خداروشکر خوب بود.
خلاصه از ۳۶ هفته با توکل به خدا ورزش سبک رو شروع کردم.پروانه،گهواره،اسکات کم عمق ،ماساژ پرینه و یه سری دیگه ورزش که فشار زیادی نمیاورد بهم
رفتم بهداشت گفتن بچت سرش بالاعه هنوز نرفته تو لگن پیاوده رویتو بیشتر بکن.من کلاسایه امادگی زایمان بهداشت رو نمیرفتم به جاش دوره ی زایمان راحت خانم ابادی رو گرفتم و ورزش اصولیم رو شروع کردم.هرروز تقریبا نیم ساعت چهل دقیقه پیاده روی میکردم،چون خونمون یه کم سربالایی داره بیشتر نمیتونستم وای همین مقدار رو سعی میکردم اصولی انجام بدم با تنفس شکمی و سرعت نه کم نه زیاد
کم کم رابطه بدون جلوگیری رو هم شروع کردم و شیاف گل مغربی هم میزاشتم
مامان 👶علی👶 مامان 👶علی👶 ۱۲ ماهگی
مامان جوجو مامان جوجو ۹ ماهگی
تجربه زایمان .آنقدر گفتید بزار بزار 😂💙
من ۳۹ هفتع خودم با پای خودم رفتم بستری شدم فاکتور از اینکه ماما همراه و متخصص داشتم .
بدون درد و دهانه رحم یک سانت باز بود. رفتم ساعت ۱۰ صبح زایشگاه بستری شدم ساعتای ۱ تو اتاق بودم معاینه شدم ضربان قلب گرفتند و یه آمپول فشار زدند و من شروع کردم به برنج کباب خوردن بیمارستان😂
و آب طالبی که گفته بودند بیارید زایشگاه و آب عسل داشتم میخوردم ورزش میکردم ورزش میکردم فاکتور از اینکه قبلا کلاس های آمادگی زایمان ن رفتم ورزش میکردم تو خونه کلی ورزش لگن رابطه جنسی مرتب از اول بارداری ساعت ۴ عصر ۴ سانت بودم بدون هیچ دردی و ورزش کردم خوابیدم اومدند سوند بادکنکی داخلی گذاشتند قبلش که سوند بهم وصل بود ورزش میکردم ساعت ۴ ماما کیسه آبم پاره کرد منم خونریزی آبریزش داشتم انقدر هم وسواس داد میزدم طی بیارید من اتاقمو طی بکشم هرجی می‌گفتند خودمون میکشم میگفتم نه خون منه آب منه بده خودم و خودم کل اتاق بیمارستان طی کشیدم قرار بود اسپاینال شم ۴ سانت بودم اما از قراری ضربان قلب بچه افت داشت و به من نگفته بودند و ماما شیفت اسپایناا نمیکرد با ماما خصوصی ورزش میکردم سجده ورزش خیلی خوبی بود پوزیشن سجده منظورم بعد گار انتونکس هم استفاده میکردم بازم دردامو کنترل میکردم ساعتای ۱۰ بود دیگه درد داغونم کرد بود قبلش همش زیر دوش آب گرم بودم و از دردم فقط نفس میکشدم دردش قابل تحمل بود بچه ها انقباض میگرفت ول میکرد
مامان رادمان مامان رادمان ۱ ماهگی
تجربه زایمانم
عزیزم من ۳۸و۴ روز بودم زایمان کردم ولی خودم به خودم کمک کردم برای ۵ مرداد میخاستم زایمان کنم ۴ مرداد یک ساعت پیاده روی کردم بعد رابطه بدون جلوگیری داشتم و دکترم همون روز معاینه تحریکی کرد بعدش رفتم ۳ دور ۱۰ طبقه پله ها روبالا پایین کردم دمنوش گل گاوزبان خوردم بعدش یک لیوان شربت خاکشیر و گلاب و زعفران کم که دیگه دردم یکم بیشتر شد صبحش ساعت ۵ یکم درد داشتم رفتم بیمارستان گفت ۲ سانتی سریع دمنوش تخم شوید برده بودم اونو خوردم دوباره معاینه کرد گفت ۳ سانتی و من رفتم ۴۰ دقیقه دوباره کوه پیاده روی کردم و رفتم گفت بستری ماما همرامو گفتم اومد دیگه ورزش شروع کرد و هی معاینه می‌کردن میگفتن همون ۳ سانتی دیگه انقد ورزش کردم با درد دیگه آمپول فشار زدن که دردم تند شد و بازم فقط ورزش میکردم و نفسای عمیق زیاد می‌کشیدم مخصوصاً دردم که می‌گرفت انقد نفس کشیدم که جون نداشتم داد بزنم دیگه ۴ اپیدورال زدن که من انگار از آسمون افتادم زمین خدایا انقد خوب بود که دیگه چندین بااااار معاینه تحریکی کردن متوجه نمی‌شدم اصلا هیچی رو دیگه نفهمیدم از درد و اینبار بیشتر ورزش میکردم چون درد نداشتم و شاید تو یک ساعت سریع فول شدم و موقع زور زدن یکم فشار بهم اومد چون دیگه بی حسی رو بهم تزریق نکردن که بتونم زور بزنم و بعد چندتا زور زیاد واقعا همکاری کردم زایمان کردم خداروشکر.
حتما حتما اگر طبیعی هستید اپیدورال بزنید هیچ عوارضی هم نداره و من حتی سردرد هم نگرفتم چون مایعات زیاد خوردم.
مامان آنیا 🍓❤️ مامان آنیا 🍓❤️ ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1
از اول بگم که من از دوران مجردی وتا به حال پریودی سختی داشتم یعنی تحمل نداشتم و همیشه گریه میکردم موقع بارداری هم با اینکه دکتر گفته بود جفتم پایینه اما من خیلی چیز ها رو رعایت نمی‌کردم خودم کارام رو انجام می دادم حتی چیز سنگین هم بلند میکردم چون تنها بودم مجبور‌ بودم و همیشه میگفتم خدا این بچه رو نگه داشته وگرنه من که با این کار ها بچه رو به خطر میندازم زیاد هم به زایمان ودردهاش فکر نمی‌کردم در واقع نمی‌دونستم در چه حد و اندازه ای هست هفته های اخر که معاینه شدم گفتن دهانه رحم بسته هست تعجب کردم چون من فکر میکردم حداقل یک سانتی شاید باز بشه اما بسته بودم ومن دو هفته تمام ورزش کردم و تحرک و فعالیت داشتم اما دوباره که رفتم معاینه یک سانت بودم اومدم پیاده روی و ورزش رو زیاد کردم و امید داشتم حداقل 3یا 4سانت باشم یک روز که درد داشتم رفتم دکتر گفت هنوز یک سانتی ومن ناراحت و نا امید شدم و
تصمیم گرفتم چند روز صبر کن وچند روز دیگه 40هفته ام تموم میشد
ادامه دارد