۷ پاسخ

پارت اخر

آها اینم بگم اون بی اختیاری ادرار و مدفوع که گفتم تو هر دو ممکنه اتفاق بیفته اینو یادتون باشه

حتما حتما تو بارداریتون ورزش کنین
از ۲۰ هفته شروع کنین نگین آخراش
چه سزارین چه طبیعی
اگه سزارین باشین ورزش عضلات شکمیتون رو تقویت میکنه هم بهتر بخیه میخورین هم زود جوش میخوره

پارت ۵

دیگه دردای بخیه سزارین رو گفتم

چیز دیگه اینکه
کلا بعد زایمان اون قسمتی که به اصطلاح جفت کنده شده زخمه
پس یه قسمتی از دیواره رحم زخم شده و به همین دلیل هم خونریزی داریم

اما تو سزارین شما دوتا زخم دارین
که اون یکی مربوط به همون برش و بخیه هست

طبیعی بخیه هاش جذبیه، خودش میفته
سزارین باید ۱۰ روز بعد بکشین، اینم درد نداره

طبیعی ممکنه ناحیه واژنتون با گذاشتن پد و لباس زیر و شلوار و اینا اذیت باشه اما سزارین نه ...
تو طبیعی تو ناحیه واژن جای بخیه دارین و ممکنه بعدا تو روابط جنسی با همسرتون یسری چالش ها داشته باشین، تو سزارین شکم و هیچ چالشی منتظر شما نیست (از نظر ظاهری و باطنی) ب هر حال از ترمیم کننده استفاده کنین برای جای بخیه

دیگه فک میکنم همه چیو گفتم اگه سوال داشتین بپرسین

پارت ۴

زایمان طبیعی شما از ناحیه پایین باید بخیه بخورین، البته تو یسری موارد بخیه نمیخورن
که نشستن براتون سخته بعد زایمان درمورد دستشویی هم تو هر دو باید از توالت فرنگی استفاده شه
تو سزارین از ناحیه شکمی بخیه میخورین که همه چی سخته براتون، بلند شدن و نشستن، دراز کشیدن، از حالت دراز کشیده بلند شدن، راه رفتن، خندیدن، سرفه کردن (همیشه بطری آب کنار دستتون باشه چون یهو گلو خشک بشه و سرفه بگیره واقعا براتون دردناکه) ...تا یک هفته یا ۱۰ روز یا اگه فعالیت خوبی داشته باشین راه زیاد برین، اگه ورزش داشته باشین تو بارداری تون میتونه کمتر باشه و زخماتون زودتر خوب میشه

و
چیزی که همیشه شنیدید
زایمان طبیعی قبل و موقع زایمان درد دارید، زایمان سزارین تازه بعد زایمان شروع میشه...
دردش واقعا زیاده..
البته من دیگه بریده بودم بعد از ی شبانه روز درد کشیدن و بعد زایمان بازم درد شاید برای من خیلی خیلی زیاد بوده
ولی خب نمیشه انکار کرد
دردش زیاده...
مسکن میزنن بهتر میشین ، ولی نمیدونم چرا برای من خوب اثر نمی‌کرد جوری که پرستار فک می‌کرد داروی ضد افسردگی استفاده میکنم که مسکن جواب نمیده .
خلاصه یه چند ساعتی درد شدید دارید...
بعد آروم ترین من فک کنم موقع اذان ظهر بود اومدم بخش تا وقت ملاقات که ۳ بود آروم شده بود دردام
بعد سزارین باید چیزی نخورین ، قبلشم همینطور... بعد بهتون اجازه میدن با مایعات شروع کنین
اما طبیعی این محدودیت‌ها وجود نداره

پارت ۳
توی زایمان طبیعی شما همه چیز رو میتونین ببینین، نی نی رو حین بدنیا اومدن میبینین
و این واقعا یکی از بزرگترین دلیلای من بود برای انتخاب زایمان طبیعی
اینکه بچه رو هنگام تولد حس میکنین و میبینین باعث میشه خیلی زود هم باورش کنین تولد و حضورش رو...

مثلا برای من اوایل تولد نی نیم واقعا غیر قابل باور بود و چون هیچی زایمانم رو ندیدم و حتی حس نکرده بودم ب مامانم میگفتم انگار یه بچه دادن بغلم گفتن واس توعه هنوز باورم نمیشه که زایمان کردم و دیگه تو شکمم هیچی نیست...

در ادامه اینکه شما بلافاصله بعد زایمان طبیعی میتونین بچتون رو شیر بدین و باهم برین بخش... ولی سزارین چون باید تو ریکاوری باشین این امکان وجود نداره و به نی نی تون تا شما بیاین بخش بهش آب قند میدن🫠
این برای من خیلی تلخ بود...
چون دوس داشتم بچم اولین چیزی که مزشو تجربه میکنه شیر خودم باشه نه آب قند...

پارت ۲

بعد از سوند نوبت آمپول بی حسیه...
اصلا نترسین
مثل همه‌ی امپولاییه که تا حالا تجربه کردین
نمیشه گفت هیچ آمپولی درد نداره ...
پس آماده باشین برای یه ذره درد سوزنی که خب به هر حال داره فرو میره...
پرستارا احتمالا بهتون میگن اما شما باید سر و گردنتون رو خیلی پایین بگیرین به بینیتون هم باید نگاه کنین...
یه چیزیم بگم که خیلیییییی مهمه به هیچ وجه بعد آمپول و اصن تا وقتی بخش نرفتین ینی بی حسی از بین نرفته، سرتون رو تکون ندین تا سردردهای وحشتناکو تجربه نکنین...
و خیلی سریع بی حس میشین...بعد پرستارا سعی میکنن تست کنن که واقعا بی حس هستین یا نه. من زود سر شدم
اما شما جدی بگیرین حتما، واقعا اگه چیزی رو حس میکنین بلافاصله بگین یا حتی ازشون بخواین انگشتشون رو بکشن رو شکمتون تا اگه حس میشه همون اول متوجه بشن..
و بعد دیگه شروع عمل و زایمان...

توی سزارین ، زایمان خیلی سریعتر اتفاق میفته شما شاهد هیچ چیزی جز یک پرده سبز نیستین
وقتی نی نی تون بدنیا میاد میبرن تمیزش میکنن، دهان و بینیش رو ساکشن میکنن، تو اون بازه زمانی شما فقط گریه‌اش رو میشنوین، طول میکشه بعد میارن نشونتون میدن صورتش رو می‌میچسبونن به صورتتون که اونجا از پرستار بخواین حتی شده کم بذارن رو سینتون نی نی رو...
بعد نی نی رو میبرن و دیگه بعدش شما یهو خوابتون میبره (بخاطر داروهای داخل سرم) من همون جا تو اتاق عمل بیدار شدم و پرستار داشت بخیه میزد ولی ممکنه شما تو ریکاوری بیدار شین...بعدش میرین ریکاوری و بعدش بخش

اما زایمان طبیعی... سیرش طولانی تره
بهتره بیشتر دردا رو تو خونه تحمل کنین، ولی تو بیمارستان یکمی تو اتاق ال دی ار میمونین، سرم میزنن معاینه میشین ، ۴ ۵ سانت بشین میتونین برین اتاق زایمان و اونجا بقیه مسیر طی میشه

پارت ۱

خب اول اینکه کلا هردوتاش سختی رو دارن...پس کلا تو زایمان دنبال راحتی نباشین!!

زایمان سزارین قبلش هیچ دردی نداری، میری بستری میشی یه سرم میزنن بهت آماده میشی برای اتاق عمل...
توی اتاق عمل، قبل عمل، دوتا کار باید انجام شه یکیش سوند که ممکنم هست تو اتاق ال دی ار بهت وصل کنن و اون یکی آمپول بی حسی...
سوند اگه واقعا خودتون رو سفت نکنین درد نداره، به حرفای پرستار گوش بدین کلا مقاومت نداشته باشین، ب نفعتونه اونا دشمنتون نیستن😅 یکم سوزش و درد داره ولی زود از بین میره
بعد که سوند بهتون وصل میشه دیگه شما اصن ادرارتون رو حس نمیکنین، مثلا من فک میکردم هربار بخوام ادرار کنم میسوزه و تا کیسه ادرارمو پر دیدم متوجه شدم که من اصلا متوجه حتی اینکه ادرار دارم هم نشدم...
اما خب بعدش... ینی وقتی سوند رو ازتون جدا میکنن که تقریبا وقتیه که تو بخش هستین و میتونین برین دسشویی ، ادرارتون با کمی سوزش یا حتی درد تخلیه میشه، حتی ممکنه تکرر ادرار و بی اختیاری بگیرین که موقتیه البته از عوارض زایمان هم هست ...
اینم تو پرانتز بگم بی اختیاری مدفوع هم گوشه ذهنتون جا بدین چون ممکنه براتون پیش بیاد، که اگه پیش اومد خیلی بهم نریزین و ناراحت نشین یا خودتونو سرزنش نکنین، خلاصه از قبل آمادگیش رو خواستم بهتون بدم ... اینم باز از عوارضشه... (برای من یکبار پیش اومد🫣)

سوزش حین ادرار بعد از سوند برای من تقریبا تا ۱۰ روز یا دو هفته یادم نیست ولی تکرار میشد ، نه هر بار ولی یوقتایی...
مخصوصا که موقع شیردهی نگه می‌داشتم و دیرتر میرفتم دستشویی...پس اینم یادتون باشه نگه ندارین....

اره واقعا من از هفته ۳۶ دهانه رحمم دوسانت هست و آمپول گرفتم بعدش تا الان دو هفته س همش دودلم بین طبیعی و سزارین ولی دیگه بیخیال شدم سپردم بخدا انشاله هر چی صلاحه اتفاق بیوفته

سوال های مرتبط

مامان سورنا مامان سورنا روزهای ابتدایی تولد
پارت اول - تجربه ی زایمان

سلام سلام
مامانای قشنگ من زایمان کردم و الان بیست و پنج روز میگذره میخوام تجربه زایمانم رو که طبیعی بود رو براتون اینجا به اشتراک بذارم
امید که کمکی بشه به مادرایی که قراره زایمان کنن😍
من از روز اول که فهمیدم باردارم مهمترین دغدغه ام انتخاب نوع زایمانم بود من بشدت از سزارین میترسیدم و از طبیعی وحشت داشتم هر روز از همه نظر میپرسیدم راجب این موضوع
یکی میگفت برو طبیعی زایمان کن بهتره من طبیعی زایمان کردم خیلی خوب بود و هزار تا تجربه ی سزارین بد برام تعریف میکرد و من کلی میترسیدم میگفتم اره پس منم طبیعی زایمان میکنم فرداش یه نفر دیگه میومد میگفت نه مگه دیوونه ای. فقط سزارین کن طبیعی خیلی بده و هزار تا تجربه ی بد از مادرایی که طبیعی زایمان کرده بودن میگفت و خلاصه این روند ادامه داشت تا هفته ی بیست و هشتوم
من از روز اول با یه ماما اشنا شدم و قصد داشتم تو کلاسای امادگی زایمانش شرکت کنم
همسرم که دید اینقدر سردرگمم و ترسیده ام گفت بیا برو با ماما صحبت کن فعلا کلاساشو برو تا بعد تصمیم بگیر که چکار میخوای بکنی. اینو بگم که توی این پروسه همسرم بشدت حمایتگر بود و میگفت انتخاب با توهه و من برای انتخاب هیچکدوم به هیچ عنوان تحت فشار نبودم
ادامه دارد. . . .
مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۱ ماهگی
مامان معجزه زندگیم مامان معجزه زندگیم ۲ ماهگی
سلام خانما اومدم تجربه سزارین ما بگم
پارت اول
ازاول بارداری من انتخابم زایمان طبیعی بود چون هم بدزخمم و هم کم خونی داشتم وهم دوست داشتم بعد زایمان خودم به بچم برسم ومیدونستم زایمان طبیعی، فوایدی هم برا خود بچه داره و کلی دلیل دیگه که باعث شده بود طرفدار زایمان طبیعی باشم و واقعا از سزارین و اتاق عمل میترسیدم و این هم بگم که دکترم هم زایمان سزارین انتخابی هم انجام می‌داد که تفاوت قیمتش با سزارین اجباری دوتومن بود ولی بازم وسوسه نشدم
اما از همیشه گفتند ازچیزی که بترسی سمتت میاد
طبق دو تاسونو آخری که دادم دو دور بند ناف محکم دور گردن بچه بود و دکتر هم با دیدن جواب سونو بهم گفت که زایمان طبیعی ریسکش بالاست و باید مداوم مانیتور باشی (قلب بچه راگوش بدند) که درصورت افت سزارینم کنه
و همین دلیل باعث شده بود که بین انتخاب زایمان طبیعی و سزارین ، سزارین انتخاب کنم چون ترسیدم درد زایمان طبیعی بکشم ودست آخر سزارین بشم و اینکه الان جون بچم از همه چیز مهمتربود و دکترمم بااین شرایطم انتخابش سزارین بود
خلاصه که سزارین اجباری شدم
مامان نینی مامان نینی ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۶
در واقع بخوام نظر نهاییم رو از زایمان طبیعی بگم اگر برگردم عقب قطعا دگ انتخابش نخواهم کرد
به دلیل:
۱- غیر قابل پیش بینی بودن زمان زایمان چون ما به شدت هر روز استرس داشتیم و منتظر بودیم
۲- فشار روحی شدیدی که به ادم وارد میشه طوری که من بعد از ده روز دکترم رو که دیدم ناخوداگاه گریم درومد و تپش قلب گرفتم و تمام صحنه ها از جلوی چشمام رد شد، حتی الان هم بهش فکر میکنم واقعا حالم بد میشه.
۳- شکل زشتی که الان واژنم به خودش گرفته قبلا اگر ورودیش یک سانتی متر بود الان به یک غار با دهانه ۳ تا ۴ سانتی متر تبدیل شده😐
۴- هموروئیدم بیرون زده و دفع برام خیلیییی سخت شده
درسته الان شاید از دردی که داشتم چیزی یادم نباشه ولی فشار روحی زایمان همچنان با منه و دست از سرم برنمیداره. سعی کردم خیلی کامل براتون تعریف کنم با اینکه بدن تا بدن و تجربه با تجربه هر آدم کاملا میتونه متفاوت باشه.
در ادامه چالش هایی که بعد از زایمان داشتم و هر کسی قرار هست داشته باشه رو هم میگم.
مامان آرش مامان آرش ۵ ماهگی
خب من اومدم بالاخره تجربه زایمانم رو بذارم
"تجربه ۱ "
قبلش یه حرفایی دارم که بدردتون خواهد خورد...
یک اینکه کلا تعصبی رو روش انتخابی زایمانتون نداشته باشین...یعنی اینطوری نباشید که بگین من حتما باید طبیعی بیارم یا از سزارین یا طبیعی غول بسازین برای خودتون، هر دوتاشو هزاران نفر تجربه کردن و تونستن پس شما هم میتونین... اولا ک شما نمیتونین پیش بینی صددرصدی کنین که تهش چی میشه پس این افکار تهش فقط براتون حس بد و خاطره تلخ داره..
همیشه بگین خدایا تو توانایی منو بهتر از خودم میدونی هر کدوم ب صلاحمه و برام بهتره..من همیشه اینو گفتم و با اینکه شرایط طبیعی داشتم و طبیعی دوست داشتم ، خواست خدا این بود ک سزارین شم و الان ن تنها پشیمون نیستم بلکه تا حدودی خوشحالم که طبیعی نشد...
نکته بعدی برای زایمان، یه نگاه به ژنتیک خودتون بندازین بد نیست...از مامانتون بخواین براتون تعریف کنه از زایمان اولش(شکم اولیا) من خودم دقیقا همون شرایطی رو تجربه کردم که مامانم تجربه کرده بود فقط موقعیتا فرق داشت...

ادامه پایین
مامان محمدجواد۰۵/۶/۷ مامان محمدجواد۰۵/۶/۷ روزهای ابتدایی تولد
#تجربه_زایمان_طبیعی
حرف آخر

زایمان یه جور قسمته، یه چیز کاملا غیر قابل پیش بینیه، و نمیشه هیچ کسی رو با کس دیگه مقایسه کرد
کسی که امیدی بهش نداشتیم و پیشرفتی نداشت یهو فول شد و زایمان کرد، اونی که دومین زایمان طبیعیش بود و از شب قبلش درد داشت دیرتر از همه زایمان کرد، منم که هیچ دردی نداشتم دو ساعته زایمان کردم
همیشه همه چیز رو بسپارید به خدا تا بهترین هارو براتون رقم بزنه ❤️
دم کرده تخم شوید رو هم دست کم نگیرید 😁 خوردنش توی فاز فعال زایمان واقعا موثره و باعث کوتاه شدن زمان زایمان میشه
بلافاصله بعد از زایمان حتما و حتما ۷ تا یا ۹ تا خرما بخورید
آبزن زایمان هم استفاده کنید توی قسمت اول برای یکی از مامان ها ترکیبات و نحوه استفاده ازش رو گذاشتم

در نهایت از خداوند مهربون میخوام همه مامانا بهترین تجربه خودشون از زایمان رو داشته باشن و هرکس چشم انتظار بغل گرفتن نی نی هست به زودی دامنش سبز بشه و آغوشش از لطف و محبت خدا پر بشه 💚

تصویر: اینم تخت پادشاهی من 👑 😅
این اصطلاح رو برای تخت زایمان جدیدا دیدم یه مامانی به کار برده که دردهای طبیعی رو هم کشیده بود و در نهایت مجبور به سزارین شده بود 🥲