تجربه من از زایمان دو روز مدام درد داشتم همش زیرشکمم میگرفت ول میکرد تا پریشب تازه خابیده بودم با درد از خاب پریدم ساعت سه بود دردام بیشتر بیشترمیشد ساعت پنج رفتم دوش گرفتم بلک اروم بگیرم اصن دردای شدید میگرفت ول میکرد اصن کل شب نخابیدم ساعت هفت هفت نیم رفتیم بیمارستان معاینم کرد گفت ابمیوه کیک بخور ده نیم بیا رفتم ولی مگ میتونسم از درد چیزی بخورم اشتهام کور بود بزور کیک ابمیوه خوردم ت سالن راه میرفتتم ولی خیلی درد داشتم مردم با دلسوزی نگام میکردن برام دعا میکردن بعدش ک رفتم نوار قلب گرفت ولی نگفت چن سانت باز شدم بستری کردن سرم بم وصل کردن شدت دردام غیر قابل تحمل شده بود بدجوری کم اورده بودم اونا سرم وصل میکنن دیگ یکی دوبار معاینه میکنن هروقت فول شدی میان بهت میکن زور بده اصن کمک نمیکنن من همش التماسشون کردم کمکم کنید میگفتن ما نمیتونیم ایقد دردش بد بود نمیتونستم تحمل کنم اخرین معاینه دیگ گفت زور بده زور بده من مرده بودم بخدا چن نفر جلو دیدم ت زور موندم اصن قدرت نداشتن فول شده بودن ولی قدرت زور دادن نداشتن سر فشار زور ی ساعت موندع بودن شایدم بیشتر من استرس گرفته بودم میگفتم نکن منم نتونم تمام زور توانمو جمع کردم چن بار زور دادم بچه بدنیا اومد بنظرم سزارین هرچی باشه بهتر از درد طبیعیه

بارداری
فرزندپروری
دورهمی

۶ پاسخ

باید ماما میگرفتی
گاز و اپیدورال نداشت بیمارستان ؟
کلا با بی دردی و گاز و ماما بازم زایمان طبیعی سخته
بیشتر ترس داره ،روح و روان آدمو خراب می‌کنه.
ولی درکل بارم من طبیعی انتخاب میکنم
چون دلم نمی‌خواد رو دلم بخیه باشه
دوست ندارم شکممو باز کنن از اینکار متنفرمواسه همین موقع زایمان به دکتر گفتم با 8سانت منو نبره اتاق عمل
گفت میتونی بچه دومته
گفتم نمیخام بخیه بخورم گفت قول میدم نخوری .

من حسابی سرویس شده بودم سر زایمان سه روز بستری با امپول فشار و درد ولی فول نمیشدم اقلا پیشرفتم خیلی خیلی کم بود اذیت شدم حسابی الان وحشت دارم🥺🥺🥺🥺

عزیزم خداروشکر بسلامتی بچت به دنیا اومده🫂😍
برای منم دعا کن

عزیزم چند سانت شدی بدنیا اومد
آخه میگن زور نزنید دم و باز دم نفس بکشید بچه راحت تر بدنیا میاد
راستی بخیه هم زدن دکترت ؟

اره عزیزم ۱۰۰درصد سزارین بهترینه...
جدا از درد طبیعی
دور از جون ۹ماه بچه رو سر دل میکشی مراقبی
بعد موقع زایمان خدایی نکرده نتونی زور بزنی قدرت مادر تموم بشه ضعف کنه بچه براش خطرناک میشه تو کانال زایمان گیر کنه مجبور میشن بچه رو وکیوم کنن بعد میدونی چه فشاری رو مغز بچه میاد
وای نمیتونم تصور کنم
ولی الهی هرکی طبیعی بچه میاره به حق قران خودش و کوچولوش سالم و سلامت باشن

آ ره منم میگم سزارین بهتره

سوال های مرتبط

مامان 🍓قلب مادر❤️ مامان 🍓قلب مادر❤️ ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین پارت ۲
کنین من توان زور زدن ندارم بچم میمیره باز معاینه کرد گفت ۱۰ سانت شدی فولی دیگه زور بزن هر وقت درد داشتی منم هر وقت درد داشتم زور میزدم مدفوع میکردم🫤😂 ماما میگفت داری اشتباه زور میزنی ولی من اصلا بلد نبودم چجوری زور بزنم خلاصه ک بعدش ی چندتا ماما دیگه اومد یکی شکمم فشار میداد یکی دستش تو واژنم بود و میگفت زور بزن منم زور میزدم ولی بچه نمیومد اصلا یر بچه وارد واژن نمیشد همش میگفتن تو که ۱۰ سانت فولی نمیدونیم مشکلت چیه ک سر بچه نمیاد تو واژن من این بار دیگ از شدت درد نمیتونستم تو اتاق بمونم سرم ک بهم وصل بود برداشتم رفتم تو راهرو داد زدم دکتر بیا تروخدا بیا من میمیرم بچم میمیره من نمیتونم زور بزنم بچم میمیره ماما همش منو می‌گرفت می‌برد تو اتاق دعوام میکردن میگفتن زور بزن منم هرچی زور میزدم بچه نمیومد آخراش دیگ داشتم از حال میرفتم ک زنگ زدن دکتر از اتاق عمل اومد معاینه کرد گفت ببرینش اتاق عمل ماماهه گفت همه تلاششو کرده بچه نمیاد سوند وصل کرد آماده ام کردن گزاشتم رو ویلچر منم از بس درد داشتم و حس زور زدن داشتم همش زور میزدم اونام میگفتن زور نزن دیگه الان سزارینت میکنیم منو
مامان ماهلین✨️❤️ مامان ماهلین✨️❤️ ۱۵ ماهگی
خب خانما تجربه زایمان طبیعیم رو میگم...
پریشب درد داشتم ۸ ۹ دقیقه یکبار می اومد ول میکرد ولی زیاد نبود گفتم حتما کاذبه دیگه صبحش خوب شدم عصری بازهم درد داشتم دیگه دیروز رفتم پیش دکترم معاینه کرد گفت ۳ سانتی برو بیمارستان منم باور نمیکردم ساعت ۲ شب رفتم بیمارستات دو تا ماما گفتن دوسانت هم ب زوری😂😂دیگه رفتم خونه بخاطر معاینه تا خود صبح ۵ ۴ دقیقه یکبار درد داشتم و اصلا نخابیدم صبح امروز ساعت ۱۱ رفتم دردام شدید بود ولی بازهم ۲ سانت دیگه ماما دزدکی کیسه ابمو پاره کرد گفت پیش همکاران بگو خودش پاره شده بستری شدم از ساعت ۱۲ تا ۳.۵ ب زور شدم ۴ سانت دردام ی هویی می اومد شدید بود ولی چون میرفت و ول میکرد قابل تحمل بود زیاد زور نداشتم پیاده روی کنم ولی مدام رو پا بودم و خم میشدم لگنمو چرخش میدادم بعد نیم ساعت یه هویی گفتن فول شدی زور بزن و این مرحله برا من سخت بود یک ساعت تمام زور زدم گل ب روتون ۳ بار مدفوع کردم سر بچه کاملا مشخص بود ولی نمی اومد پایین بچه م دیگه دور از جونش داشت خفه میشد هی میخاستن بخیه نخورم ولی دیگه برش زدن و بچه اومد حالا من خندیدم گفتم آخیش تموم شد ولی جفت مونده بود پاکسازی رحمممم و کلا درد داشت بعدش هم مرحله زور زدن یکم درد داره واقعا ولی خب مجبوریم تحمل کنیم....
پارت بعدی بقیه شو میرارم
مامان نیلا مامان نیلا ۱۳ ماهگی
مامان سامیار💙💙💙 مامان سامیار💙💙💙 ۱ ماهگی
مامان کوچولو مامان کوچولو قصد بارداری
پارت دوم
خلاصه دوز آمپول فشار رو هعی زیاد کردن دردام از ساعت ۸ دیگ شدید بود همزمان معاینه تحریکی هم میکردن وحشتناک بود دیگ میگفتم توروخدا سزارینم کنید دکترم میگفت نه لگنت خوبه ماما همراه تند تند گل مغربی میذاشت معاینه میکرد با درد شدید ورزش میکردم از ساعت ۸ شب تا ۱۲ نصف شب رسیدم به ۹ و ۹ و نیم سانت گفتن بچه بالاست زور بزن هرموقع درد داشتی همچنان دستگاه انقباض نشون نمیداد دوز آمپول فشار رو بیشتر میکردن و من میگفتم درد دارم فک میکردن خیلی ناز دارم و الکی میگم دیگ شروع کردم زور زدن از ساعت ۱۲ تا دو نیم تو حالت های مختلف بچه خوب اومده بود تو لگن گفتن بیا روی تخت هرموقع درد داشتی زور بزن من درد داشتم میگفتم زور بزنم میگفتن نه هنوز شدتش بالا نرفته از روی دستگاه میگفتن بعدش دردم قطع میشد دوباره شروع می‌شد دکتر دید دردام تو دستگاه کمه باز دوز آمپول فشار رو برد بالا منم درد داشتم زور زدم یهو گفت نه نه نزن داره میاد بیرون پارگی میدی سریع رفتن قیچی و وسایل آوردن با ۴ تا زور آروم ولی متداوم پسرم به دنیا اومد و گذاشتنش روی دلم خیلی لحظه خوبی بود دردام تموم شد ولی فک کنم خیلی بخیه خوردم چون پرسیدم نگفتن وای در کل چیزی که زایمان من رو سخت کرد این بود که تا موقع زایمان نذاشتن چیزی بخورم چون احتمال سزارین میدادن تمام بدنم یخ میکرد و میلرزید توانم برای تحمل درد کم میشد و اینکه درد معاینه تحریکی از خود زایمان خیلی بیشتره بدن من مقاومت میکرد در برابر آمپول فشار و کلا زایمان سختی رو داره اما ممنون از دکترم که نذاشت سزارین بشم و ماما های بیمارستان هم واقعا خوش اخلاق بودن هوامو داشتن
دیگ تاریخ ۲ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت سه و ربع نصف شب پسرمو دادن بقلم و من مامان شدم