#دردل💔💔💔

نمیدونم چرا من همچین شدم نسبت به همه چی بی حس و بی ذوق شدم نمیدونم اسمش چی میزارین اما انگار افسردگی بعد زایمان گرفتم‌ نسبت به همه چی بی‌حس شدم نسبت به خودم به شوهرم به بچم به خانوادم به همه چی بی‌حس شدم با اینکه قبل زایمان اینطور نبودم و لحظه شماری میکردم برای این لحظات منی که عاشق همسرم و خانوادم بودم منی که ۲سال انتظار کشیدم واسه بچه دار شدن منی که هربار سونوگرافی میرفتم‌فقط به شوق دیدن بچم‌ میرفتم‌ و قلبم برای دیدنش می‌تپید اما الان نمیدونم چطور بگم انگار یک حسی منو از همه چی بی حس و بی ذوق کرده بعضی وقتا از شدت خستگی یک لحظه با خودم میگم زود بود واسه بچه اوردن و من عجله کردم وقتی هم به بدنم نگاه میکنم افسردگیم چند برابر میشه بخیه هام‌‌ اذیتم‌ میدن خستگی زایمان هنوز تو تنمه خونه گیر شدم بیشتر این ۱۰روز اول تو بیمارستان گذشت نمیدونم افسردگی گرفتم یا بخواطر خستگیه💔

اما اینو میدونم بدجور احساس گناه میکنم از خودم متنفرم که اینطور شدم😭💔

۲۰ پاسخ

منم افسرده شدم شدید همش دلم گریه میخواد همش بی حوصلم دوس دارم تنها باشم حوصله هیچکسو ندارم

سلام گلم طبیعیه ولی نزار بیشتر شه برو خونه بابات ، با همسرت دور بزن ، یکم تو خچنه آرایش کن هی برو جلو آینه بگو من خوشگل ترینم ، سعی کن قرآن زیاد بخونی قرآن نشاط آوره نماز اول وقت بخون ،

من مشکل خانوادگی دارم شوهرم با خانوادم قهره نمیزاره منم برم از اونور بابام قلبش اذیته و مریض حاله همش فکرم پیششه انقد غصه میخورم و گریه میکنم بچم همش بی قراره و کولیکش شدید شده عذاب وجدان بچمم دارم دیگه دارم دیونه میشم حال روحیم خیلی بده انگار بین زمین و اسمون گیر کردم😭

منی که از الان این طور شدم چی 🥺🥺

میشه نی نی تو ببینم؟

درکت میکنم واقعا من فکرای بد مغزم دیونه میکنه

خواهر بدتر میشیا الان من ازالان بدتر شدم

عزیزم تاثیرات زایمان هورمون هاس از شوهرت کمک بخواه ولی اصلی ترینش خودتی خودت ب خودت کمک کن

حق داری عزیزدلم هممون همینجوری شدیم اگه شرایطشو دارین بچتو به کسی بسپار و یکی دوساعت با همسر برید بیرون حالت خیلی عوض میشع اگه هم دوس داری بچه رو ببرین ولی با ماشین بگردین یکم

چه کار کنیم دیگه مادر شدن همینه خستگی سختی افسردگی همه چی داره ولی میگذره جبران میشن همه اینا جایگزین خوشی ها میشن انشالله

پس منی ک هنوز زایمان نکردمو وضعم اینه چی بگم💔🙃

خیلی انقد آرایش کردن دوس داشتم الان آرایش کردن بیزارم انقد خرید خوشحالم میکرد الان متنفرم از خرید انقد ازگردش خوشم میومد الان بیزارم دوس دارم تنها باشم گریه کنم از خودم بدم میاد

منم همینطورم

عزیززززم این روزها میگذره بیشتر مال خستگی هست
بهتره از یک نفر یه مدت کمک بگیری
و با یک مشاور صحبت کن به صورت آنلاین

منم اینجوری شدم .. وقتی باردار بودم اینجا کسی میگفت افسردگی گرفته کامنت میزاشتم که دیوونه ای؟ با بچت حال کن ! ولی الان خودم اشکم دم مشکمه و حالم واقعا بده بعد زایمان فقر آهن گرفتم هفته ای یکبار باید برم بیمارستان آمپول آهن بزنم امروز رفتیم بیخودی زدم زیر گریه ساعتها گریه میکردم پرستارا میگفتن چته میگفتم نمیدونم…. ولی خب بنظرم بخاطر وابستگی به پسرمه و همش فکر و خیال میکنم من نباشم بچم چی میشه ، باید به خودمون زمان بدیم

عزیزم حق داری
خسته زایمانی هنوز و مسئولیت یک نفر دیگه هم بر عهده داری ای حست رو درک میکنم
نیاز به توجه و آرامش داری
کم کم بهتر میشه زمان بده ولی به خودت سخت نگیر
بدنت درست میشه بر می‌گردی به روزهای خوب با این تفاوت که شیرین کاری های نی نی کوچولوت خستگی از تنت میبره
تحمل کن درست میشه 🥰🥰🥰

منم همینطوری شدم

منم اینجوری بودم یکی حرف میزد بدم می‌آمد ازش از همه چی متنفر بودم الان خوب شدم خداروشکر . بگذره یکم درست میشه . افسردگی بعد زایمانه متاسفانه

دقیقا منم همین طور بود هنوزم خوب نشدم

وای مثل منی ک😣😣😣😣منم اینجوریم بخدا😔😔😔

سوال های مرتبط

مامان فراز مامان فراز ۴ ماهگی
سلام مامانا امیدوارم همتون خوب باشید
میخوام از حس این روزام بگم...
۴ روزه مامان شدم و میخوام اعتراف کنم که تا الان هرکی از افسردگی بعد از زایمان حرف میزد فک میکردم چرت میگه
با خودم میگفتم چرا اخه شاید مشکلی داشته
ولی از روزی که با بچم اومدم خونه همه چی برام علامت سواله ....
حس پشیمونی دارم
یک بار قربون صدقه بچم نرفتم انقد که این روزا خسته و کلافم
حس میکنم کار اشتباهی کزدم مامان شدم با این که من به شدت برای بچه دار شدن تلاش کردم و من و شوهرم صدمونو گذاشتیم خیلی هم حسرت میخوردم و میترسیدم خدا بهم اولاد نده.. چون تنبلی هم داشتم و خلاصه سرتونو درد نیارم
حالا به بچم که نکاه میکنم بغلش که میکنم هیییچ حسی ندارم بهش
از خودم بدم میاد دلم به حال این طفل معصوم میسوزه
با این که شوهرم همه جوره حواسش بهمون هست همراهمه من هییچ مشکلی با هیچکی ندارم مامانم پیشمه کلی داره زحمت میکشه...
فقط گریه میکنم دعا میکنم خدایا مهر بچمو به دلم بنداز😣
تنها میشم یا میبینم بچم گریه میکنه شیرم کمه هنوز جاری نشده منم گریه میکنم
با خودم میگم همش همین بود این‌همه بچه بچه.... همین بود؟؟؟
افسردگی گرفتن مگه شاخ و دم داره؟


میشه شما هم برام بگید از تجربتون؟ خیلی نیاز دارم به همدلی ❤️