بعنوان کسی که سزارین کردم اگه ده بار هم برگردم، باز هم انتخابم سزارینه. بچه ها اگه کمکی دارید، مادرتون هست، اصلا تو انتخاب سزارین و طبیعی شک نکنید. همون اول سزارینو انتخاب کنید. نزدیکای ساعت ۷ بستری شدم تا کارای پذیرش انجام بشه یکم معطلی داشتم. تو اتاق عمل گفتم میخوام بیحسی از کمر به پایین بگیرم و زمان بدنیا اومدن بچه رو ببینم که دکتر بیهوشی گفت چون آمپول انوکسپارین مصرف کردی، ریسک نکنیم و بیهوشی انتخاب درست تری برای منه. فکر کنم بعد اینکه باهاش موافقت کردم دو دقیقه بیشتر زمان نبرد که دیدم تو ریکاوری به هوش اومدمو صدای گریه بچه‌مو میشنوم. بچه ساعت ۷ و ۵۵ دقیقه بدنیا اومد. پمپ درد هم بهم وصل بود که درد بخیه‌مو به حداقل رسونده بود.
بعدشم بردنم بخش و مامانم اومد بالای سرم. شیاف هم بهم زدنو در آخر بعد چند ساعت گفتن باید آروم بلند بشمو حرکت کنم. درد داشت اما نه اون دردی که ازش ساختن، کاملا قابل تحمل بود. در واقع با اون مسکن ها اصلا درد حساب نمیشد.
الان هم که خونه هستم، مامانم نمیزاره کار بکنم ولی اگه تنها هم بودم با شیاف و مسکن هایی که برام نوشتن میتونم تموم کارای خودمو انجام بدم.
مثل یه خواب و رویا بود، اینکه باپاهای خودم رفتم، بدون نگرانی، بدون درد زیاد، در عرض چند دقیقه بچه‌م به دنیا اومد.
قطعا این نوع زایمان برای بچه‌ هم خوب و راحت بوده، طفلی بدون هیچ سختی اومد بیرون.

درکل خیلی خوشحالم و اگه کسی دو دله تو انتخاب طبیعی و سزارین، سزارین بهترین و بهترین و بهترین انتخابیه که میتونید درحق خودتون انجام بدید. آرامش روانیش به همه چی می ارزه.


زایمان طبیعی سزارین نوزاد جنین

۱۷ پاسخ

عزیزم چقد خوب که بعد زایمانت نگرانی ما مادر ها رو بر طرف کردی مرسی

عزیزم مسکن چی دادن بهت و اینکه شیاف همون دیکلوفناک بود باید خودمون بگیریم یا میدن خودشون ؟

تبریک میگم عزیزم قدم نو رسیده رو

ولی کلا بدن با بدن فرق میکنه
من سزارین های سختی ام دورم دیدم
طبیعی های راحتم دیدم کلا همه چی برمیگرده به خود آدم بنظرم

موافقم❣️

قدم نی نی برات پر خیر و برکت باشه عزیزم.جسارته میپرسم کدوم بیمارستان زایمان کردی؟هزینه ها چقدر برات در اومد؟دکترتون کی بود؟

عزیزم برای اینکه انکوسا می‌زدی بیهوشت کردن؟؟منم میزنم امکان داره بمنم همینو بگن؟؟چون من میخواستم بی حسی و انتخاب کنم

وااای چه عالی من ک خیلی ترس دارم ولی بیشتر خوشحالم ک بچمو میبینم
چه خوب ک تجربتو گفتی

وای منم اولی طبیعی بوددوروزدردکشیدم مردموزنده شدم تازه بچه ام۲کیلو۸۰۰بودالان دیگه میخوام سزارین اختیاری بشم نهم مهرنوبت زدن برام

واس راس میگیییی مامان فرشته من امشب بستری میشم برای سزارین خیلیییی میترسم دعا کن برام راحت بگذره
منم مثل تو پمپ درد هم میخام بگیرم🥹

بسلامتی عزیزم قدمش خیر باشه
منم فردا نوبت عمل دارم کلی استرس دارم
پیامتو خوندم یکم آروم شدم.
خدا کنه برا منم آسون باشه
نی نی رو شیر میدی برا منم دعا کن.🥲
سوند رو اذیت نشدی؟

منم اگر برگردم عقب طبیعی زایمان نمیکنم
خیلی پشیمونم💔😔فوق العاده اذیت شدم
روحیم خراب شده داغون شدم
شبا خواب زایشگاه میبینم ...

من ساعت 8 صبح دردای طبیعیم شروع شدن تا ساعت 1و نیم ظهر خیلی دردای شدیدی بودن نتونستم زایمان کنم بردنم اتاق عمل سر 10 دقیقه تموم شد بچم به دنیا اومد خیلی حس خوبی بود کاش از اول سزارین انتخاب میکردم

منم هفته دیگه یکشنبه عمل دارم خودم سزارینو انتخاب کردم ولی الان که نزدیکش شدم پر از استرسم همش بهش فکر میکنم همش فکرای منفی میاد تو سرم امیدوارم واسه منم خوب و راحت بگذره و خدا خودش کمکم کنه🥹♥️

عزیزم ما دولتی سزارین شدیم.
بی حسی از کمر.
پمپ دردم نداشتیم
شیافم فقط یکی گذاشتن بقیشو مامانم گذاشت.
بچمون هم خودمون شیر دادیم پوشکشو عوض کردیم عاروقشو گرفتیم با اون همه بخیه.
مامانم فقط غذا میاورد برام

بسلامتی قدمش پر خیر😍
من فردا وقت ویزیت دکتر سینه دارم برام دعا کن مامان❤️

دقیقا منم سزارینم
و انتخابم سزارینههه

اره من سزارین اولم فوق العاده بود و غیر باور کردنی همون که از اتاق عمل اومدم خودم خودمو کشیدم رو تخت انقد که خوب بود حالم
و اصلا هم درد نکشیدم
ولی چون بعد سه ماه باز باردارم شدم سزارین دومم وحشت ناک بود 😭😭

سوال های مرتبط

مامان دونه🥰 مامان دونه🥰 ۱ ماهگی
بعد که بردنم تو بخش هم با پمپ درد قابل تحمل بود و زیاد اذیت نبودم هی به پسرم شیر میدادم که دریغ از از یه قطره شیر بعد با سرنگ هم نوک سینه ام رو میکشیدم به کمک مامانم یکی دو قطره درومد که اصلا به دهن بچم نرسید تو سرنگ خشک شد همسرمم رفت دنبال شیرخشک تا پیدا کرد مامانم به بچه یکم نبات داغ داد تا اروم گرفت ، تا شب که پمپ درد داشتم هم همه چی خوب بود ساعت ۷ شب هم سوند رو دراوردن و ده شب گفتن بلند شم از جام که یک ساعت پیشش پمپ دردم تموم شده بود و بهم شیاف هم ندادن گفتن مسکن زیاد روی بچه اثر میزاره یکی از اشتباهاتم همین بود که خودم شیاف نزاشتم شیر که نداشتم چجوری میخواست روی بچه اثر بزاره و تمام شب رو با درد شدید و بدون شیاف گزروندم ، بلند شدن اول چون هنوز اثر مسکن بود هم به سختی بود اما بازم قابل قبول بود،
ساعت ۳ شب دوباره از جام بلند شدم که جونم درومد از درد و فقط اشک میریختم نقسم حتی درنمیومد و حرف هم حتی نمیتونستم بزنم که واقعا پشیمونم شیاف نزاشتم ، روز بعد هم هنوز شکمم کار نکرده که بهم شیاف دادن در لحظه کار کرد و مرخصم کردن.
مامان کیاشا👶🏻🩵 مامان کیاشا👶🏻🩵 ۲ ماهگی
تجربه من از سزارین ✨🌸
.
من باید تو یه شهر دیگه سزارین میشدم چون تو شهر خودمون سزارین اختیاری رو قبول نمیکنن دو ساعت هم راه بود تا بیمارستان
صبح روزی که وقت عملم بود راه افتادیم ساعت ۸ باید بیمارستان بستری میشدم تو راه به خاطر چاله زیاد جاده ماشین خیلی تکون داد من احساس کردم کیسه ابم پاره شد و کم کم لباسم خیس میشد تا رسیدم بیمارستان کارای بستری رو انجام دادن و گفتن مشکلی نیست که کیسه ابم پاره شده چون دکتر تا یه ساعت میرسید
بعد انجام کارای بستری ازم ان اس تی گرفتن
و نیم ساعت بعد اتاق عمل بردن من سوند رو گفته بودم اتاق عمل برام برارن بعد بی حسی که اصلا متوجه نشدم
امپول بی حسی اصلا دردی نداشت خیلی کم در حد امپول معمولی
بعد ده دیقه هم پسرم به دنیا اومد اوردن گذاشتن رو صورتم بهترین حس دنیاست به نظرم🥰
بعدشم حدودا نیم ساعت بعد عملم تموم شد یه ربع تو ریکاوری موندم و زود دادن بخش منو بچه هم با هم رفتیم بخش
که اومدن برام مسکن و شیاف زدن تا قبل اینکه بی حسیم بره تا دو ساعت بعدشم درد زیادی نداشتم
بعد دوساعت یکم خونریزی داشتم که دو بار ماساژ شکمی دادن که درد داشت ولی قابل تحمل بود میگفتن ندیم ماساژ خطرناکه باید خون ها تخلیه بشه
در کل دردش با مسکن و شیاف قابل تحمل بود
به نظرم قسمت سختش بار اولی بود که از تخت پایین میومدم چون فشارم افتاد و سرم زدم بعدش تونستم پاشم ✨🩵
امیدوارم مامان های باردار همگی زایمان راحتی داشته باشن🌸
مامان هایلین مامان هایلین ۳ ماهگی
خب خانوما همون طور که تو تاپیک قبلی گفتم من هم تجربه زایمان طبیعی دارم هم سزارین
طبیعی که همون طور که همه میدونن درد قبلش وحشتناکه ولی بعدش راحتی
ولی سزارین از اولش بخوام بگم سوند گذاشتن اصلاا درد نداشت یکم احساس سوزش داشت و حس بدی بعد گذاشتن به آدم دست میده که رفته رفته بهتر میشه بعد سوزن بی حسی اصلا درد نداشت موقع جراحی خیلی اذیت شدم مخصوصا موقعی که بچه رو میکشیدن بیرون خیلی حس بدی داشت قلبم داشت میخوابید ،ماساژ اصلا درد نداشت وقتی بی حس بودم انجام دادن هیچی نفهمیدم بعد اینکه اثر بی حسی رفت هم سرم مسکن زدن با شیاف گذاشتن درد زیاد نداشتم درد اولین راه رفتن که زیاد بود ولی وحشتناک نبود در کل فقط موقع جراحی اذیت کننده بود برام ولی درکل دردا با شیاف قابل تحمله و الانم که ۳ روز میگذره بهتر شدم و دردام کم شده
در آخر بخوام بگم اگه بتونید درد طبیعی و تحمل کنید بهتره چون بعدش خیلی راحتی خودت بلند میشی راحت کاراتو میکنی ولی سزارین باید یکی باشه که کاملا کمکت کنه
الان اگه واقعا نمیتونم بگم کدوم راحته و برا بچه بعدی اگه بخوام بیارم واقعا نمیدونم کدوم و انتخاب کنم 😂😂
مامان 🎀نورا خانم🎀 مامان 🎀نورا خانم🎀 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴
بخیه هم چون بی حسی میزنن در حد یه سوزشه
بعدش هم به مامانم گفتن اومد پیش نینی و لباس تنش کرد و با دیدنش کلی حالم خوب شد
اینم بگم خدا خیرشون بده هم مامانم‌ اومد پیشم هم شوهرم رو اجازه دادن بیاد پیشم‌
ولی اگر مثل من روحیه حساسی دارین شوهرتون نیاد که کلی گریه میکنین و لوس بازی در میارین براش😂
زایمانم‌ ساعت ۱۰ و ۴۵ دقیقه شب بود و ساعت ۱ و ۲۰ دقیقه هم رفتم بخش
در کل عزیزان دلم هزار بار خداروشکر کردم که سزارین نشدم چون مطمئنم برای من سخت تر بود پذیرش سزارین
با درد برش ۷ لایه از شکم و سوزش اون ناحیه و کمر درد و آمپول بی‌حسی اصلا نمیتونستم کنار بیام
به بدنتون اجازه بدین روند طبیعی خودش رو پیش بره و در آخر توکلتون به خدا باشه
منکه تو اطرافیان همه سزارین بودن و طبیعی رو انتخاب کردم از انتخابم خیلی راضیم
حتی بعد زایمانمم‌به مامانم گفتم خیلی راضی بودم
خوش زا نبودم چون ۱۶ ساعت طول کشید ولی همینکه تونستم و از پسش بر اومدم‌به خودم افتخار میکنم
شما هم توکل به خدا ان شالله میتونین
سوالی داشتین در خدمتم😘😘

زایمان طبیعی فرزندپروری بخیه
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۱ ماهگی
مامان محمد حسین مامان محمد حسین ۱۱ ماهگی
سلام دوستان تجربه زایمانم رو براتون می زارم🌷🌸
خداروشکر ۸ روز از تولد پسرم میگذره
من ۳۹ هفته ۳ روز برای کم شدن آب دور جنین دکتر گفت برو بستری شو بدون هیچ دردی ساعت ۴ بعد از ظهر رفتم زایشگاه ‌پاستور نو
بستری شدم و بعد آنژوکت دولت آمپول فشار قوی بهم زدن که ببینن واکنش بدن و جنینم چطوره اما بی فایده بود
از ساعت ۱۲ شب شروع کردن به قرص زیرزبونی دادن
ساعت ۲ شب کیسه آبم پاره شد و درد ها اومد سراغم بدتر از همه اینا ۱ سانت بیشتر باز نشده بودم
زنگ زدن دکترم گفتن تا صبح صبر می کنیم
صبح پرستار اومد معاونت کرد با اون همه قرص و آمپول فشار همچنان ۱ سانت
بودم خلاصه درد و فشار روانی زیادی تحمل کردم ساعت ۷ نیم دکترم گفت آماده بشم برای سزارین اورژانسی
بدنم از فشار های که وارد کرده بودن می لرزید و حال بدی داشتم
بعد بردنم اتاق عمل
و از کمر به پایین بی حس کردن و چه حس خوبی بود وقتی پسرم رو نشوند دادن و بعد عمل یه پمپ درد هم خودم گفتم برام استفاده کنن

در کل من درد زایمان طبیعی و سزارین رو کشیدم
اگر به من بگن کدوم رو انتخاب می کنی من سزارین رو انتخاب می کنم
برای کسایی که درد ندارن طبیعی غیر قابل توصیف هست
مامان آراد مامان آراد ۲ ماهگی
تجربه سزارین بیمارستان ۱۷ شهریور
صبح ساعت ۸ رفتم تا ۹ بستری شدم قبل اینکه ببرن اتاق عمل سوند وصل کردن که درد نداشت اصلا فقط یه لحظه احساس سوزش داره بعدش ۱۰ ونیم بردنم اتاق عمل دکتر بیهوشی اومد چندتا سوال پرسید که تا حالا عمل کردم یا نه و اینکه پمپ درد میخوام یا نه منم گفتم پمپ درد میخوام و خیلی خوب بود که پمپ گرفتم توصیه میکنم بگیرین اگه مثل من تحمل دردتون پایین
نشستم روی تخت پرستار شونه هامو گرفت دکتر آمپول بیحسی زد توی کمرم و دراز کشیدم و چند دقیقه بعدش کمر به پایین بی حس شدم دیگه دکتر خودم اومد و یک پرده کشیدن جلوم و دکتر شروع کرد به روند زایمان بعد شاید بگم ۵ دقیقه صدای پسرم شنیدم آوردنش کنار صورتم بعدم برن روی ترازو و لباسش کردن و دکتر شروع کرد بخیه زدن بعد بردن ریکاوری یکساعت بودم بعدش بردنم بخش ساعت ۵ عصر شروع کردم به راه رفتن فقط همون لحظه اولش سخته واقعا درد داره که هرچی بیشتر راه برین بهتره وگرنه درد بخیه اصلا نداشتم با پمپ قابل کنترل بود
یک درد کتف راستم آخرشب گرفت اون خیلی بد بود انگار نفسم میخواست بند بیاد که میگن طبیعیه و بخاطر همون بیحسی که درد میگیره روز بعدش هم مرخص شدم دکترم هم سوسن داورپناه و راضی بودم از روند زایمان