تجربه زایمان طبیعی
پارت1
من بیمارستان میلاد پرونده داشتم از دکتراش راضی نبودم به ماه آخر که رسیدم شنیدم خوب رسیدگی نمیشه منم دنبال یه بیمارستان دیگه بودم خصوصی بعد یکی از آشناهامون بیمارستان مدائن گفت عروسم زایمان کرده خیلی خوبه رفتم اونجا برام پرونده تشکیل داد دفعه دوم که رفتم دوروز قبل زایمانم بود فهمیدم دکتر بالا سرم نیست موقع زایمان فقد ماما ها هستن و دکترم نبود ماما معاینم کرد وحشتنات درد داشت 😢اذیت شدم به خونریزی افتادم وقتی اومدم خونه دیگه از ترس گریه میکردم میگفتم نمیخوام زایمان کنمم😂همسرم میگفت چیکار میکنی میگفتم تو خونه زایمان میکنم ولی اونجا دیگه نمیرم ماما منو کشت 😂که واقعنم کشت خیلی درد پریودی شدید داشتم شبو تا صبح ده بار با درد بیدار شدم همسرم گفت خب یه بیمارستان دیگه میبرمت بگو کجا میری خلاصه صبح روز جمعه رفتیم دنبال بیمارستان گفتم خصوصی باشه اول رفتیم گاندی دیدیم که سوخته بود😂بازسازی میکردن بعد بیمارستان پیامبران اونجا هم ۷۰میلیون میگرفت و گفت هزینه اتاق خصوصی بی حسی اینا جداس همسرم گفت میخوای همینجا زایمان کنی گفتم پول زیاد میگیره بریم بیمارستان ابن سینا رفتیم اونجا بالاخره خوشم اومد قیمتشم خوب بود هزینه اضافی هم نمیگرفت جز بی حسی ویزت کردم پیش دکتر رفتم با دکتر صحبت کردم معاینم کردم خیلی خوب بود درد نداشت گفت ممکنه وسط هفته زایمان کنی اومدیم خونه ساعت پنج عصر یه درد شدید اومد سراغم ول کرد منظم نبود دراز کشیدم گفتم چیزی نیست خسته ام ساعت گرفتم هر ۱۵دقیقه میگرفت ول میکرد ساعت ۶ونیم به پنج دقیقه رسید دلپیچه شدید به همسرم بزور تونستم زنگ بزنم گفتمهرجا هستیزود بیا خونه درد دارم یه دفعه دردام رسید به ۳دقیقه همسرم رسید و راهی شدیم بیمارستان

۶ پاسخ

ابن سینا خصوصیه ؟

الهی بسلامتی باشه چند هفته بودی گلم؟

بیمارستان پیامبران۷۰!؟
پس چجوری به من ۵۸قیمت دادن؟؟؟؟

ای منم همش دوس دارم تو خانه درد بگیرم

خب خب

بقیش بقیش😍

سوال های مرتبط

مامان دلوین 🩷 مامان دلوین 🩷 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت ۴:
خلااااصه تا برگشتیم خونه ساعت ۱۰:۱۵ شب بود یه شام سبک خوردم قرص های سرماخوردگیم رو خوردم و رفتم که بخوابم تازه دراز کشیدم که یه درد شدید پریودی گرفت و ول کرد یه حسی بهم گفت خودشه ساعتو نگاه کردم ۲۳:۲۳ بود یادداشت کردم استرس گرفتم و منتظر شدم ببینم تکرار میشه یا نه
بله ... دردا تکرار شد منظم نبود و من همه ی ساعت هارو نوشتم تا ۴:۳۰ صبح تحمل کردم
بعدش به همسرم گفتم پاشو بریم بیمارستان دردام تموم نمیشه
دوش آب گرم گرفتم دیدم نخیر دردم قطع نمیشه پس شیو کردم و ساکو وسیله هارو اماده کردم و زنگ زدم به مامانم که بریم بیمارستان ساعت ۵:۰۰ بود
یدونه خرما خوردم ، همسرم از زیر قرآن ردم کرد و رفتیم
ساعت ۵:۳۰ رسیدیم بیمارستان رفتیم بلوک زایمان گفتم درد دارم معاینه کرد گفت ۳سانت و نیمی فکر نکنم بستری کنن بمون زنگ بزنم دکتر سوالاتشم پرسید پرونده تشکیل داد و ۶ زنگ زد به دکتر ، دکتر گفت NST بگیرین و اوضاع رو بهم بگید بعد نیم ساعت اینا زنگ زدم انقباضاتم رو گفتن و گفتن که درد داره و ... دکتر گفت بستری کنین
مامان ✨سوینم🫀🧿✨ مامان ✨سوینم🫀🧿✨ ۹ ماهگی
مامان تپلی🍼🪺 مامان تپلی🍼🪺 ۱ ماهگی
من دوران بارداری میرفتم پیش یه دکتر ولی تو بیمارستان که می‌خوام زایمان کنم نمیومد دیگه منم از ۳۰ هفته رفتم ماما خصوصی گرفتم و ورزش و کلاس و اینا در نهایت هم ماما گفت خودم عامل زایمان هستم میام بالا سرت و زایمان انجام میدم تو فقط همون بیمارستان که می‌خوای بری برو پرونده تشکیل بده دیگه من رفتم برا تشکیل پرونده بیمارستان گفت باید یه سر هم بری زیر نظر دکتر خودمون معاینه‌ات کنه دکتر اونجا معاینه لگن کرد رو تخت صاف با ناخن خلاصه پدرم در اومد بر خلاف چیزی که ماما خصوصی گفت اون گفت لگنت سفته و سخته و اینا ولی نامه سزارین هم نداد دیگه گیر داد که ماما که میری پیشش خوب نیست بیا پیش اینی که من میگم بعد الان گیر داده هر روز زنگ میزنه میگه بیا مطب تا نامه ختم بارداری بدم بری با سوزن فشار درد بکشی بچه‌ات نیومد سزارین بشی
موندم چیکار کنم من تازه ۳۸ هفته‌ام بعد با ورزشایی که ماما خودم داده یه سانت دهانه رحمم باز شده خیلی بهتر از قبل شدم واقعا موندم
مامان نینی🩵 مامان نینی🩵 ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۲
منم که دیگه حسابی از دردام خسته شده بودم تمام همّ غمم رو گذاشتم که تا هفته بعد زایمان کنم یعنی طوری بود که تو بیمارستان دکترم اومده بود بالا سرم و گفت هفته بعد بیا ببینمت با خودم گفتم باشه تو بیمارستان میبینمت😏
حسابی پیاده روی میکردم و رابطه بدون جلوگیری داشتم فعالیتم رو زیاد کردم دمنوش بابونه میخوردم شیاف گل مغربی میذاشتم اینا ادامه داشت تا روز جمعه روز جمعه صبح با همسرم یه کله پاچه زدیم و بعد رفتیم بازار گل و کلی اونجا پیاده روی کردیم بعدش که برگشتیم من یه کم دمنوش گل گاوزبان خوردم و بعد رابطه بعد از اون مثل هر بار رابطه که تا مدت ها درد پریودی داشتم درد می‌گرفت و ول میکرد دیگه گرفتم خوابیدم شاید آروم شد ولی بعد که پا شدم دیدم نه هنوز ادامه داره یه دوش گرفتم دوباره دومنوش گل گاوزبان و خاکشیر خوردم بعد با اینکه درد داشتم دوباره ولی این بار به قصد بیشتر شدن دردم رابطه داشتیم که البته خیلی درد وحشتناکی داشت دیگه دوباره دوش گرفتم دوباره گل گاوزبان و خاکشیر بعد دیگه به همسرم گفتم یه روغن کرچک هم بگیره و اونم خوردم بعد هم رفتیم بیمارستان چون از صبح درد داشتم خیلی به تکونای بچه توجه نکرده بودم برا همین فکر میکردم کم شده که تو بیمارستان متوجه شده که نه مثل همیشه است خلاصه رسیدم بیمارستان