۱۰ پاسخ

اصلا تکون نمیتونم بخورم موقع راه رفتن باید دو نفر دستمو بگیرن فقط گریه میکنم دردم نمیگیرم تموم شه

من خیلی درد میکشم ی لگن درد شدید دارم نمیتونم تکون بخورم هیچ کاری هم برام نمیکن

وای خدا نیاره من بعد زایمانم همش استرس اینو داشتم که بگن ی چیزی تو شکمت جا مونده
خداروشکر که خوبی

ورزش نکردین حین زایمان؟

گفتم شاید اینجا باشی ببینم کدوم بیمارستان رفتی منم میخوام آتیه برم

مبارکتون باشه چشمتون روشن خداروشکر که بخیر گذشت

عزیزم..به خیر گذشت..
مبارکه💙
منم ۳۸ تموم کردم رفتم دکتر گفتم گاه گاهی انقباض دارم .نوار گرفتن گفتن باید همین الان بیاریش..من اصلا آمادگی نداشتم. گفتم که خیره توکل کردم به خدا و سزارین شدم. گفتن اگه طول بکشه رحم و پاره میکنه فشار..
به دنیا اومد و همه چیز خوب بود.‌
یه دفعه شکمم باد بدی پیدا کرد انگار هنوز بچه داخلشه
بعد گفتن مرخص ننیشی تا باد بخوابه و بیاد بیرون
گفتم چکار کنم
گفتن راه برو آب بخور..
آقا منی که تازه سزارین کردم همه بدنم درد بیهوشی بود همینطور راه میرفتم تو بخش تا بالاخره درست شد و مرخص شدم
یعنی خستگی اون پیاده روی بعد عمل همچین موند رو تنم که فقط میگم خدا ازشون نگذره
ولی خداروشکر بخیر گدشت

خداروشکر ک خوبی...کدوم بیمارستان رفتی

خداروشکر ک الان حالت خوبه🩵

واااای عزیزم چقد سخت بود زایمانت 😣🥺
خداروشکر حال خودتو نینی خوبه چشمت روشن بهت تبریک میگم 🌹😘

سوال های مرتبط

مامان افرا مامان افرا ۱۶ ماهگی
تجربه ام از زايمان طبيعي و ميگم چون پرسيده بوديد.ورزش كلي من پياده روي و إسكات از هفته ٣٧بارداري تو حمام زير دوش بود و كلا تي بارداريم تنبل نبودم.٧ارديبهشت ساعت ١١شب كمرم يهو پيچيد جوري كه حس كردم شكست،٤٥دقيقه زمان گرفتم ديدم درد كمر دارم و كمي حالت پريودي،رفتم بيمارستان معاينه كردن و نوار قلب گرفتن گفتن برو ١ساعت راه برو،راه رفتم بدون استراحت،باز رفتم بخش زايمان nst گرفتن و معاينه كردن گفتن ٢/٥سانت باز شدي برو خونه ٢ساعت ديگه باز بيا .ارمدم كاراي خونه رو انجام دادم كه راه برم رفتم دوش گرفتم و زير دوش إسكات زدم اومدم بيرون ارايش كردم رفتم بعد ٣ساعت بيمارستان ١ساعت ديرتر رفتم.معاينه كردن و باز nst گفتن ٣/٥سانت باز شدي و بستري بايد بشي، ساعت ٥صبح راه افتاديم سمت تهران دردم نداشتم زياد خييييلي كم، رسيدم بيمارستان انصاري باز معاينه كردن گفتن شدي ٤سانت.بستري شدم و ماما اومد سروم و امپول هاي لازم و زد دردا بيشتر شد بعد ١ساعت سرپرستار كه خانم سن بالايي بود گفت اينجوري فايده نداره ...دستشو كرد تو بدنم پيچوند كيسه ابمو پاره كرد گفت زور بزن و من وارد دوره اصلي شدم بعد ١ساعت افرا خانم به دنيا اومد☺️☺️☺️
مامان رادین🩵👶 مامان رادین🩵👶 روزهای ابتدایی تولد
مامان ساحل و سهیل 🤍 مامان ساحل و سهیل 🤍 ۱۶ ماهگی
من اومدم با تجربه زایمان بچه دومم
من روز ۱۲ صبح حالم خوب بود پاشدم خونه جمع کردم رفتم خونه مامانم از اونجا اومدم یکم درد داشتم فقط رفتم صدا قلب بچه گوش دادم گفت ۱ سانتی خوبه قلبش برو پیاده روی کن
من اومدم خونه یکم ورزش کردم و پیاده روی کردم و رفتم ی دوش گرفتم
اومدم آماده شدم تا برم ان اس تی
رفتم ان اس تی و همه چی خوب بود معاینه کردن گفتن دو سانتی بستری نکردن گفتن هنوز زیاد مونده تا زایمانت برو خونه هر چی گفتم بستری کنید بستری نکردن راهم دور بود
اومدم خونه خمین ک رسیدم خونه نیم ساعت بعدش ی چی انگار ت دلم افتاد پایین تق صدا داد کیسه آبم پاره شد
و راه افتادیم تا بیمارستان ۱ ساعت راهه دردام‌داش شروع میشد رسیدم بستری کردن معاینه گفتن ۳ سانتی
دردام اولش قابل تحمل بود رفته رفته با سرم بیشتر شد هر ۱ دقیقه ۱ بار بود دیدن دردام زیاده اومدن سرم قطع کردن
گفتن ببینم درد عادی خودت چقد خر ۵ دقیقه ی بار شد گفتن اگه حس مدفوع داشتی مارو صدا کن صدا زدم اومدن دیدن گفتن ۴ سانتی
کردم از درد انقد جیغ داد زدم
رفتم سرویس واسه ادراد ک وقتی اومدم دردم بیشتر شد جیغ زیاد شد گفتم ی چی داره میاد بیرون انگار ک اومدن نگا کردن گفتن ۷ سانتی بردن زایشگاه انقد روز زدم میگفتن نمیخوایم پاره بشی ولی انقد زور زدم خودم پاره شد پوستم بدون اینکه اونا تیغ بزنن
ساعت ۴و ۴۰ دقیقه پسرم ب دنیا اومد همه دردام ر راحت شدم اون لحظه بعد اینکه اومد بخیه بزنه بهم یکم درد داشتم فقط
پسرم ساعت ۴ و ۴۰ دقیقه ب دنیا اومد دادن بغلم الانم فعلا بستریم تا فردا سر زایمانم برای همه مادرا دعا کردم انشالله همه بسلامتی راحتی زایمان کنن بچه اشون بغل کنن
من ک با اینکه بچه دومم بود سخت زایمان کردم