((تجربه من از زایمان ))
چون خودم خیلی این تاپیک ها دوست داشتم و می‌خوندم امشب تجربه خودم به عنوان کسی که خییلی خییلی میترسید می‌خوام براتون بگم
اولش بهتون بگم که من بیش از حد میترسم و نگران بودم حتی اونقدر که اگه سر زایمان بمیرم بچم چی میشه، دکترم حرف قشنگی میزد و می‌گفت نگران نباش چه طبیعی چه سزارین بلاخره این بچه راه خودشو به بیرون پیدا می‌کنه و میاد هر جوری هست،
خب اینم بگم که من ورزش زیاد میکردم و پیاده روی هم هر روز میرفتم و خیلی دلم میخواست بتونم طبیعی زایمان کنم چون طبق تحقیقات زیادی که انجام داده بودم دوره نقاهت زایمان طبیعی کمتر هست و جای برش نمی‌مونه و شیردهی بهتر هست و.. خلاصه زودتر میتونستم به شرایط قبل برگردم
دوستان من اونقدر می‌ترسیدم که آخرا واقعا دلم نمی‌خواست زایمان کنم من ۴۱ هفته شده بودم اما واقعا از ترس میخواستم همچنان بچه تو شکمم بمونه اما زایمان نکنم
ادامه اش تو همین تاپیک میذارم

۴ پاسخ

بهترین تجربه ای که بخوام بهتون بگم سوره انشقاق و دعای معراج زیاد بخونین مطمئن باشین که زایمان تون راحت میشه من شاید بخاطر این دعاها بود که دکترم خیلی راحت گفت طبیعی نمیتونی و سزارین و واقعا اذیتم نکردن و خود مراحل عمل از اول تا آخرش هیچ دردی نداره اینم بگم اینجا بدون زیرمیزی سزارین نمیکنن اما برای من هیچ زیرمیزی نگرفت و جای بخیه ام الان اصلا نمی‌مونه نگران نباشید،

من فوبی بسیار شدید از معاینه داشتم طوری که چندین بار پیش دکتر رفتم واسه معاینه اینقدر جیغ و داد میکردم که نمی‌داشتم معاینه کنم تا روز آخر که بهم گفت تو اصلا نمیتونی طبیعی زایمان کنی با این شرایطتت، هر سری از نظر روانی رو خودم کار میکردم که خب معاینه چیزی نیست درد زیادی نداره اما تو موقعیت وحشت شدید مانع میشد، در نهایت من سزارین شدم اما راضی هستم چون می‌دونم من به هیچ عنوان نمی‌دونستم طبیعی زایمان کنم و قسمت بود که سزارین بشم و روز آخر دکترم بدون اینکه زیر میزی بگیره گفت باید سزارین بشی من اون شب تا نزدیکان صبح گریه کردم و ناراحت بودم بالا صد و خورده ای اسکات زدم اما واقعا راضیم، من حتی این زمانی که میخواستن منو ببرن سزارین از ترس تمام بدنم میلرزید وقتی میخواستن سند وصل کنن اینقدر جیغ کشیدم تو اتاق عمل که دکتر بیهوشی اومد و خواستن بیهوشم کنند، اما واقعا اونقدر درد نداره، آمپولی که تو کمر میزنند واقعا درد نداره پس الکی استرسش نداشته باشید بیشترین درد سزارین فقط راه رفتن بعد عمل هست که تقریبا ۱۰ الی ۱۲ ساعت بعد از عمل باید راه برید که خب واقعا دردناکه و من تقریبا تا ده روز گردن درد و سردرد داشتم، اما به خدا توکل کنید خودش هرچی قسمتتون باشه براتون رقم میزنه

راجب بعد عملم بگم خیلی ها مثل من دغدغه دارن شیرخشک ببرن با نبرد، واقعا نیازی نیست ببرید من خودم همش میگفتم باید شیرخشک ببریم امکان نداره من شیر داشته باشم ، خودشون تو ریکاوری میان و بچه رو میارن در چند قطره بهش شیر میدن و همون دو قطره که میخوره چندین ساعت می‌خوابه و سیرش می‌کنه اصلا نگران نباشید

ادامه اش رو بزار

سوال های مرتبط

مامان دیاکو💙 مامان دیاکو💙 ۱۷ ماهگی
یه چیزی که من کفش کردم😂 و خواستم باهاتون درمیون بزارم اینه که من وقتی حامله بودم خیلی روحیم ضعیف شده بود و با این که زایمان اولم هم طبیعی بود اما همش به خودم تلقین میکردم که من نمیتونم و بیشتر شبا گریه میکردم از این که من نمیتونم درد طبیعی رو تحمل کنم ،خواستم برم سزارین اختیاری اما خانوادم نزاشتن و بنظرشون سزارین وحشتناک بود 😕درحالی که من حسرت اونایی که سزمیشدن و می‌خوردم همش میگفتم خوشبحالشون که درد طبیعی نمیکشن 🥺وقتی تازه دردام شروع شده بود من وحشت کرده بودم و همش گریه میکردم چون میدونستم این دردا قراره چندین برابرشه و آخرم هم روحیه ی ضعیفم کار خودشو کرد و طبیعی نتونستم و سز اجباری شدم ،وقتی زایمان کردم همسایمون که دوتا بچه طبیعی آورده و الان بازم حامله بود اومد و حالشو برام گفت درست مثل من بود همش میگفت طبیعی نمیتونم به دردا فک میکنم وحشت میکنم و...دیروز رفته طبیعی نتو نسته اونم سز اجباری کردن،خواستم بگم اونایی که می‌خوان طبیعی زایمان کنن خیلی باید روی خودتون کار کنید چون زایمان طبیعی روحیه ی خیلی بالایی میخواد
مامان معجزه زندگیم مامان معجزه زندگیم ۲ ماهگی
سلام خانما اومدم تجربه سزارین ما بگم
پارت اول
ازاول بارداری من انتخابم زایمان طبیعی بود چون هم بدزخمم و هم کم خونی داشتم وهم دوست داشتم بعد زایمان خودم به بچم برسم ومیدونستم زایمان طبیعی، فوایدی هم برا خود بچه داره و کلی دلیل دیگه که باعث شده بود طرفدار زایمان طبیعی باشم و واقعا از سزارین و اتاق عمل میترسیدم و این هم بگم که دکترم هم زایمان سزارین انتخابی هم انجام می‌داد که تفاوت قیمتش با سزارین اجباری دوتومن بود ولی بازم وسوسه نشدم
اما از همیشه گفتند ازچیزی که بترسی سمتت میاد
طبق دو تاسونو آخری که دادم دو دور بند ناف محکم دور گردن بچه بود و دکتر هم با دیدن جواب سونو بهم گفت که زایمان طبیعی ریسکش بالاست و باید مداوم مانیتور باشی (قلب بچه راگوش بدند) که درصورت افت سزارینم کنه
و همین دلیل باعث شده بود که بین انتخاب زایمان طبیعی و سزارین ، سزارین انتخاب کنم چون ترسیدم درد زایمان طبیعی بکشم ودست آخر سزارین بشم و اینکه الان جون بچم از همه چیز مهمتربود و دکترمم بااین شرایطم انتخابش سزارین بود
خلاصه که سزارین اجباری شدم
مامان دلسا🩷و آرسام🩵 مامان دلسا🩷و آرسام🩵 ۱۷ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان گلستان تهران ( بیمارستان نداجا نیروی دریایی ارتش)
پارت ۱
سلام مامانا شبتون بخیر اومدم از تجربه زایمان ام بگم سعی میکنم همه چی و دقیق بگم چون قبل زایمان خودم خیلی دنبال اطلاعات درباره بیمارستان گلستان بودم و هیچ جا کسی تجربه اشو نگفته بود ولی خوب بیمارستان خلوتی هم هست اول درباره هزینه سزارین بگم که من اردیبهشت ۱۴۰۴ با بیمه تامین اجتماعی ۱۷ تومن به بیمارستان دادم و ۱۵ به دکترم
من زایمان اولم طبیعی بود سر دومی بعد عید دودل بودم برای طبیعی یا سزارین طبیعی و دردشو کشیده بودم میدونستم چقدر سخته و باید تا چه حد درد بکشم اما چون سزارین نمی‌دونستم چجوریه کلی دودل بودم آخرش همسرم گفت بیا برو سزارین همه میگن راحت تر و نمیخواد دوباره اون درود بکشی اصلا اولیش و هم باید می‌رفتی سز با حرف همسرم مطمئن شدم برای سز خیلی دنبال دکتری گشتم که سزارین اختیاری بنویسه من پسرم تا قبل عید یعنی ۳۳ هفته بریچ بود بعد عید هفته ۳۵ سفالیک شد کلا از اینکه دلیل سزارین داشته باشم تا امید شدم چون چشم هام لیزیک بود سر زایمان اولم یکم ضعیف شد ولی هرچی چشم پزشکی رفتم بهم نامه ندادن بنده خدا دکتر خودم می‌گفت به خاطر سخت گیری به پزشک ها نامه نمی‌دن وگرنه چند نفر تو دنیا بودند که لیزیک و لازک کرده بودند و سر زایمان طبیعی اجباری نابینا شدند خلاصه خیلی گشتم و گشتم آخر از اینترنت بیمارستان گلستان و پیدا کردم که نسبت به بقیه بیمارستان ها هزینه اش کمتر بود دنبال دکتر خوب تو این بیمارستان بودم که پیچ دکتری که رفتم پیشش و پیدا کردم